آشیان / پیشنهاد سردبير / گفتگویی اختصاصی شهرگان با دکتر حسن صادقی‌پناه شاعر و مترجم وضعیت ممیزی در حال حاضر بسیار بهتر از گذشته‌ی نزدیک و حتی بهتر از دوره‌ی اصلاحات است 

گفتگویی اختصاصی شهرگان با دکتر حسن صادقی‌پناه شاعر و مترجم وضعیت ممیزی در حال حاضر بسیار بهتر از گذشته‌ی نزدیک و حتی بهتر از دوره‌ی اصلاحات است 

از  اواخر دهه هفتاد پیشنهادهایی از سوی ناشران محترم که به آثار من نظر لطف داشتند، برای چاپ مجموعه‌ی اشعارم وجود داشت. اما وقتی که به سلیقه و ذائقه ی جامعه نگاه می کردم، رغبتی برای چاپ کتاب در خود نمی دیدم. این موضوع با سرخوردگی اجتماعی و انزوای بسیاری از هنرمندان در سال 88 همراه شد و در مورد من نیز باعث دوری بیش از یک دهه از فضای ادبیات کشور شد. ولی در سالهای اخیر با وجود تشدید جریان سیستماتیک در جهت سوق دادن ذائقه‌ی هنری جامعه به هنر مبتذل و از جمله در ادبیات که شاهد صف های طویل فالوورها برای خرید کتابهای شعر!!! فوتبالیست‌ها و سلبریتی‌ها و چهره‌های برگزیده محافل و برنامه‌های خاص هستیم، اما به احترام و اصرار جمع فرهیخته‌ی شاعران که مخاطب اصلی من بودند، تصمیم به انتشار اولین کتابم با نشر محترم چشمه گرفتم. پس از سالها آشنایی مخاطبین با اشعار دکتر صادقی پناه کتاب ” و چایی عاشقانه‌ی خوبی ست” که مجموعه‌ی غزل های ایشان است به چاپ رسید که با استقبال کم نظیر مخاطبان روبه رو شد در همین رابطه ضروری دانستیم که گفتگویی با وی چه در خصوص کتاب خود و چه در خصوص وضعیت شعر در ایران امروزی داشته باشیم که در ادامه می‌خوانید:

Hassan-Sadeghipanah2-606x510 گفتگویی اختصاصی شهرگان با دکتر حسن صادقی‌پناه شاعر و مترجم

مجموعه‌ی غزل “و چایی عاشقانه ی خوبی ست” از  شما با همکاری نشر چشمه منتشر شد از روند چاپ اولین مجموعه ی خود بگویید و اینکه در صفحه ی شخصیتان برای معرفی کتاب، گفته بودید که با توجه به وضعیت فرهنگی، بازار کتاب و سمت سوی رسانه ای موجود در کشور در چاپ مجموعه‌ی خود مردد بوده اید. چرا؟

از  اواخر دهه هفتاد پیشنهادهایی از سوی ناشران محترم که به آثار من نظر لطف داشتند، برای چاپ مجموعه ی اشعارم وجود داشت. اما وقتی که به سلیقه و ذائقه ی جامعه نگاه می کردم، رغبتی برای چاپ کتاب در خود نمی دیدم. این موضوع با سرخوردگی اجتماعی و انزوای بسیاری از هنرمندان در سال 88 همراه شد و در مورد من نیز باعث دوری بیش از یک دهه از فضای ادبیات کشور شد. ولی در سالهای اخیر با وجود تشدید جریان سیستماتیک در جهت سوق دادن ذائقه ی هنری جامعه به هنر مبتذل و از جمله در ادبیات که شاهد صف های طویل فالوورها برای خرید کتابهای شعر!!! فوتبالیستها و سلبریتی ها و چهره های برگزیده محافل و برنامه های خاص هستیم، اما به احترام و اصرار جمع فرهیخته ی شاعران که مخاطب اصلی من بودند، تصمیم به انتشار اولین کتابم با نشر محترم چشمه گرفتم. کتاب در اردیبهشت 98 راهی بازار شد و خوشبختانه با پایان نمایشگاه کتاب تهران، چاپ اول آن به اتمام رسید؛ البته در تیراژ 500 نسخه و قطعاً بدون تشکیل صف! خریداران کتاب عمدتاً شاعران بودند و کاملاً برایم قابل پیش بینی بود که تینیجرها و … برای خرید کتابم صف نبندند و اما خوشحالم که اکنون بخش قابل ملاحظه ای از کسانی که شعر را در کشور بطور جدی دنبال و کار می کنند کتابم را دارند و همین برایم مهم است.

  

با توجه به اتمام چند روز پیش نمایشگاه کتاب تهران ابتدا بفرمایید که وضعیت نمایشگاه چگونه بود از کاستی ها و نکات مثبت آن بگویید و در ادامه استقبال مخاطبان و منتقدین در خصوص مجموعه‌ی شعرتان را چگونه دیدید؟

با وجود وضعیت اقتصادی در جامعه ی ایران استقبال مردم برای خرید کتاب خوب بود که برای من شگفت آور بود. اما در حوزه ی شعر شاید بتوان تخمین زد که حدود نود درصد مخاطبین به دنبال کتابهای واپسگرا یا کتابهایی با اشعار سطحی، تک لایه و صرفاً عاطفه محور و فاقد عمق و اندیشه، بودند. در خصوص نوع استقبال مخاطبین از کتاب خودم هم تا حدودی در پرسش قبلی پاسخ دادم. اما در خصوص مواجهه ی منتقدین، با توجه به اینکه کتاب در آستانه نمایشگاه عرضه شد و کمتر از یک ماه از ورود آن به بازار می گذرد، باید منتظر روزهای بعد و خوانش و تحلیل آن ماند.

 

با توجه به قدرت ممیزی در ایران، یک نویسنده در مواجهء با آن به چه مشکلاتی برمی‌خورد؟ چقدر این جریان اثر یک نویسنده را تحت شعاع قرار می‌دهد؟ آیا این جریان به خودسانسوری نویسنده منجر نمی‌شود؟

ابتدا این را بگویم که وضعیت ممیزی در حال حاضر بسیار بهتر از گذشته ی نزدیک و حتی بهتر از دوره ی اصلاحات است. طبیعتاً من هم آرزو دارم که در کشورم روزی ممیزی روی آثار هنری وجود نداشته باشد. در یک جامعه ی دمکراتیک می توان آثار را بدون ممیزی منتشر کرد و پس از نشر در صورتی که انتشار آن اثر، مغایر با قوانین باشد و حقوق فرد یا جمعی را نقض کرده باشد، با ناشر و مولف طبق مقررات حاکمه برخورد کرد. فرض کنید چنین شرایطی بخواهد با مقررات موجود در ایران پیاده شود. بعبارتی ممیزی انجام نشود و ناشران بار حقوقی نشر کتابها را به عهده گیرند؛ چه اتفاقی می افتد؟ قطعاً خود ناشران، ممیزی سختتری از آنچه در حال حاضر انجام می شود را اعمال خواهند کرد. چراکه در غیر اینصورت ممکن است به احکامی بسیار شدیدتر از جرایم مالی محکوم شوند. اما در شرایط فعلی کتابی که مجوز ارشاد را گرفته، بار حقوقی چندانی برای ناشر و مولف ندارد و نهایتا در صورت شکایت، جمع آوری می شود و ناشر می تواند ادعا کند که کار غیرقانونی نکرده است. لذا بیایید واقع بین باشیم. در شرایط فعلی باید پذیرفت که ممیزی قبل از نشر توسط ارشاد به صلاح ناشران و مولفین است و فقط باید دعا کنیم که هیئت ممیز فرهیخته ای انتخاب شود که در حال حاضر به زعم من تا حدود زیادی اینچنین است.

 

از وضعیت شعر در ایران امروزی بخصوص غزل بگویید و اینکه نظر شما در خصوص غزل مدرن و غزل پست مدرن چیست؟

ابتدا این را بگویم که من به شدت مخالفم با اینکه شعر کلاسیک را معادل قالب های موزون بگیریم. متاسفانه تعریفی که سیستم آکادمیک در ایران از شعر کلاسیک کرده در وهله ی اول همین است؛ یعنی شعری که در یکی از قوالب کهن سروده شده باشد. در حالیکه ما عبارت شعر کلاسیک را از غرب گرفته ایم و می بایست طبق تعاریفی که در غرب از این عبارت شده آنرا باز تعریف کنیم. در هیچ یک از تکستهای اصلی شما نمی بینید که قالب یا فرم بیرونی را جزو مولفه های کلاسیسیسم در نظر گرفته باشند. بطور خلاصه چهار ویژگی اصلی که شعر کلاسیک را می توان با آن تعریف کرد به قرار زیرند و قالب شعر به هیچ وجه جزو شاخصهای تعریف کننده شعر کلاسیک نیست:

تلفیق کردن احساس با اندیشه

اشعار کلاسیک معمولاً دارای تلفیقی از اندیشه و احساس (عاطفه) است. احساسات و عواطف از نقطه نظر عقلانی آنالیز می شوند و شور و هیجان این احساسات با استدلال و توجیه منطقی متعادل می شود. نتیجه این متعادل سازی، تلفیقی از احساسات، خرد و اغلب عشق است. اشعار کلاسیک به دلیل فخامت متن غالبا شبیه به خطابه و نطق هستند.

بعبارتی در این الاکلنگ عقل مانع از جلو رفتن شور و هیجان و احساسات می شود، به گونه ای که همواره ساحت ادب و اخلاق رعایت شود. حال آنکه امروز ما در غزل و بطور کلی شعر موزون مدرن و به ویژه پست مدرن از آورن واژه، عبارت و تصویری کاملاً نوود (برهنه) اما در بستر و بافت کلامی مناسب ابائی ندارم و قالب غزل با انعطاف پذیری که از خود نشان داده، هیچ محدودیتی در این زمینه ایجاد نکرده است.

تمرکزگرایی در شعر کلاسیک

در تعاریف شعر کلاسیک، تمرکزگرایی به معنای فوکوس کردن یا تمرکز کردن روی یک ایده یا یک نقطه مورد بحث است. بسیاری از شاعران کلاسیک یکی از مباحث اصولی و پایه را به عنوان یک تم مرکزی در اشعارشان بیان می کردند. این تم مرکزی ممکن بود موضوعاتی مانند ارج نهادن جوانمردی و سلحشوری و غیره باشد. برای مثال وقتی تم مرکزی ستایش سلحشوری بود، شخصیتهای شعر شوالیه ها، جنگاوران و قهرمانان دلیر بودند مانند آنچه در اودیسه می بینیم. این ویژگی شعر کلاسیک است نه قالب غزل. برخی از دوستان ما این ویژگی شعر کلاسیک یعنی تمرکزگرایی را متوجه قالب غزل کردند و اظهار داشتند که غزل به واسطه داشتن قافیه و ردیف شاعر را مازم به تمرکزگرایی و نهایتا یک ایده استبدادی می کند. در حالیکه من این عقیده را ندارم و اتفاقا نعتقدم که هر قافیه می تواند آغازگر یک روایت موازی در غزل باشد و نهایتا منجر به تکثرگرایی (پلورلیسم) در شعر شود. حداقل فکر می کنم در غزلی از خودم که در اینجا از مجموعه ی آماده ی چاپم در اختیارتان قرار دادم این تکثرگرایی مشهود است و شعر معطوف به یک نقطه ی مرکزی نیست و روایتهای چندگانه ای در آن جریان دارند.

کنایه

کنایه به پارادوکس هایی اطلاق می شود که در شعر کلاسیک برای بیان معانی نهفته و متضمن مورد استفاده قرار می گیرد (بعبارتی همان در پرده سخن گفتن). کنایه می تواند با مهارت و ظرافت هم در شعر کلاسیک و هم در گونه های ادبی دیگر استفاده شود. کنایه و در پرده سخن گفتن نیز در شعر کلاسیک برای حفظ حریم اخلاق و رعایت ادب بوده و به برای غیرمستقیم گفتن مواردی بوده که اگر می خواست مستقیم گفته شود، موازین اخلاقی مخدوش می شد. امروز ما در قالب غزل هرچند می توانیم از کنایه برای لطافت طبع و حلاوت در زبان استفاده کنیم، اما این استفاده به معنای ترس از صراحت بیان نیست و باز عرض می کنم که غزل مدرن و پست مدرن می تواند صراحت در بیان موضوعات عاطفی، جنسی یا اعتراضی-اجتماعی داشته باشد (که البته تفکیک غزل مدرن و پست مدرن در خصوص این ویژگیها مقوله ایست که در این مجال نمی گنجد)

وابستگی شدید به تشبیه و استعاره

تشبیه و استعاره را می توان نخستین ویژگی شعر کلاسیک دانست. تشبیه و استعاره ذاتاً تشبیه یا مقایسه بین دو چیز است که همسان نیستند. وقتی در اشعار کلاسیک یک تشبیه یا استعاره را می خوانیم، ناهمسانی بین دو چیز که با هم مقایسه شده اند، آنقدر زیاد است که خواننده کاملاً به آن واقف بوده و از تشبیه صورت گرفته بین دو چیز ناهمسان لذت می برد.

