دو غزل از زیبا حسینی جیرندهی
۱
در هوایت حال چشمانم شمالیتر شده است
رقص مه در نمنم بغضم خیالیتر شده است
رویشت ، چمخاله کرده لوت احساس مرا
جانم از سوز عطشناک تو خالیتر شده است
خسته از تنپوش” تن” ها بر تن تنهاییام
زندگی در خلوت آغوشت عالیتر شده است
سالها مردابم و در آرزوی تابشت
ماه هم از رویتت امشب هلالیتر شده است
رج زده بر دار شعرم شور عشق شانهات
فرش شعرم با قدمهای تو قالیتر شده است
بغض داغم از تب سردم ترک برداشته
تُنگ دلتنگیی چشمانم سفالیتر شده است
بارها پرسیدهام کی می رسانیام به تو؟
این سکوتت از سوالاتم سوالیتر شده است
۲
تکیه کن بر شانهام چون خشت خشتش محکماست
جنس دامانم ولی از تار و پود شبنم است
دائما می بارم از واگویههای بغض خیز
چون که چشمانت پر از دلشورههای مبهم است
فصل دلتنگی پرم از زعفران و برگ بو
برگ بوی بوسهام زخم دلت را مرهم است
پیله کرده سرخرگهایم تپشهای تو را
در رگم دور از هیاهوی نفسهایت غم است
محکمی ،مثل دماوند و سیلان* و…ولی
در نگاهت طره طره نرمیی ابریشم است
با تو شهر و فرش کرمانم پر از گرمی و رنگ
بی تو قلبم تا ابد روی گسلهای بم است
#زیبا_حسینی_جیرندهی
پ.ن: سیالان یکی از قلههای مهم البرز مرکزی است که در مرز استانهای قزوین و مازندران واقع شده (حد فاصل الموت و شهسوار )
که به دلیل موقعیت جغرافیایی و زیباییهای طبیعیاش مقصدی محبوب برای کوهنوردان است.
.





















