بازتاب طرح ۲۰ مادهای ترامپ در خاورمیانه
غلامحسین دوانی؛ پژوهشگر سیاسی- اقتصادی
خاورمیانه حداقل از جنگ اول جهانی تاکنون هیچگاه روی خوش به خود ندیده است. سقوط امپراتوری بریتانیا و ظهور جنبشهای آزادیخواهانه در کشورهای مستعمراتی در پیآمد جنگ دوم جهانی باعث ایجاد کشورهائی در منطقه شد که قبل از آن مناطقی از امپراتوری فرانسه یا انگلستان یا تیکهای از سایر کشورهای دیگر تلقی میشدند. اما چون بیشتر این کشورها نه بر اساس اراده ملتهای به جانآمدهٔ آنان که در پسا پرده توافقات بینالمللی بین بزرگان امپریالیستی پیداشده بودند در عمل فاقد رابطه «دولت- ملت» به معنای مدرن آن بودند. مهمترین موضوعی که در دامن زدن به این کشورها و حد و مرز آنها جلب توجه نموده بود، کشف نفت به عنوان عامل حیاتی سوخت و ساز ناوگان نظامی ابرقدرتها و مواد خام کارخانجاتی بود که قراربود جایگزین نیروی نظامی ابرقدرتها در سیطره آنها در کشورهای مختلف شوند. قصهٔ غصهناک فلسطین نیز از زمره رنجهائی بود که بر خاورمیانه رفت. در واقع همان کاری که مهاجران اروپائی در کشف و سیطره بر آمریکا، استرالیا و کانادا بر سرخپوستان و ساکنان اولیه آنان روا داشتند. صیهونیستهای اسرائیلی نیز با همان شدت و حدت در اشغال سرزمین فلسطین بر ساکنان اولیه آن یا به تعبیری بومیان آن آوردند. بنابراین نمیتوانست این اشغال از طرف متجاوزان سایر کشورها محکوم و یا مذمت شود چه آنان خود همین رذالت را در سه قاره نامبرده با شدت اعمال کرده بودند. با این تفاوت که اروپائیها پس از قتل و غارت بومیان در این سه قاره یک موزه تاریخی به یادبود بومیان اولیه ساختند و هرسال در روز خاصی از ساکنان قتلعام شده سرزمینی که به زور و خون اشغال شد، یاد میکنند. از سال نکبت -۱۹۴۸- و ظهور دولت و کشوراسرائیل، خاورمیانه همیشه به سان آتشکدهای بوده که هرازچندگاهی فوران میکند و سپس با لطایفالحیل و ارعاب نظامی آتش را خاموش اما لهیب آن چندی بعد شعلهور میشود. شاید مهمترین اقدامی که می توانست این آتش را خفه کند طرح صلح «سادات- بگین» و تشکیل دو دولت در یک کشور «بگین-عرفات» و مصوبات سازمان ملل در این ارتباط بود که منجر به موفقیت نشد و لذا شاهد آن بودهایم که هرازچندسالی موضوع فلسطین مجددا در کشاکش نظامی و قتلعام مردمی که هنوز از بسیاری از مزایای اولیه شهروندی محروم هستند، اولویتدار میشود. دارودسته جنگ طلب نتانیاهو از همان سالهای اولیه توافق دو دولت – دریک کشور با سنگ اندازی در اجرای آن ممانعت نمودند تا سرانجام وقتی بهقدرت رسیدند آنرا به ورقپارهای تبدیل کردند. کار بهجائی رسید که همین دارودسته نتانیاهو و موساد با حمایت از پیدایش گروههای تندرو مذهبی همچون حماس و جهاد اسلامی درعمل توانستند قدرت و توانمندی سازمان آزادیبخش فلسطین-ساف- را که بههرحال سازمانی غیرمذهبی و در مقابل سایر گروهها منطقیتربود کناربزنند و حماس توانست در یک انتخابات داخلی با حمایت مالی قطر و معبر گذر منابع مالی که توسط دولت اسرائیل گشوده شده بود، ساف را کنارزده و خود قدرت را در غزه بهدست گیرد. نتیجه آن که همان طوری که طالبان آمریکاساخته بلای جان آمریکائیان شد، حماس و دیگرگروههائی که در مقطع پیدایش مورد حمایت آشکار و ضمنی موساد ودولت اسرائیل بودند نیز بلای جان اسرائیلی شد و در هفتم اکتبر ۲۰۲۴ دریک عملیات برق آسای مشکوک تاریخ خاورمیانه را وارد فاز نوینی از نظامیگری و اشغال کرد. بدون شک این عملیات فاجعهبار همان قدر ازنظر امنیتی و پنهانکاری مشکوک بوده که حمله به برجهای تجارت جهانی در نیویورک توسط دارودسته القاعده. زیرا در پس فرو نشستن گرد و غبار این دوعملیات شواهد و مستنداتی کرارا مطرح میشوند که هیج عقل سلیمی اطلاع نداشتن دستگاههای امنیتی آمریکا و اسرائیل با توجه به توانمندیهای امنیتی – جاسوسی آنان از این دو عملیات را باورندارند؟! اصولا سیاستهای نظامیگری اسرائیلیها دررابطه با تداوم صلح در منطقه با علائمی که بعدها هویدا میشود، تناقص آشکاری با صلحدوستی آنان دارد. بهطور مشخص اسرائیل در تبادل اسرا در سال ۲۰۱۱ احمد سنوار را آزاد و معاوضه میکند ولی تا به امروز از معاوضه و آزادی مروان برغوثی از رهبران سازمان آزادیبخش فلسطین که اتفاقا نسبت به سایر رهبران فلسطینی، هم پایگاه مردمی بیشتری دارد و هم از لحاط منطق رفتاری میتوانست و میتواند در زمره رهبرانی باشد که اهل گفتگو برسرراه حل دو دولت – یک کشور، باشند و با تروریستهای مذهبی تفاوت دارد، خودداری کرده که همین موضوع از دیدگاه بسیاری ناظران زیرک جهانی پنهان نمانده است. به نقل از بی بی سی فارسی مورخ ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، برغوثی سال ۲۰۰۲ در یادداشتی در روزنامه واشنگتن پست نوشت: «با وجود آن که من و جنبش فتح که به آن تعلق دارم، با هرگونه حمله و هدف گرفتن غیرنظامیان در داخل اسرائیل، همسایه آیندهمان مخالف هستیم اما این حق را برای خود محفوظ میدانم که از خودم محافظت کنم، در برابر اشغال کشورم به دست اسرائیل مقاومت کنم و برای آزادی خودم بجنگم». او نوشت: «من همچنان به دنبال همزیستی مسالمتآمیز میان کشورهای مساوی و مستقل اسرائیل و فلسطین، مشروط بر عقبنشینی کامل از سرزمینهای اشغالی سال ۱۹۶۷ هستم… صادقانه بگویم، ما از این که همواره مقصر ناسازگاری اسرائیلیها شناخته شویم، در حالی که برای اجرای قوانین بینالمللی تلاش میکنیم، خسته شدهایم». تحلیلگران سیاسی به بیبیسی عربی گفتهاند که برغوثی که از سال ۲۰۰۲ در اسرائیل زندانی است، میتواند «گزینهای مورد توافق» برای به دست گرفتن ریاست تشکیلات فلسطینی و آماده شدن برای مراحل بعدی در صورت دستیابی به یک توافق باشد.

در چند ماه اول ریاست جمهوری ترامپ که موضوع معامله قرن را مطرح کرد، عملا غزه از اختیار ساکنان آن خارج میشد و سازمان ملل متحد و همه کشورهای بزرگ آنرا محکوم و خلاف قوانین بینالمللی دانستند لذا طرح جدید ترامپ نیز بسیاری مسائل را مسکوت و در لفافه باقی گزارده است که بدون شک بر اساس طرح بیست ماده ای نه تنها هیچ شهرک یهودنشینی که از نظر مجامع بینالمللی، غیرقانونی در سرزمینهای اشغالی ساخته شده، تخلیه و تخریب نخواهد شد بلکه پانزده شهرک که در داخل کشور پیشنهادی فلسطین واقع شده همچنان باقی خواهند ماند و عملا جزوی از خاک اسرائیل در دل کشور فلسطین خواهند بود. علاوه بر این ساخت و توسعه شهرکهای یهودینشینی که در داخل کشور فلسطین (قسمت شرقی) واقع شدهاند متوقف میشود، اما ارتش اسرائیل اجازه ورود به این شهرکها را دارد. ارتش اسرائیل مجبور به ترک کرانه باختری نخواهد شد. معبر عبور و مرور ساکنان شهرکها به خاک اصلی اسرائیل از طریق جادههای زیرنظر اسرائیل خواهد بود. بهنظر میرسد با توجه به دیدگاههای قبلی ترامپ که ملهم از نظرات نتانیاهو است، خاک فلسطین (در قسمت شرقی) یکپارچه نخواهد بود و به شکل چند جزیره جدا خواهد بود که شهرکهای یهودی نشین بینشان فاصله انداخته است. فلسطینیان برای گذر از بخشی از کشورشان به بخشی دیگر که خاک اسرائیل جدایشان کرده، باید از تونل یا پلهایی که احداث میشوند، عبور کنند. ولذا با اینکه نوار غزه در حاشیه دریای مدیترانه قرار دارد، برنامهای برای اینکه فلسطین بتواند از این طریق تجارت یا رفت و آمد دریایی کند در نظر گرفته نشده است؛ در مقابل بر اساس این طرح فلسطین میتواند از دو بندر اسرائیلی حیفا و اشدود در شمال اسرائیل برای تجارت دریایی استفاده کند. به نظر میرسد براساس طرح بیست مادهای دونالد ترامپ، بیتالمقدس به صورت یکپارچه پایتخت اسرائیل است و پایتخت کشور آینده فلسطین در بخش شرقی این شهر و آن قسمتی که در حال حاضر پشت دیوار حائل قرار دارد، تشکیل میشود. این بدان معنی است که فلسطینیها دارای کشوری چندتیکه و کوچکترشده از نصاب پیمان نروژ و حتی قبل از حمله حماس خواهندشد.
مشخص نیست مبانی ومفروضات بخش نظامی حماس به رهبری احمد سنوار از حمله هفتم اکتبر بر چه اساسی استوار بوده که انان درعمل دست به نابودی مردم غزه و تشکیلات خودزدند و بهانه دست سرویس جاسوسی و دولت مردان تندرو اسرائیل شدند؟! اما آنچه تا کنون برملا شده نشان از درغلطیدن به اشتباه محاسباتی نظیر حمله صدام به کویت شدند که سرانجام هردو حمله عملا به فاجعه منجرشد.
افشای اخیر نوار سخنرانی محرمانه هفده دقیقهای سخنرانی جمال عبدالناصر ریس جمهور فقید مصر که برای اولین بار در ۲۶ آوریل سال جاری درکانال یوتیوب «ناصرتی وی» بارگذاری شده نشان، میدهد که ناصر در آخرین روزهای زمامداری طرفدار اجتناب از جنگ با اسرائیل بوده و بعید نیست حرکت انور سادات در امضای قرارداد موسوم به کمپ دیوید در ۲۶ شهریورماه ۱۳۵۷ در راستای آخرین مواضع ناصر بوده باشد. این نشان میدهد که در طرفهای عربی قضییه همیشه حسن نیت بر ارائه یک راه حل منطقی برای زندگی دوجانبه اعراب-اسرائیل وجودداشته که عموما هم توسط طرف اسرائیلی این راه حلها مسدود و به نتیجه نرسیده است. کما اینکه بعداز قرارداد کمپ دیوید نیز، مذاکرات صلح بین دولت اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین بهطور مخفیانه داشت و سرانجام درتاریخ ۲۰ اوت ۱۹۹۳ در اسلو پایتخت نروژ به توافق رسیدند و این پیمان بهطور رسمی در ۱۳ سپتامبر ۹۳ در واشینگتن دیسی با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین و بیل کلینتون به امضا رسید. براساس این پیمان تشکیلات خودگردان فلسطین را به عنوان یک نهاد اداری موقت تعیین نمود و قرار بر این بود که پیمان اسلو فقط برای یک دوره پنج ساله اعتبار داشته باشد و سپس جای خود را به یک توافق دائمی بدهد. مسائلی چون وضعیت اورشلیم (بیتالمقدس)، آوارگان فلسطینی، شهرکهای اسرائیلی، مسائل امنیتی و تعیین مرزها بایستی در توافق دائمی حلوفصل میشدند. مضافا سازمان آزادیبخش فلسطین – ساف – در پیمان اسلو دولت اسرائیل را به رسمیت شناخته و کاربرد خشونت را محکوم کرد. اسرائیل نیز ساف را به عنوان نماینده قانونی مردم فلسطینی به رسمیت شناخت و یاسر عرفات اجازه یافت تا به فلسطین بازگردد. امضای این پیمان موجب شد تا جایزه صلح نوبل ۱۹۹۴ بهطور مشترک به یاسر عرفات، اسحاق رابین و شیمون پرز تعلق گیرد. در سال ۱۹۹۵ نیز پیمان دیگری با نام «موافقتنامه موقت در مورد کرانه باختری و نواز غزه» معروف به پیمان اسلو«۲» به امضای دو طرف رسید. این دو پیمان با نام پیمانهای اسلو شناخته میشوند. از طرف دیگر فراموش نکنیم که زمانی که مناخیم بگین در سال ۱۹۴۸ برای جلب حمایت مالی به آمریکا سفرکرد در طول آن سفر، هانا آرنت و برخی دیگر از روشنفکران یهودی در نامهای سرگشاده به روزنامه نیویورک تایمز وی را رهبر حزبی خواندند که بهشدت در سازماندهی، روشها، فلسفه سیاسی و خواسته اجتماعی مشابه حزبهای نازی و فاشیست است. در این نامه به کشتار دیر یاسین که طی آن ۲۴۰ نفر ساکنان روستایی کشته شدند، اشاره شد. این نامه ازجمله توسط آلبرت اینشتین امضا شد. علاوه براین سازمان نظامی ملی در سرزمین اسرائیل (ایرگون) که بعدها بنیاد اولیه موساد را پی ریزی کرد در همان سالها از سوی نهاد قیمومت بریتانیا بر فلسطین که متعلق به امپراتوری بریتانیا بود، سازمان تروریستی خوانده شده بود. یعنی کسانی که امروز مردم فلسطین را تروریست خطاب می کنند خود سازمانی تروریستی- فاشیستی بودهاند.
در پی آمد عملیات غافلگیرانه غزه، از یک طرف شبهنظامیان حماس حدود یکهزار و دویست نفر نظامی و غیر نظامی را به قتل رساندند و حدود ۲۵۰ نفر اسرائیلی را ربودند و به عنوان گروگان به نوار غزه منتقل کردند.
پی آمد آن از طرف دیگر منجر به نسل کشی فلسطینیان حدود ۵۶ هزار نفرشده، بارها موضوع مذاکره دو طرف برای آزادی گروگانها بدون توجه به این که آزادی گروگانها فقط یکی از الزامات و ضروریات جنگ اخیراست و باید سرنوشت غزه و فلسطینیها هم روشن شود تا آتش این خشم تاریخی فروکش کند، لذا مذاکرات مقطعی صرفاً منجر به آزادی یا تحویل اجساد گروگانهای طرفین شده است. در این میان حضور مجدد آقای ترامپ که اتفاقا برآمده از آرای ایالتهای خاکستری آمریکا که مخالف جنگ اسرائیل و امریکائیهای عرب تبار بود، بسیاری را به این توهم کشانید که گویا تیم ترامپ موسوم به ترامپیستها مخالف جنگ است و آنها غائله غزه را ختم به خیر خواهندکرد. اما در عمل آنچه که در دوران هیج رئیس جمهوری در آمریکا روی نداده بود، در همان آغاز دوران ترامپ رخ داد و شدت جنگ درغزه و خاورمیانه به بالاترین حد خود رسید و ادامه هم دارد. لذا ترامپ که خود بیش از همه میداند هنوز در میدان وعدههای انتخاباتی هیچکاری نتوانسته جز شعار و ولوله کند این بار با طرح بیست مادهای درصدد است باصطلاح صلح را با زور در خاورمیانه مستقر نماید. در همین باب این مقاله نظری اجمالی به شروط بیستگانه طرح و جالشهای پیش روی آن پرداخته است. نخست برای آگاهی خوانندگان و علاقمندان شروط بیستگانه را که از بیانیه آقای ترامپ استخراج شده بشرح زیر ارائه میگردد
- بازسازی غزه بهمنظور بهبود زندگی مردم آن آغاز میشود و زیرساختها و خدمات عمومی دوباره ساخته میشوند.
- آتشبس فوری برقرار خواهد شد؛ عملیات نظامی اسرائیل متوقف میشود تا گروگانها آزاد شوند.
- آزادسازی کامل گروگانها (زنده یا اجساد) ظرف ۷۲ ساعت پس از پذیرش طرح توسط اسرائیل انجام خواهد شد.
- در مقابل، اسرائیل حدود ۲ هزار زندانی فلسطینی شامل ۲۵۰ نفر با حکم حبس ابد و حدود ۱۷۰۰ نفر بازداشتشده پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را آزاد میکند.
- برای هر گروگان اسرائیلی فوتشده، جسد ۱۵ فلسطینی به فلسطینیها بازگردانده خواهد شد.
- کنترل مرزهای غزه با همکاری نیروهای امنیتی غزه، اسرائیل و مصر تقویت میشود تا از ورود سلاح جلوگیری شود.
- هیچگونه الحاق یا تصرف دائمی توسط اسرائیل در غزه انجام نخواهد شد.
- خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی طبق برنامه و هماهنگی با نهادهای بینالمللی و نیروهای محلی صورت خواهد گرفت.
- اگر حماس یا گروههای دیگر همکاری نکنند، بازسازی مرحلهای در مناطق امن ادامه خواهد یافت.
- مذاکرات سیاسی اسرائیل–فلسطین آغاز خواهد شد تا زمینه همزیستی پایدار فراهم شود.
- یک فرآیند گفتوگوی بینادیان با هدف تغییر ذهنیتها و ترویج همزیستی صلحآمیز راهاندازی میشود.
- در صورت اصلاحات در تشکیلات فلسطینی و پیشرفت بازسازی، راهی برای تعیین سرنوشت فلسطین و امکان تشکیل دولت فلسطینی فراهم خواهد شد.
- ایالات متحده تسهیلگر گفتوگوها میان اسرائیل و فلسطینیها خواهد بود.
- کمکهای انساندوستانه بهسرعت و تحت نظارت بینالمللی به غزه ارسال میشود.
- نظارت بینالمللی مانع ورود سلاح به غزه و بازسازی توان نظامی حماس خواهد شد.
- یک کمیته تکنوکرات غیرسیاسی برای اداره غزه در دوره انتقالی تشکیل خواهد شد، با نظارت نهادی بینالمللی موسوم به «شورای صلح» که ترامپ ریاست آن را برعهده خواهد داشت.
- حماس از روند سیاسی کنار گذاشته میشود؛ اما اگر سلاحها را تحویل دهند، امکان عفو یا خروج امن خواهند داشت.
- غزه به یک منطقه ویژه اقتصادی تبدیل میشود تا سرمایهگذاری بینالمللی را جذب کند.
- کشورهای عربی و جامعه بینالمللی نقش کلیدی در تأمین منابع مالی و بازسازی غزه خواهند داشت.
- این طرح در صورت پذیرش، زمینه را برای صلح گستردهتر در خاورمیانه و بهبود روابط منطقهای فراهم میکند.
در شرایط فعلی که جنگ در غزه قفل شده و اگرچه اسرائیل توانست ضربات مهلکی را بر جنبش فلسطین و نیروهای مقاومت و همچنین حامیان منطقهای آن وارد کند، اما در تداوم عملیات نسل کشی عموم کشورهایی که درآغاز به حمایت اسرائیل درآمده بودند عملا با به رسمیت شناختن کشور فلسطین – که در واقع ناکجاآبادی بیش نیست، زیرا مختصات اولیه هرکشور حدودوثغورآن است که درحال حاضر کشور فلسطین فاقد این حدود وثغورمیباشد. مخالفت با ادامه اشغال غزه، در حال حاضر موج مخالفت با دولت اسرائیل به بالاترین حد خود در دهسال اخیر رسیده است، لذا براین اساس میتوان در یک تحلیل جامع نقاط قوت و ضعف طرح بیستمادهای ترامپ برای صلح در غزه و خاورمیانه را بشرح زیر برشمرد:
نقاط قوت طرح
- آتشبس فوری و پایان جنگ
- توقف عملیات نظامی اسرائیل و آزادی گروگانها، میتواند بحران انسانی را کاهش دهد.
- بازسازی غزه
- تأکید بر بازسازی زیرساختها و خدمات عمومی میتواند شرایط زندگی مردم غزه را بهبود بخشد.
- آزادسازی زندانیان فلسطینی
- آزادی حدود ۲ هزار زندانی (از جمله محکومان ابد) برای فلسطینیها یک دستاورد مهم تلقی میشود.
- جلوگیری از الحاق غزه به اسرائیل
- تضمین عدم تصرف دائم غزه توسط اسرائیل، میتواند نگرانی فلسطینیها از اشغالگری را کاهش دهد.
- ایجاد منطقه ویژه اقتصادی
- این بند میتواند فرصتی برای سرمایهگذاری بینالمللی و بهبود اقتصاد فلسطین باشد.
- نقش بینالمللی در نظارت و کمکها
- حضور نهادهای بینالمللی برای ارسال کمک و جلوگیری از ورود سلاح، احتمالاً اعتماد بیشتری ایجاد میکند.
نقاط ضعف طرح
- کنترل مرزها در دست اسرائیل و مصر
- استقلال فلسطینیها در عمل محدود میشود و دسترسی آزاد غزه به جهان همچنان در گرو اسرائیل و مصر خواهد بود.
- نقش پررنگ آمریکا و ترامپ
- ریاست ترامپ بر «شورای صلح» میتواند شائبه جانبداری از اسرائیل و فشار یکطرفه بر فلسطینیها را تقویت کند.
- حذف حماس از روند سیاسی
- کنار گذاشتن کامل حماس میتواند مانع اجرای واقعی طرح شود، چون این گروه بخش مهمی از قدرت در غزه را در دست دارد.
- ابهام درباره تشکیل دولت فلسطینی
- اگرچه به «امکان تعیین سرنوشت فلسطینیها» اشاره شده، اما زمانبندی و ضمانت اجرایی روشنی برای تشکیل کشور مستقل فلسطین وجود ندارد.
- تمرکز بر خلع سلاح غزه بدون تضمین متقابل
- طرح بر تحویل سلاح و جلوگیری از بازسازی نظامی حماس تأکید دارد، اما در مقابل، ضمانت کافی برای توقف حملات اسرائیل ارائه نمیدهد.
- وابستگی کامل به منابع مالی خارجی
- بازسازی غزه وابسته به کمک کشورهای عربی و جامعه بینالمللی خواهد بود و این خطر را دارد که در عمل نیمهکاره رها شود.
واکنشهای احتمالی
- فلسطینیها: احتمالاً به دلیل حذف حماس، ادامه کنترل مرزها و نبود تضمین برای تشکیل کشور مستقل مخالفت خواهند کرد.
- اسرائیل: از نظر امنیتی بخشهایی از طرح (خلع سلاح غزه، کنترل مرزها) برای اسرائیل جذاب است، اما آزادسازی گسترده زندانیان میتواند برای افکار عمومی اسرائیل غیرقابل قبول باشد.
- جامعه بینالمللی: کشورها و سازمانهای بینالمللی احتمالاً از بخشهای انساندوستانه و بازسازی حمایت خواهند کرد، اما درباره نقش ترامپ و حذف حماس انتقاد خواهند داشت.
نمایه مقایسهای زیر نشان میدهد هر بند برای کدام طرف (فلسطینیها، اسرائیل، جامعه بینالمللی) مزیت یا عیب به حساب میآید
نمایه مقایسهای ارزیابی طرح ترامپ
|
شماره بند |
توضیح بند |
فلسطینیها |
اسرائیل |
جامعه بینالمللی |
|
۱ |
غزه غیرنظامی شود |
❌ تهدیدی برای مقاومت |
✅ امنیت بیشتر |
✅ کاهش خشونت |
|
۲ |
بازسازی غزه |
✅ بهبود زندگی مردم |
➖ هزینه برای اسرائیل ندارد |
✅ حمایت از حقوق بشر |
|
۳ |
آتشبس فوری |
✅ توقف جنگ |
❌ توقف عملیات قبل از اطمینان امنیتی |
✅ پایان بحران انسانی |
|
۴ |
آزادی گروگانها |
❌ اهرم فشار از دست میرود |
✅ بازگشت شهروندان |
✅ نشانه همکاری |
|
۵ |
آزادی ۲۰۰۰ زندانی فلسطینی |
✅ دستاورد بزرگ |
❌ تهدید امنیتی |
➖ دوپهلو (انسانی/امنیتی) |
|
۶ |
تبادل اجساد |
✅ اهمیت انسانی |
✅ آرامش خانوادهها |
✅ حرمت انسانی |
|
۷ |
کنترل مرزها با اسرائیل و مصر |
❌ محدودیت استقلال |
✅ جلوگیری از ورود سلاح |
✅ کنترل امنیتی |
|
۸ |
عدم الحاق غزه |
✅ جلوگیری از اشغال |
➖ محدودیت گسترش ارضی |
✅ انطباق با قوانین بینالملل |
|
۹ |
خروج تدریجی اسرائیل |
✅ کاهش اشغال |
❌ نگرانی امنیتی |
✅ توازن نسبی |
|
۱۰ |
بازسازی مناطق امن حتی بدون حماس |
❌ حذف حماس |
✅ بازسازی بدون فشار امنیتی |
✅ راهحل مرحلهای |
|
۱۱ |
گفتوگوی سیاسی اسرائیل-فلسطین |
✅ امکان طرح خواستهها |
❌ نگرانی از امتیازدهی |
✅ حمایت از دیپلماسی |
|
۱۲ |
گفتوگوی بینادیان |
➖ تأثیر محدود عملی |
➖ بیشتر نمادین |
✅ ایجاد همزیستی |
|
۱۳ |
احتمال تشکیل دولت فلسطین |
✅ امید به استقلال |
❌ نگرانی امنیتی |
✅ تحقق راهحل دو دولت |
|
۱۴ |
میانجیگری آمریکا |
❌ بیاعتمادی به ترامپ |
✅ متحد قابل اتکا |
❌ جانبداری آشکار |
|
۱۵ |
کمکهای بشردوستانه فوری |
✅ سود مستقیم |
✅ بدون هزینه |
✅ تعهد اخلاقی |
|
۱۶ |
نظارت بینالمللی بر ورود سلاح |
❌ خلع قدرت مقاومت |
✅ امنیت اسرائیل |
✅ شفافیت بیشتر |
|
۱۷ |
اداره انتقالی توسط تکنوکراتها با شورای صلح به ریاست ترامپ |
❌ مداخله خارجی |
✅ عدم نفوذ حماس |
❌ تردید به بیطرفی |
|
۱۸ |
حذف حماس از سیاست |
❌ حذف بازیگر اصلی |
✅ حذف تهدید امنیتی |
❌ خطر شکست طرح |
|
۱۹ |
منطقه ویژه اقتصادی در غزه |
✅ فرصت شغلی |
✅ کاهش فشار اقتصادی غزه |
✅ جذب سرمایهگذاری |
|
۲۰ |
مشارکت کشورهای عربی در بازسازی |
✅ حمایت مالی |
✅ تقسیم بار هزینه |
✅ تقویت چندجانبهگرایی |
نگاهی به نمایه فوق می تواند حائز حداقل نکات زیرباشد:
- فلسطینیها بیشتر از آتشبس، آزادی زندانیان و بازسازی سود میبرند، اما از خلع سلاح، کنترل مرزها و حذف حماس بدون جایگزین متضرر میشوند.
