۱
تنهاتر از سایه ی علفی خشک
تا توانستم
تاختم
بر بال تمام تابعه ها
نتواستم نتوانستم
دهانم را از گور اما
در بیاورم
برای گل های زیر برفِ سالیانم
شعری بخوانم
به چه درد می خورد بگو، به چه درد
دهانی که متعلق به پیامبری که نه
به شاعری باشد
که خدا خودش شخصا به او وحی کرده باشد اِقراَ
و نتواند؟
۲
عجیب عجین شده ام
با روایت چهره ام از اندوه
با بعدازظهرهای پاییز و
آفتاب تنها
بر شانه ی چنارها
به یاد ندارم، نه، به یاد ندارم
چه وقت پیوند خوردم
با گورستان متروک این شهر
که پذیرفته ام تمام سنگ ها
شناسنامه هایشان
به نام من است
حالا که اینجایم
بدانید
من عاشق بوده ام، عاشق
آمده ام برگ ها را در پاییز ببوسم و
دوباره فرو بریزم.
تعداد بازدید: ۷۰۴
- درباره نویسنده:
- از همین نویسنده:
In touch with the diaspora of Iranian culture.
Shahrgon is an online magazine for the diaspora of Iranian culture and the Persian-speaking language in Canada.
Shahrgon, the magazine of the diaspora of Iranian culture in Vancouver, Canada, started working in 1992 with the publication “Namai Iran” and then in the evolution of “Ayandeh” and “Shahrvand-E Vancouver,” it transformed into Shahrgon.
Shahrgon; The magazine of the diaspora of Iranian culture;
شهرگان مجلهی دیاسپورای ایران فرهنگی در ونکوور کانادا از سال ۱۹۹۲ با نشریهی «نمای ایران» آغاز بهکار کرده و سپس در فرگشتی از «آینده» و «شهروند ونکوور» به شهرگان فراروئید