Advertisement

Select Page

یک غزل از رضا حدادیان

یک غزل از رضا حدادیان

 

چه ساده و چه صمیمی تو را صدا کرده‌ست
تو را به لهجه‌ی آیینه آشنا کرده‌ست

کسی که دست به دامان آسمان شده و
کنار پنجره‌ی دل خدا خدا کرده‌ست

شنیده بویت را با هزار بیم و امید
شده‌ست پروانه، تَرکِ انزوا کرده‌ست

نبود در خورِ تو ای درخت! رختِ خزان
تو را از آنچه نمی‌خواستی رها کرده‌ست

نشسته شبنم اگرچه به روی گونه‌ی او
شبیه غنچه ولی لب به خنده وا کرده‌ست

قبول کن که نبودی در ابتدا شاعر
تو را کرشمه‌ی چشمش غزلسرا کرده‌ست

#رضاحدادیان

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights