Advertisement

Select Page

یک غزل از حسن جهانی

یک غزل از حسن جهانی

 

دل فرا زمینی من سال ها ضرر کردیم
به این زمین پر از تیرگی سفر کردیم ؟

برای آفتابِ بدونِ زوال دلتنگیم
بس است هر چه بدون چراغ سرکردیم

فضای هر شب ما شد شهاب باران و _
چقدر سینه چنان آسمان سپر کردم

به هر نسیم پریدیم با خیالِ بهار
شبیه قاصدگی باغ را خبر کردیم

من و تو از دلِ آتش شبی سیاوش وار _
اگر چه سوخت پر و بالمان گذر کردیم

شروع قصه ی ما از سقوطِ آدم بود
از عافیت زده ایم و چنین خطر کردیم

#حسن_جهانی

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights