دو شعر از رویا سامانی
مرا ببر
ببر به سمت بادبادکهای
رها شده از نخ
به گذرگاه فصلها
و علفزارهایی که می رمد
از رقص رمه
به خندهی زنگولهها
که از پس پرده ی باد می آید
مرا ببر به عمق قصههای فردا
به بوی کوچههای صبح
که خوشطعمتر از
چای لاهیجان
است.…
۲
دریا زنیاست
با چشمان تیلهای
که با هر باد
عشق
موجها را پس میزند...
#رویاسامانی





















