Advertisement

Select Page

جایگاه ابراهیم ناصری در شعر ایران و جنوب

جایگاه ابراهیم ناصری در شعر ایران و جنوب

 

جایگاه ابراهیم ناصری در شعر ایران به‌خصوص جنوب و به‌طور مشخص مسجدسلیمان 

عباس بلدی؛ استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان 

 

شعر مسجدسلیمان جایگاه ویژه‌ای در شعر معاصر ایران دارد . این شهر در خوزستان، به‌ویژه از دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ شمسی، یکی از خاستگاه‌های مهم جریان‌های شعری نوگرا شد. چند نکته‌ی کلیدی درباره‌ی شعر مسجدسلیمان:

۱. موج ناب

مهم‌ترین جریان شعری برخاسته از مسجدسلیمان، موج ناب بود. این جریان توسط منوچهر آتشی در نقدها و معرفی‌هایش به ادبیات ایران شناسانده شد.

شاعران اصلی موج ناب:

هوشنگ چالنگی
سیروس رادمنش
یارمحمد اسدپور
هرمز علی‌پور 

این شاعران در کنار هم، شعرهایی سرودند که از نظر تصویرپردازی، موسیقی درونی و نوع نگاه، کاملاً تازه بود.

۲. ویژگی‌های شعری

زبان موج ناب تصویری، موجز و سرشار از کشف‌های تازه است. بر خلاف شعر حجم یا دیگر جریان‌های تهران‌محور، بیشتر بر تجربه‌های زیسته‌ی جنوب، اقلیم خوزستان، نفت، طبیعت، و فضای بومی مسجدسلیمان تکیه دارد. نوعی استقلال شعری در آن‌ها دیده می‌شود؛ گویی می‌خواستند در برابر مرکزیت تهران، صدای متفاوتی داشته باشند.

۳. تأثیرگذاری

هرچند موج ناب خیلی پرشمار نبود، اما تاثیر عمیقی گذاشت؛ به‌خصوص بر شاعران دهه‌ی ۵۰ و بعدتر. بسیاری از منتقدان معتقدند که شعر موج ناب، پلی میان شعر نو دهه‌ی ۴۰ و تجربه‌های مدرن‌تر بعدی شد.

۴. تداوم و بازتاب

امروز هم شعر مسجدسلیمان با نام شاعرانی مثل ابراهیم ناصری و دیگران، ادامه پیدا کرده و در مجلات ادبی معتبر چاپ می‌شوند. همچنان محورش وفاداری به همان نگاه بومی‌ـ‌جهانی و کشف‌های زبانی است.

بعد از دوره‌ی درخشان موج ناب در مسجدسلیمان، که با نام‌هایی مثل چالنگی، رادمنش و اسدپور شناخته می‌شد، جریان شعری شهر کم‌کم رو به سکوت رفت. خیلی‌ها حتی فکر می‌کردند که شعر مسجدسلیمان دیگه امتداد نخواهد داشت. اما ابراهیم ناصری با کتاب‌ها و حضور پررنگش در نشریات معتبر، عملاً این پیوند رو زنده نگه داشت. شعرهای او از دل همان فضای جنوب و نگاه تصویری موج ناب می‌آید، ولی رنگ و بوی امروزی‌تر و شخصی‌تر دارد.

در جشنواره‌ها (مثل کتاب سال شعر جم ۱۳۹۷) هم دیده شد و همین باعث شد دوباره نام مسجدسلیمان در ادبیات معاصر شنیده شود. خیلی از منتقدان معتقدند که اگر ناصری نبود، شاید امروز شعر مسجدسلیمان فقط در حد یک خاطره‌ی تاریخی از موج ناب باقی می‌ماند.

ابراهیم ناصری فقط به‌عنوان ادامه‌دهنده‌ی شعر مسجدسلیمان مطرح نیست، بلکه تأثیرش روی فضای شعر خوزستان و حتی شعر معاصر ایران هم جدیه.

 چند محور مهم از تأثیرگذاری شعر او:

 ۱. نگاه تصویری و انتزاعی

ناصری مثل شاعران موج ناب (چالنگی و هم‌نسلانش) بر پایه‌ی تصویر و کشف‌های تازه شعر می‌نویسه. اما تفاوتش اینه که تصاویر او با وجود انتزاعی بودن، همچنان قابل لمس و درک هستند، یعنی خواننده رو در مه رها نمی‌کنه.

۲. زبان تلفیقی و مدرن

زبانش هم بومی و جنوبی‌ست و هم جهانی؛ همین تلفیق باعث شده شعرش فراتر از محدوده‌ی خوزستان بره. ترکیب بیان موج ناب با ساختارهای شعر حجم، یک سبک شخصی ساخته که بسیاری از شاعران جوان در خوزستان و حتی بیرون از آن تحت‌تأثیرش قرار گرفتن.

۳. الهام‌بخشی برای نسل تازه

شعرهای او در نشریات و جشنواره‌های معتبر منتشر شد و شاعران جوان دیدند که می‌توان از یک اقلیم کوچک مثل مسجدسلیمان صدایی جهانی داشت‌و بیش از نام بردن ابزار و کلمات فضای بوم را ساخت و این کاری بود که شعر ناصری بر موج ناب افزود .

۴. تأثیر بر شعر ایران

شعر ناصری نمونه‌ای از «مدرن‌سازی ریشه‌های بومی» است. این الگویی شده برای خیلی از شاعران ایرانی که می‌خواهند از اقلیم و زبان محلی‌شان شروع کنند اما در نهایت به زبانی جهانی برسند.

البته اشاره ای بکنیم از تاثیرپذیری او از نظریات شعر حجم و تاکید او بر کلمه و دیدگاه فنومنولوژی زبان. در یک جمله می‌شود گفت: ابراهیم ناصری پلی است میان میراث موج ناب و افق‌های تازه‌ی شعر معاصر ایران.

با هم این شعر ابراهیم ناصری را قدم‌به‌قدم بخوانیم: 

من به دستان تو چشمه ای یافتم
به هزار دستان و دعا 
که از آن عطر علف می‌آید 
و دستان شفق گون 
تو حنای عصرهای پاییز بود 
آنک گفته‌ام‌ تلقین ام کنند 
و زبان‌ام کَرد به چهار قُل 
به دستانِ یکی پیر 
و چشمه‌ی انجیر 
همه آغوش بودم 
مادرم، چشمه سار آفتاب نثارم کرد 
به دستِ ساقی 
دعایِ پنجم ذوالجناح‌ام 
تشنه‌ی چشمه‌ای که بر دست او یافتم 
«ابراهیم ناصری »

۱. زبان و موسیقی

زبان شعر نرم، روان و در عین حال آمیخته به لحن آیینی و اسطوره‌ای است («چهار قُل»، «ذوالجناح»، «تلقین»، «حنای عصرهای پاییز»). ترکیب واژه‌ها بیشتر بر پایه‌ی موسیقی درونی و هم‌نشینی تصویرها ساخته شده تا قافیه و وزن سنتی. تکرار واژه‌ی دست در نقش محوری (به‌عنوان نماد «بخشش، دعا، حیات») ستون موسیقی معنایی شعر رو شکل می‌ده.

۲. تصویرپردازی

شعر سرشار از تصاویر چشمه‌ای است: «چشمه‌ی انجیر»، «چشمه‌ی آفتاب»، «چشمه‌ای بر دست». این تصاویر نه صرفاً طبیعت‌گرایانه، بلکه نمادین و آیینی هستند؛ یعنی آب، حیات و نجات را به‌صورت استعاری می‌سازند. ترکیب‌هایی مثل «حنای عصرهای پاییز» و «دعای پنجم ذوالجناح» از کشف‌های تازه‌ی شاعرانه‌اند: تلفیق طبیعت با اسطوره‌ی عاشورایی.

۳. نگاه انتزاعی/قابل‌درک

ناصری در این شعر هم وفادار به انتزاع تصویری است (مثلاً «به دستان یکی پیر / و چشمه‌ی انجیر» خیلی سوررئالیستی است). با این حال، برخلاف بعضی شعرهای کاملاً حجم‌گرا، این تصاویر در نهایت برای مخاطب قابل درک و لمس می‌شوند، چون به سنت‌ها (دعا، حنا، ذوالجناح، مادر، آفتاب) گره خورده‌اند.

۴. جایگاه در سبک ناصری

این شعر دقیقاً نمونه‌ی همان تلفیق موج ناب و شعر حجم است که قبلاً گفتی: از موج ناب، تصویرگرایی و بومی‌بودن (چشمه، انجیر، حنا، آفتاب، مادر) را دارد. از شعر حجم، انتزاع، پرش‌های معنایی و ترکیب‌سازی‌های تازه را گرفته. همچنین شعر نوعی حس آیینی ـ عرفانی دارد که آن را از صرفاً تجربه‌ی شخصی فراتر می‌برد.

جمع‌بندی:

این شعر نشان می‌دهد که ناصری توانسته با زبانی نمادین و تصویری، پلی بین جهان بومی خوزستان (چشمه، انجیر، حنا) و جهان آیینی ـ اسطوره‌ای (تلقین، ذوالجناح، دعا) بسازد.

نتیجه‌اش شعری‌ست که هم انتزاعی و مدرن است، هم برای خواننده‌ی ایرانی ریشه‌دار و قابل لمس.

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights