Advertisement

Select Page

«هذیان» شعری از مهسا معین

«هذیان» شعری از مهسا معین

 

تاب بیاورید
دخترها، سگ‌ها، پرنده‌ها
تالاب‌های رها شده
نخل‌های بی‌سر
تاب بیاورید.
کسی نمی‌آید.

در جشن شیاطین
زنی که رقصید
سرش در دست
خنجر معشوق در دندان
به نجات ما می‌آمد.

کسی نمی‌آید
امید به سواری در افق بود
که تیری در گلو بر اسبش دوخته.
تاب بیاورید

در سرم مردی است
ژنده پتویی‌ بر دوش
دود می‌سازد از آتش
هل من ناصر را

تاب بیاورید

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights