Advertisement

Select Page

دو شعر از معصومه خدابنده

دو شعر از معصومه خدابنده

 

شکستِ نور

سایه‌ها
از تیغِ نور می‌شکافند ـ
لب‌های یخ‌زده‌ی زمین.

آسمان،
بال‌هایش را سپرده است
به یادگارِ پلک‌های تو
… تا ابد.

هر ستاره ـ
گریۀ گم‌شده‌ای است
در چاهِ نفس‌های زمان.

و این شکست…
فقط یک نام دارد:
عشق ،
همان خاکستری که می‌سوزد
بی‌آنکه نورش را فریاد بزند.

 

۲
پشتِ پنجره‌های بسته

آفتاب،
پَرهایش را توی قفسِ نفس‌هایم جا گذاشت —
هر شب،
ماه،
گردنبندِ ستاره‌ها را دورِ گردنم می‌اندازد
و من
با گیسویِ آشفته‌یِ تاریکی
قصه‌یِ روشنی را می‌بافم…


#معصومه_خدابنده

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights