Advertisement

Select Page

سه شعر از فرشته امیری

سه شعر از فرشته امیری

 

۱

هر لحظه نفس ز سوز دل آتش شد
این آتش پنهانِ هوایی تا کی

بر دوش من افتاده غم عالمی
بی راه نجات و بی‌نوایی تا کی

در چشم ترم ستاره‌ای خاموش است
این گریه‌ی بی‌صدا، خفایی تا کی

چون ابر شدم به دشت اندوه خویش
بی برق امید و روشنایی تا کی

هر شام به یاد روی تو بیدارم
این قصه‌ی اشک و ماجرایی تا کی

با نام تو خسته دل دعا می‌خواند
بی پاسخ و بی صدا، دعایی تا کی

ویران شده کاخ آرزو در دل من
بی نقش وفا و بی بنایی تا کی

افتاده به خاک راهت این جان من
با این همه رنج و بینوایی تا کی

بازآ که بهار خنده باز آید باز
این حسرت سرد و بی‌نوایی تا کی

 

۲

پرندگانِ بندباز


در آسمانی که هنوز
ساعت‌ها از پرواز باز نگشته‌اند،
ریسمانی نازک‌تر از سکوت
از نوک منقار کلاغی
تا مچ‌های رؤیای من کشیده شد.

من
دخترکِ واژگونِ باد
با گیسوانی که به شاخه‌های فراموشی گره خورده،
از پنجره‌ی بسته‌ی خواب،
به نی‌زار بی‌جهتی رها شدم

پرنده‌ها.
نه پرنده،
واژه‌هایی بودند سیاه
که از کتابی ممنوع
برای نجاتم گریختند.

هر کدام
حرفی از من را
از زمین بریدند
“د” را از درد،
“ب” را از باد،
“ر” را از رفتن.
و مرا به بی‌زمانی بردند.

زیر پایم
زمین، خوابِ کبودِ پدری‌ست
که نمی‌تواند
آخرین پرش دخترکش را
تماشا کند



۳
من و شاگردانم
در راهرویی که هنوز نفس می‌کشد

درِ مدرسه
سال‌هاست بسته
اما من
هر صبح
صدای باز شدنش را
از پشتِ زمان
می‌شنوم
گچ
روی تخته
به جای من
حرف می‌زند
و شاگردانم
در نیمکت‌های قدیمی
مثل ستاره‌هایی
که به خواب رفته‌اند
اما نورشان ادامه دارد
می‌درخشند
گاهی
در راهروی آبیِ ذهنم
دستی بیرون می‌آید
نه از کشو
که از لابه‌لای سال‌ها
و دفتر مشقی را
به سمت من می‌گیرد
با همان خطِ لرزان
که می‌گفت
خانم اجازه
جا افتادم
دوباره یادم بدهید
من
در دو جهانم
یک من
در اتاق امروز
نشسته و چای می‌نوشد
و منِ دیگر
هنوز
زنگ دوم را
به شاگردانی می‌گوید
که بوی باران می‌دادند
دفترها
در باد ورق می‌خورند
و هر ورق
نام کودکی‌ست
که به من
دویدن یاد داد
خندیدن یاد داد
دلتنگی یاد داد
گاهی
دست می‌گذارم روی سینه
و حس می‌کنم
یک کلاس کامل
زیر پوستم
نشسته‌اند
و تک‌تکشان
با صدایی آرام
حضور غایب می‌زنند
آه
ای سال‌های دور
ای نیمکت‌های ترک‌خورده
بدانید
که هنوز
هر شب
در خواب
به کلاس می‌آیم
و شما
یکی‌یکی
از دل تاریکی
حاضر
حاضر
حاضر
می‌گویید

#فرشته_امیری

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights