Advertisement

Select Page

مزدور کیست؟

مزدور کیست؟

 

در این مجال با معنایی از مزدور کار داریم که معانی خائن، آدم‌فروش، وطن فروش و معناهایی نظیر این موارد را در خود و با خود دارد؛ و این معانی در کوته‌نظران است که جمع می‌شود و علت تجمیع این‌ خصال ناشایست در شخص موسوم به مزدور، طلب کردن منافع و سود شخصی است که با پایمال کردن منافع عمومی میسر می‌شود: «‌کوته‌نظران را نبوَد جز غم خویش/ صاحب‌نظران را غم بیگانه و خویش»۱.
صاحب‌نظر در هر قشری از جامعه می‌تواند باشد؛ مزد می گیرد، کار می کند، اما مزدور به معنای منفی آن نیست، هر‌جا هم در مناسبات قدرت، یا خلاء قانون، حقوقش یا حقوق دیگران پایمال شود، زبان به نقد و اعتراض می‌گشاید و برای منافع شخصی و صلاح و مصلحت خویش، به سکوت یا چاپلوسی تن نمی‌دهد. برای سود شخصی، دست به هر عملی زدن، سوداگری کردن حتی به قیمت پایمال‌کردن حقوق دیگران، میوه‌ی تلخ فساد سیستم‌های اداری و معرفتی قدرت و جامعه‌ای ‌است که آن قدرت در آن شکل گرفته است. متاسفانه «‌تنگ چشمان (‌فقط) نظر به میوه کنند»۲.
گاه کوته‌نظران در طیف‌های مختلف سیاسی، این واژه را برای محکوم کردن لفظی طرف و جناح مخالف به کار می برند.
در تقابل با گفتار کسانی که این روزها منتقدین مستقل را مزدور خطاب می کنند؛ باید گفت مزدور را در عمل باید شناخت چرا که: «دو صد گفته، چون نیم‌ کردار نیست.»۳
و منتقدی که نقدی بر عملکرد مسول یا مسولانی دارد؛ «چو فاصد که جراح و مرهم نه است»۴. طبیب روحیات زمانه‌ی خویش است و این کلمه با این معانی به او نمی چسبد. آن هم در شرایطی «که همچو چشم صراحی، زمانه خونریز است»۵.
و آن کسان که: «زبان، بسته بهتر که گویا به، شر»۶ همان «مگسانند گرد شیرینی»۷. بلکه «مزدوردار خانه‌ی بُخل‌(اند)»./ صفت عدل شاه می‌گویند»۸.

چنین گفت مزدور:
مزدور من هستم که منافع ملی و منافع عمومی را قربانی منافع شخصی و منیّت‌ام می‌کنم و برای به دست‌آوردن منافع بیشتر، تن به هر کاری می‌دهم؛ نقدِ زیردستان را محکوم می‌کنم و خود هم نقدی بر زبردستان(‌بالادستی‌ها) ندارم. «ای زبردستِ زیردستْ آزار/ گرم تا کی بماند این بازار؟!»۹.
همه‌ی حرف من در برخورد با مافوق خود نظیر این حرف نظیری نیشابوری ست: «فلک، مزدور ایمای تو باشد»۱۰.
منِ مزدور برای رسیدن به منافع شخصی خود اقداماتی انجام می‌دهم: از جمله ظاهر‌سازی طبق خواست قدرت حاکم انجام می‌دهم در همه‌ی اعصار همین‌طور بوده‌ام، نان به نرخ روز می‌خورده‌ام، مناسک دلخواه قدرت را به‌جا می‌آورده‌ام، چون با این روش مصالح و منافع شخصی‌ام را تثبیت می‌کردم؛ از جمله‌ی ساده‌ترین این مناسک که هیچ خرج و زحمتی هم برای من ندارد، نماز است «که در چشم مردم گزارم دراز» اما دنباله‌ی مصرع‌های این ابیات را نمی‌خوانم و نمی‌خواهم بدانم: «کلید در دوزخ است آن نماز/ که در چشم مردم گزارم دراز/ اگر جز به حق می‌رود جاده‌ام/ در آتش فشانند سجاده‌ام»۱۱
منِ مزدور، اختلاس می‌کنم، رشوه می‌گیرم و اگر کسانی به عملکرد ضعیف یا نادرست من نقدی وارد کنند، با انگ‌هایی از جمله: مزدور اجنبی و معاند و مخالف دین و مذهب، توبیخ‌شان می‌کنم تا «زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم»۱۲. حالتی از سکوت و هراس، بر آنها مستولی باشد تا من بتوانم در لوای مزدور بودن، حتی به قیمت ضربه زدن به منافع ملی، باز هم منافع خودم را داشته باشم. چرا که در جامعه‌ای که تخصص و عملکرد و نتیجه‌ی عملکرد مهم نباشد؛ چاپلوسی بخشی از شیوه‌ی سوداگری و کسب منفعت است
چنین گفت مزدور.
**
پرویز گراوند/ اهواز/

پی‌نوشت‌ها:
ــــــــــــــــــ
۱/۲/۳/۴/۶/۷ = سعدی
۵ = حافظ
۸ = خاقانی
۹ = سعدی
۱۰ = نظیری نیشابوری
۱۱ = سعدی
۱۲ = سعدی

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights