یک شعر از ابوالفضل حکیمی
باید از طریق صدا
پشت دری کامیاب ِ تصویر
اهمیت گوشِ ذهن را
بی ارتباط
یا دست کم به لهجه
و قالب بی خبر
از امکان ِخلال
بین بهره برد و ابتدا
تحصیل روبروی استثنایی
از خیر پیرامون
به نتیجه ی فقر
به انزوای پدر بزرگ
می خزد
چیدن زغال
بی زبان شفاهی
نگرش به محرومم
تنها ، ریشه
از دانشگاه به رواج
از نقل به مکان
منتشر می شود تصمیم
دست و پای اراده
به حساب گُمان
بی واسطه در مرمت محافل
چه کسی به حساب می آید
به دست و پا
برای اقدام
به پیشرو
پیش از ظهور
فاصله کوتاه است
تمام قد ،جستجو
ترجیح ِکم،بسیار
پای بند در اقامت
آشناتر از مخالفت
در طول خود
هیچ، از هر صدایی
مهم تر است




















