Advertisement

Select Page

یک شعر از تقی جهانبخشی

یک شعر از تقی جهانبخشی

 

اندوه کهنه‌ای
نشسته به پیشانی یاد‌!
چون و چراهای کاشته
روی دیوار
گلی نمی‌کنند
زورم
به انتظار خود نمی‌رسد
تمام فصل‌هایم
به خیابان زمستان
ختم می‌شوند
کسی از این سال‌ها
نمی‌پرسد
چرا از کول خود
برای یکبار
بهار را
زمین نمی‌گذاری …

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights