Advertisement

Select Page

یک شعر از حسن سهرابی

یک شعر از حسن سهرابی

 

خبرت هست که بعد از تو دگر هیچ نیامد
خوشی از شهر دلم رفت و اثر هیچ نیامد

شب من گریه شد و ماه دلم آینه‌گون
به افق بعدِ تو از شام، سحر هیچ نیامد

در دلم زخم تو ماند و به تبسّم ننشست
که پس از رفتنت از عشق، خبر هیچ نیامد

سال‌ها رفت ولی شمع دلم سوخته ماند
وه که بر سوز منِ خسته، شِکر هیچ نیامد

چشم من خیره شد از جست‌وجویِ نفست
لیک از آن شعلهٔ چشمانِ سپَر، هیچ نیامد

(ساهر) از داغ تو و آه دل خون شده اش
گله مند است، که بر زخم جگر هیچ نیامد

#حسن_سهرابی #ساهر

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights