پیروزی زهران ممدانی؛ عبور جامعه آمریکا از دوران ترامپیسم
فرزند مهاجران، با پیام عدالت و برابری، به قلب سرمایهداری آمریکا راه یافت
پیروزی زهران ممدانی نه تنها پیروزی نیویورک، بلکه نشانهی بازگشت امید در سیاست آمریکاست
پیروزی زهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک تنها یک موفقیت شخصی یا حزبی نیست؛ این رخداد نمادی است از چرخش بزرگ در ذهنیت سیاسی و اجتماعی مردم شهری که قلب تپنده نظام سرمایهداری جهان به شمار میرود. این بار، نیویورک – نماد قدرت مالی، رسانهای و نژادی آمریکا – شهرداری را به دست فرزند یک مهاجر اوگاندایی و نظریهپرداز سوسیالدموکرات سپرده است؛ کسی که نه از دل شرکتهای غولپیکر و لابیهای ثروتمند، بلکه از کوچههای کوئینز و از دل جنبشهای عدالتخواهانه برآمده است.
زهران ممدانی، با ترکیبی از ریشههای آفریقایی، آسیایی و آمریکایی، چهرهای چندفرهنگی و چندنسلی از آمریکای نوین را بازنمایی میکند؛ آمریکایی که در برابر نژادپرستی، اسلامهراسی، تبعیض طبقاتی و انحصار قدرت اقتصادی قد علم کرده است. انتخاب او، از جهتی، پاسخی روشن به سالهای تیره و پرآشوب ترامپیسم است؛ دورانی که سیاست رسمی ایالات متحده بر نفرت، طرد، دیوارکشی و برتریطلبی سفید بنا شده بود.
اما رأی نیویورکیها به ممدانی معنایی فراتر از نفی ترامپیسم دارد. این رأی تأیید اندیشهای تازه است: بازگشت به مفهوم «شهر برای همه». ممدانی نه صرفاً به عنوان یک سیاستمدار چپگرا، بلکه به عنوان چهرهای از نسل جدید رهبران شهری ظهور کرده که میخواهد سیاست را از سطح شعارهای ملیگرایانه به بطن زندگی مردم بازگرداند. او از حملونقل عمومی رایگان، مسکن اجتماعی، فروشگاههای شهری و توزیع عادلانه منابع شهری سخن میگوید — و اینها در کشوری که سرمایهداری افسارگسیخته، شکاف طبقاتی را تا مرز فروپاشی اجتماعی کشانده، بهسان بازخوانی تازهای از رؤیای آمریکایی است.
آنچه پیروزی او را تاریخی میسازد، نه فقط عقبهی خانوادگی روشنفکرانهاش — فرزند محمود ممدانی نظریهپرداز پسااستعماری و میرا نایر فیلمساز برجسته — بلکه تواناییاش در پیوند دادن اندیشه با عمل سیاسی است. ممدانی به مردم ثابت کرده است که سوسیالیسم شهری میتواند نه شعاری آرمانی، بلکه برنامهای اجرایی برای بازسازی عدالت اجتماعی در قرن بیستویکم باشد.
این انتخابات همچنین نشانهای است از بازگشت اعتماد مردم به کنش سیاسی و جمعی. جوانان، زنان، مهاجران و کارگران – همان گروههایی که قربانی اصلی سیاستهای اقتدارگرایانه ترامپ بودند – این بار بهطور گسترده در پای صندوقها حضور یافتند و نشان دادند که آمریکا در حال پوستاندازی است. انتخاب ممدانی، در کنار رشد چهرههایی چون الکساندریا اوکازیو-کورتز و برنی سندرز، خبر از ظهور نسلی میدهد که میخواهد سیاست را انسانیتر، اخلاقیتر و اجتماعیتر کند.
در سطحی نمادین، پیروزی ممدانی را میتوان تلاشی دانست برای بازگرداندن امید و معنا به سیاست. او برخلاف سیاستمداران متعارف، از زبان مردم سخن میگوید؛ از مسکن و نان و عدالت. این زبان ساده اما ریشهدار، همان چیزی است که مردم پس از سالهای بیاعتمادی و بحران حقیقت به آن نیاز داشتند.
در نهایت، این انتخابات نشان داد که دوران سیاست مبتنی بر ترس و نفرت به پایان خود نزدیک شده است. نیویورک با انتخاب زهران ممدانی، پیامی روشن به جهان فرستاد: آمریکا هنوز توان بازسازی خود را دارد؛ هنوز میتواند از دل تاریکی، صدایی روشن برای عدالت و برابری بیرون دهد.
از همینجا، باید به زهران ممدانی تبریک گفت؛ نه فقط به خاطر پیروزی در یک رقابت سیاسی، بلکه بهسبب برافراشتن پرچم تازهای از امید، انسانیت و عدالت در شهری که بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داشت.





















