Advertisement

Select Page

یک شعر از مهرنوش مستحقان‌زاده

یک شعر از مهرنوش مستحقان‌زاده

 

کاکتوس‌هایی که لبِ پنجره
هم‌نفس با
قاصدک‌های رها شده
به تصرف آفتاب می‌روند
و فاتحانه
تولدِ نور را
در دلِ بیدارِ شب
جشن می‌گیرند
به من می‌نگرند

درست
همان لحظه‌ای که
ستارگان دُبِّ اکبر
در آسمان
اوج می‌گیرند؛
تا شش جهتِ عشق را
به قلب گم شده‌ام
نشان دهند،

من؛
پرچمِ سفید رویایم را
بر قله‌های منجمد صبح
بر افراشته‌ام

و باران باران
قدم‌های تو را
بر اشتیاقم
می‌بارم

#مهرنوش-مستحقان‌زاده

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights