صفحه را انتخاب کنید

شعری از رازق فانی

شعری از رازق فانی

ادبیات:

رازق فانی

همه جا دکان رنگ است همه رنگ ميفروشد دل من به شيشه سوزد همه سنگ ميفروشد به کرشمه يی نگاهش دل ساده لوح ما را چه به ناز ميربايد چه قشنگ ميفروشد شرری بگير و آتش به جهان بزن تو ای آه ز شراره يی که هر شب دل تنگ ميفروشد به دکان بخت مردم کی نشسته است يارب گل خنده ميستاند غم جنگ ميفروشد دل کس به کس نسوزد به محيط ما به حدی که غزال چوچه اش را به پلنگ ميفروشد مدتيست کس نديده گهری به قلزم ما که صدف هر آنچه دارد به نهنگ ميفروشد ز تنور طبع فانی تو مجو سرود آرام مطلب گل از دکانی که تفنگ ميفروشد

Advertisement

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

فرم اشتراک ایمیلی

آرشیو شهرگان

مطالب شهرگان را مشترک شوید

برای دریافت تازه‌ترین مطاالب و به‌روزرسانی‌های مطالب شهرگان، به لیست پستی ما بپیوندید.

اشتراک شما با موفقیت انجام شد

Pin It on Pinterest

Share This