Advertisement

Select Page

یادداشتی برمجموعه داستان مجید دانش‌آراسته

یادداشتی برمجموعه داستان مجید دانش‌آراسته

 

«نقد مناسبات قدرت»؛ 
یادداشتی برمجموعه داستان “موهای دخترم را شانه کن” نوشته‌ی مجید دانش آراسته

 

مجموعه‌ داستان “موهای دخترم را شانه کن” نوشته‌ی نویسندۀ پرکار گیلانی، مجید دانش آراسته در سال ۱۴۰۳ از انتشارات پیدایش به چاپ رسیده است. مجید دانش آراسته بیش از پنجاه سال است که می نویسد و نزدیک به سی مجموعه داستان و شش رمان در کارنامه ادبی خود دارد.
“موهای دخترم را شانه کن” مجموعه داستانی‌ست‌ که سه داستان بلند به نام‌های “من و مادرم” ، “باد گرم” و”موهای دخترم را شانه کن” را دربرمی‌گیرد.
تقابل و کشمکش بیرونی یکی از ویژیگی‌های اصلی وبرجستۀ داستان‌های کتاب “موهای دخترم راشانه کن”است. “آنطورکه میشل فوکو می‌گوید:” قدرت مفهومی است که از طریق فرایند نرمالیته، احاد جامعه رادر سمت وسوی منافع خود کنترل می کند . قدرت در معنای جدید خود در تمامی روابط و لایه های زندگی اجتماعی وجود دارد و خارج شدن از چنبره قدرت به نوعی گریز ناپذیر است.” می توان گفت نقد مناسبات و ساختار قدرت درجامعه ازویژیگی‌های بارز این داستان‌ها است که با درونمایۀ عمیق جامعه شناختی، هستی شناسی و رگه‌هایی از نگاه اگزیستانسیالیستی و نیهیلیستی آمیخته است.
زمان تقویمی داستان‌ها دهه‌ی شصت است، اما زمان ذهنی گستره‌ی طولانی‌تر ، از دهه‌ی سی تا دهه‌های بعد از انقلاب را دربرمی‌گیرد. این داستان‌ها واقع گرایانه، دیالوگ محور،جزنگارانه، حادثه‌پردازانه و ماجرامحورهستند وعنصر تعلیق و قصه در آن برجسته و پررنگ است.
شخصیت‌های اصلی در این داستان‌ها اغلب زنان هستند؛ زنانی با اندیشه‌ها و نگاه‌های متفاوت .نویسنده بدون آنکه قضاوت کند و جانب هیچ کدام از شخصیت‌هایش را بگیرد، تصویرگربرش‌هایی اززندگی شخصیت‌ها درحوزۀ فردی ونیزدغدغه‌هایشان پیرامون حوادث و رخدادهای سیاسی- اجتماعی است .
داستانِ آخر کتاب، “موهای دخترم را شانه کن” از مجموعه‌ داستانِ به همین نام ،که در قالب دیالوگ معلمان درمدرسه‌ای روایت می‌شود، برهه‌ای از فضای سیاسی – اجتماعی تاریخ کشورما را به تصویر می‌کشد. دراین داستان که زنان در آن عاملیت و نقش پررنگی دارند، سه زن به عنوان نماینده‌ی جریان‌های غالب در جنبش اعتراضی قبل و بعد از انقلاب پنجاه‌‌‌ وهفت، دیدگاه‌ها و تحلیل‌هایشان را پیرامون جنبش آزادیخواهی و رخدادهای سیاسی- اجتماعی روایت می‌کنند؛ نویسنده بدون آنکه قضاوت کند، به عنوان ناظری بی‌طرف، نگاه‌های متفاوت ومتضاد را برای خواننده به نمایش می‌گذارد.
در داستان “من و مادرم” مادر با فلاش‌بک به ابتدای زندگی مشترک خود و گذشته‌ی مبارزاتی شوهرش، تصویرگربرهه‌ای از فضای سیاسی – اجتماعی سال‌های بعد از کودتای بیستِ‌هشت مرداد سال سی‌دو است؛ زمان حال داستان با دیالوگ‌های مادرو پسر بازتاب دهندۀ فضای سیاسی- اجتماعی سال‌های دهه‌ی پنجاه و دهه‌های بعد از انقلاب است و حکایتگرآنست ، که “ما دربرهه‌های مختلف و متوالی شاهد شکست جنبش‌های اجتماعی، مطالبات آزادیخواهی وعدالت‌جویانه‌ی مردمی بوده‌ایم.”
“باد گرم” یک داستان کارگاهی و معمایی است؛ داستان زاغه‌نشینانی‌ست که در حاشیه‌ی شهر زندگی می‌کنند. زمان داستان حدود دهه‌ی چهل است. زاغه‌نشین‌ها می‌خواهند برای زمینی که با زحمت بسیار روی آن کار کرده‌ و آلونکی درآن ساخته‌اند، سند بگیرند و دراین رهگذر شاهد کلک ، نیرنگ گماشته‌ها ، نزدیکان و وابستگان به قدرت؛ خوش خدمتی به ارباب، دنگ‌زنی، نگاه سودمحورانه و منفعت طلبانه هرچه بیشترِطرفین در سلسله مراتب قدرت هستیم؛ این داستان همچنین تصویرگر مناسبات بروکراتیک حاکم بر ساختار جامعه است . داستان با گره افکنی و غافل‌گیری‌های متعدد و متوالی سبب تعلیق و کشش مخاطب می شود و تداعی‌گر داستان‌های کارگاهی و معمایی است.
” وقت اخبار است. رادیو را روشن می‌کنم. گورباچف می گوید:«شرق و غرب یک مفهوم سیاسی نیست. یک مفهوم جغرافیایی است.» سیگاری آتش می زنم و به زندگی خاکستر شده‌ام فکر می‌کنم. ای کاش تیرباران‌شدگان جهان سراز خاک برمی‌داشتند.”
ازمتن پشت جلد کتاب

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights