دو شعر از اکبر رشنو
۱
پاییز
مرا
در آغوشریزش
می کشید
تا
هزار بن بست دوید
تا
باد
خرد و ریز مرا
بپیچاند در تود ههای توخالی خویش
مرا
به پیچد درگیج
به در و دیوار
هرچه میخواهد
بکند
بامن
گیجاگیج
دور دور بزند
ببرد
در نگون بختی و سار
به هزار حاشیه و هیچ کنار
پرتابم کند
در دوبارههای گرد باد
اما
من
می رویم
در هزار کمای سخت / گیری سه پیچ
می رویم
در پارادکسی
میان انتشار و متن انقباض
م ی ر و ی م
دوباره ها منم
متن امتداد
۲
خودم را
به انتحار میبرم
به جامهای بی خود
به مترسک
بدل
شانهها
پر بی پروایی گنجشکان و کلاغ
در اهتزاز مضحک باد
همه رقص
از هزار پارگیم هیچ بیرون می زند
#اکبر_رشنو




















