شعری تقدیم به وفا اسماعیل المبیض، شاعر فلسطینی
«سلام وفاء» شعری است با زبان گزارشگونه برای وفاء اسماعیل المبیض شاعر و نویسندهی فلسطینی ساکن غزه که در حال نوشتن داستانی از زبان دخترش فاطمه است. ترجمههای عربی و انگلیسی این شعر که پس از متن فارسی آن از نطرتان خواهد گذشت، توسط دوست عزیزم معین زرگانی صورت پذیرقته است.
– پرویز گراوند
سلام وفاء
سلام به سطرها و دردها و دهان کودکانه ای که سلام و وفا را درک می کنند.
سلام به کلمات
وقتی با آن همه مزار سردرگم
با تو به خیمه می آیند
در شرایطی که بار ویرانه ها را
در سطرها
و در کنار علامت های تعجب و سوالی
و لابه لای نقطه چین ها
خالی می کنی
در شرایطی که شاعران و نویسندگان
سطرها را به گلو و صدا تبدیل می کنند.
سیاستمدارها صدا را به گلوله و موشک تبدیل کرده اند!
در شرایطی که دیگر
خیابان ها همان خیابان های قبلی نیستند
و غبار بر هر چیزی نشسته است
حتی بر خاطراتی که زمان زیادی از آنها نگذشته است
در این شرایط:
دست می کشی بر جمله ها و کلمات
بر نقطه چین ها
بر نقطه ها و ویرگول ها
در این شرایط لمس می کنی کلمات را
و اجساد و خانه ها و خیابان ها و غزه، لمس می شوند
در این شرایط
کودکان، ادامه می دهند: بازی های ناتمامشان را در متنی که برایشان کوچه و خیابان و پارک و غزه کرده ای
در این شرایط
شاعر، در گونه های جانوری و در زیست شناسی دست می برد.
موجودات را به دو گونه ی مجزا تقسیم می کند:
۱/ مردم
۲/ سیاست مدارها
درخت ها و گیاهان و محصولات کشاورزی و جامعه ی آنها یعنی جنگل ها و مراتع و باغات و باغچه ها و گلدان ها
… و موجودات دیگر از قبیل رودخانه و دریا و اقیانوس و سنگ و اورست
در گروه مردم هستند.
پرندگان و حیوانات اهلی و وحشی و آبزیان و حشرات و جلبک ها و خزه ها و گلسنگ ها و
از گروه مردم هستند.
ویروس ها و میکروب ها مادام که در خدمت سیاستمدارها نباشند از گروه مردم هستند
باور می کنی که خورشید و ابر و آسمان و خدا نیز در گونه ی مردم قرار دارند؟
آیا در جایی که تو هستی
وقتی سیاست پبشگان
علیه سیاست پیشگان
موشک می پرانند
پرنده این فرصت را دارد برای کودکانش
درخت و آسمان و زمین را به آوازی دلنشین تبدیل کند؟
وقتی در خیمه ات هستی که گاهی همان را هم نداری،
وقتی می خواهی چیزی بنویسی به دست هایت چه می گویی؟
آیا کلمات، وقتی به اشک تبدیل می شوند کسی هست که آنها را از گونه های تو بردارد و بخواند؟
در این شرایط
داشتم برای تو چیزی می نوشتم
|حتما در آن سو در نزدیکیهای تو
انفجار مهیبی رخ داد
که در این سو در شعرم زلزله افتاد.
(بوی صدای تلخ انفجار باروت و گوشت و استخوان و ساختمان و خیابان(
کلماتم برای لحظه ای دلخوشی
دور هم بودند..
پنجره ای رو به هم باز کردند
و به سطری از خیابان
و رفت و آمد مردد کلمات دیگر نگاه می کردند
در آن سو
بر یکی از سطرها که دیواری ست در حواشی متن
این جمله دارد نوشته می شود
(موجودات به دو دسته تقسیم می شوند
مردم و سیاستمدارها)
در حوالی تو انفجار مهیبی رخ داده است
ل. س
س. ق. خ
ال. تا. فم
… ر سا شا رع
…ید و لو له لا
…ببین ولوله را از شیون از کلماتم بر
پرویز گراوند / آذرماه ۱۴۰۴ اهواز
ترجمهی شعر به عربی:
تقدم له : وفا اسماعیل المبیض شاعر فی غزه
سلام وفاء
مرحباً بالخطوط والآلام والأفواه الطفولیه التی تفهم السلام والولاء.
سلامی للکلمات
عندما یأتون إلى الخیمه معک، مرتبکین من کل القبور
فی موقفٍ تُفرّغ فیه الأنقاض
فی السطور
وبجوار علامات التعجب والاستفهام
ووسط النقاط
فی موقف حیث الشعراء والکتاب
یقومون بتحویل الخطوط إلى حناجر وألاصوات
لقد حوّل السیاسیون الصوت إلى الرصاص والصواریخ!
فی حاله حیث لم تعد الشوارع کما کانت
واستقر الغبار على کل شیء
حتى أن هناک مخاطر قد لن تمر علیها الکثیر من الوقت
فی هذه الحاله:
تلمس الجمل والکلمات
علامات الترقیم
النقاط والفواصل
فی هذه الحاله، تلمس الکلمات.
وتتأثر الأجساد والبیوت والشوارع وغزه
فی ظل هذه الظروف یواصل الأطفال: ألعابهم غیر المکتمله فی السیاق الذی خلقتموه لهم، الأزقه، الحدائق، وغزه
فی هذه الحاله، یتناول الشاعر الأنواع الحیوانیه وعلم الأحیاء.