اما در غزل مدرن و پست مدرن، مجاز می تواند به گونه ای دیگر رخ دهد و الزاماً مقایسه بین دو چیز نیست. برای مثال ماه الزاماً استعاره از صورت زیبا نیست؛ ماه می تواند در کنار اجزای دیگری از شعر یک پکیج مجاز را تشکیل دهد که دلالت بر مجموعه اجزایی در حقیقت داشته باشد. مثلاً دلالت به یک وضعیت اجتماعی یا سیاسی و بطور کلی دلالت به مجموعه ای از وقایع و واقعیتها. لذا در استعاره شما با یک نخ نامرئی واژه ای را به چیز دوم وصل می کنید و کلمه دوبعدی می شود. اما در شعر مدرن کلمه در کنار خود در مجاز به کلمات دیگر وصل می شود و همه ی این مجموعه به مجموعه ای در حقیقت مربوط می شود. لذا کلمات بیش از دو بعد دارند و نخ های نامرئی هم بیشتر و پیچیده ترند و در کل به جای یک استعاره ساده می توان یک بسته ی مجاز داشت. از همینجا مبحث فرم درونی شعر (نه یک بیت، کل شعر) شروع می شود که یکی از ویژگی های شعر مدرن در مقایسه با شعر کلاسیک است و پرداختن به آن در این مجال نمی گنجد.

 

داشتن ايدئولوژي چه تاثيري بر شعر شاعر ميگذارد؟ آيا ايدئولوژيك بودن شاعر ميتواند به موفق بودن او در مسير نوآوري كمك كند؟

شاعر ایدئولوژیک می تواند شعر خوب کلاسیک یا نئوکلاسیک بگوید. لذا شخصاً وقتی شعر ایدئولوژیکی سروده ام عموماً نئوکلاسیک بوده است. اما در خصوص نوآوری و شعر نوگرا (مدرن) باید عرض کنم که تناقض آشکاری بین ایدئولوژی و حداقل سه مولفه ی اصلی مدرنیسم وجود دارد که به قرار زیر است:

الف- مولفه ی انسان محوری: ایدئولوژی یعنی پذیرش ایده آل های جمعی و رعایت قوانینی خاص ایدئولوژیک توسط جمع برای رسیدن به آن ایده آلها. لذا با مولفه ی انسان محوری در مدرنیسم مغایرت دارد.

ب- مولفه ی ماده گرایی (ماتریالیسم): ماهیت وجودی ماده و ماده گرایی با ایده آل ها که عموماً ماهیتی غیر مادی دارند مغایر است و فکر نمی کنم نیازی به توضیح بیشتر باشد.

ج- مولفه ی خردگرایی: اصولاً پذیرش ایده آلهایی که به یک جمع تزریق می شود و به عنوان واقعیتی محتوم بدون چون و چرا باید توسط اعضای جمع پذیرفته شود با مولفه ی خردگرایی در جنبش مدرنیسم مغایرت دارد

 

و در آخر از آینده‌ی کاری خود بگویید آیا اثر دیگری را به دست چاپ می‌سپارید؟

بله. همچنان غزل می نویسم. اعتقاد دارم غزل قالبی نامیراست. قالبی برای شعر کلاسیک و نئوکلاسیک بوده و هست. قالبی برای شعر مدرن است. قالبی برای شعر پست مدرن هست و خواهد بود و برای جنبش های هنری که پس از این بیایند نیز قطعاً قالبی کارآمد خواهد بود و در عین حال با مهمترین نقطه قوت خود که موسیقی بی نظیر و جای خوش کرده در ذهن ها است می تواند اندیشه های متفاوت و متنوع را به مخاطب منتقل کند. در خصوص مجموعه ی بعدی نیز پیشتر توضیح دادم و امیدوارم در سال آینده عرضه شود.

درباره صادق امیری

صادق امیری

پیشنهاد خوانش

معرفی و نقد مجموعه‌ی شعر ” ناسور ” اثر جدید فروغ بختیاریان

  ناسور، زخمی از جنس امر واقعی، زخمی از نمایش هرچیزی که ادعای بازنمایی حقیقت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *