یک شعر از نفس موسوی
واژهها روی شاخههای بید
میلرزند
و بارانی که نمیبارد
در چشمهایت میایستد
نگاهت را میشکنم
تا خواب را
از این ورق خیس
برگردانم
میپرسم
راز کجاست؟
و سکوت
ریشهها را در خود
آب میدهد
تو بیایی
یا باد
انعکاس تو را بدزدد، فرقی ندارد
من
میوهای هستم
که رسیدنش
به پایان خط خیس کاغذ
بند است..
#نفس_موسوی





