- اسرائیل از خلع سلاح، کنترل مرزها و حذف حماس سود میبرد، اما از آزادی زندانیان و توقف عملیات نظامی نگران است.
- جامعه بینالمللی بیشتر به جنبههای انساندوستانه، بازسازی و گفتوگو نگاه میکند و در مورد جانبداری آمریکا تردید دارد.
در ادامه براساس مفاد طرح ترامپ یک جمعبندی نهایی مبتنی بر سه سناریوی احتمالی از سرنوشت احتمالی طرح ۲۰ مادهای ارائه شده است:
🔹 سناریو ۱: پذیرش کامل طرح
- فلسطینیها: با اینکه بخشهایی مثل خلع سلاح و حذف حماس برایشان سخت است، اما اگر رهبران فلسطینی طرح را بپذیرند، بهسرعت از مزایای آتشبس، آزادی زندانیان، بازسازی و کمکهای بینالمللی بهرهمند میشوند.
- اسرائیل: امنیت مرزها و حذف تهدید نظامی حماس برای اسرائیل دستاورد بزرگی است؛ اما فشار افکار عمومی بابت آزادی گسترده زندانیان سنگین خواهد بود.
- جامعه بینالمللی: سازمان ملل و کشورهای عربی طرح را نشانه پیشرفت میدانند و حمایت مالی و سیاسی خواهند کرد.
با اجرای این سناریو آتشبس پایدار برقرار میشود، بازسازی آغاز میشود، اما خطر نارضایتی داخلی در هر دو طرف بالاست.
🔹 سناریو ۲: رد کامل طرح
- فلسطینیها: حماس و جریانهای مقاومت احتمالاً آن را رد میکنند چون به معنای خلع سلاح و حذف سیاسی آنان است.
- اسرائیل: ممکن است طرح را بهدلیل آزادی زندانیان و محدودیت در عملیات رد کند.
- جامعه بینالمللی: رد کامل طرح، ناامیدی و تشدید بحران انسانی را به همراه دارد و اعتبار آمریکا و ترامپ ضربه میخورد.
با اجرای این سناریو جنگ ادامه مییابد و بحران انسانی تشدید میشود.
سناریو ۳: پذیرش مشروط
- فلسطینیها: تشکیلات خودگردان ممکن است طرح را با شرط روشن شدن زمانبندی تشکیل کشور فلسطین بپذیرد؛ اما حماس همچنان مخالف خواهد بود.
- اسرائیل: ممکن است آزادی زندانیان را محدود کند یا شرطهای امنیتی بیشتری بگذارد.
- جامعه بینالمللی: احتمالاً از نسخه تعدیلشده طرح حمایت میکند و فشار برای گفتوگوی سیاسی افزایش مییابد.
با اجرای این سناریو آتشبس موقت برقرار میشود، بخشی از بازسازی انجام میگیرد، اما آینده سیاسی غزه همچنان مبهم میماند.
به نظر نگارنده اگر آمریکا و اسرائیل در مورد اجرای این طرح حسن نیت داشته باشند شرط اولیه حسن نیت آزادی بلافاصله مروان برغوثی و ایجاد فرصت برای مردمان کرانه باختری و غزه برای انتخاب وی بعنوان دبیرکل سازمان آزادیبخش فلسطین و مسئول مذاکرات صلح خواهدبود چرا که با بودن سالخوردگان پوشاکی همچون عباس و رفقایش برای فلسطینیها ابی از این محمل گرم نخواهدشد.
جمعبندی کلی
- این طرح بیش از آنکه یک راهحل نهایی باشد، یک چارچوب انتقالی است.
- فلسطینیها آن را ناقص میدانند چون به استقلال و تشکیل دولت اشارهای شفاف ندارد.
- اسرائیل هم آن را پرخطر میبیند چون آزادی زندانیان زیاد و توقف عملیات میتواند تهدید باشد.
- جامعه بینالمللی از آن استقبال میکند چون حداقل میتواند راهی برای توقف جنگ و کاهش بحران انسانی باشد.





