ویُقسّم المخلوقات إلى نوعین منفصلین:
۱/ الناس
۲/ السیاسیون
الأشجار والنباتات والمنتجات الزراعیه ومجتمعاتها، ألی الغابات والمراعی والحدائق والبساتین وأصص الزهور،
وغیرها من الکائنات مثل الأنهار والبحار والمحیطات والصخور وجبل إیفرست
هناک مجموعه من الناس
الطیور والحیوانات الألیفه والبریه والحیوانات المائیه والحشرات والطحالب والحزازیات والأشنات وما إلى ذلک تنتمی إلى مجموعه البشر
الفیروسات والمیکروبات التی لا یتم الحصول علیها فی الخدمه من مجموعه کبیره من الناس
هل تؤمن أن الشمس والغیوم والسماء والله موجودون أیضًا فی وجوه الناس؟
هل تؤمن، حیث أنت،
عندما یُطلق السیاسیون الصواریخ على السیاسیین؟
هل لدى الطائر فرصهٌ
لتحویل الشجره والسماء والأرض إلى أغنیهٍ مُبهجهٍ لأطفاله؟
وأنت فی خیمتک، التی قد لا تکون موجودهً أحیانًا،
ماذا تقول لیدیک عندما ترید کتابه شیءٍ ما؟
هل هناک من یأخذ الکلمات من خدیک ویقرأها عندما تتحول إلى دموع؟
الوقت المناسب للأشیاء التی لم یأت بها البشر،
متى ترغب فی الحصول على شیء من هذا القبیل؟
هل هذه هی المناخات، هل ترغب فی تغییر ما تتخلص منه وتتخلص منه؟
فی هذه الحاله، کنت أکتب لک شیئًا،
لا بد أن انفجارًا مروعًا وقع بالقرب منک.
أن زلزالاً حدث فی قصیدتی هنا
رائحه الصوت المریر لانفجارات البارود، اللحم والعظام، المبانی والشوارع
کلماتی کانت بعیده عن لحظه السعاده
فتحوا نافذه تواجه بعضهم البعض،
ونظروا إلى صف من الشوارع، وإلى ذهاب وإیاب کلمات أخرى متردده.
ونرى المزید والمزید من الکلمات الجدیده
من جهه أخرى،
على أحد الأسطر، وهو جدار فی هامش النص، کُتبت هذه الجمله
الکائنات تنقسم إلى فئتین:
الناس والسیاسیون)))
وقع انفجارٌ مروعٌ بالقرب منک
ل. س
س. ق. خ
ال. ت. فم
ر ….سا شا رع
اید و لو له لا
انظر، قم بإزاله الضوضاء من کلماتی
———
برویز جراوند / ۱۴۰۴ أهواز
مترجم: معین زرگانی
ترجمه شعر به انگلیسی:
Dedicated to: Vafa Esmaiel Almabiz a poet from Gaza
Hello, Vafa
Hello to the lines and pains and the childish mouth
that understands hello and loyalty.
Hello to the words
When they come to the tent with you
with all those confused graves
In a situation
where you empty the load of ruins
In the lines
And next to the exclamation and question marks
And amidst the dots
In a situation
where poets and authors
turn lines into throats and voices.
Politicians have turned voices into bullets and missiles!
In a situation
where the streets are no longer the same as before
And dust has settled on everything
Even on memories that have not been around for a long time
In these conditions:
You touch the sentences and words
On the dots
On the periods and commas.
In these conditions you touch the words
And the bodies and the houses and the streets and Gaza are touched.
In this situation,
the children continue:
Their unfinished games in the text that you have made for them alleys, streets, parks, and Gaza.
In this situation, the poet uses animal species and biology.
He divides creatures into two separate species:
۱/ People
۲/ Politicians
Trees, plants, agricultural products
and their communities, namely forests, pastures, gardens, orchards, and flowerpots, and other creatures such as rivers, seas, oceans, rocks, Everest, and… are in the group of people.
Birds, domestic and wild animals, aquatic animals, insects, algae, mosses, and lichens are in the group of people.
Viruses and microbes are in the group of people
as long as they are not in the service of politicians.
Do you believe that the sun, clouds, sky,
and God are also in the group of people?
Where you are, when politicians are firing missiles at politicians,
does a bird have the opportunity to turn trees, sky,
and earth into a pleasant song for its children?
When you are in your tent, and sometimes you don’t have one, what do you say to your hands when you want to write something?
When words turn into tears,
is there anyone to take them from your cheeks and read them?
In these circumstances,
I was writing something for you,
when there must have been a terrible explosion near you, and an earthquake occurred in my poem.
(The bitter smell of gunpowder explosions, flesh and bones, buildings and streets.)
My words were for a moment of joy
far away.
They opened a window facing each other
and looked at a line of the street
and the hesitant coming and going of other words
On the other side,
On one of the lines, which is a wall at the edges of the text
this sentence is written:
(Creatures are divided into two categories:
People and politicians)
A terrible explosion has occurred near you
L. S. S. Q. Khal. Ta. Fem
R …. Sa Sha Reid and Lu La La …..
See the roar of my words over…
——————
Parviz Garavand / December 1404 Ahvaz
Translator: Moein Zergani




















