Advertisement

Select Page

یک غزل از مهناز مرادی

یک غزل از مهناز مرادی

 

آتش زده برهستی‌ام شوق وصالت
دست از سر من برنمی‌دارد خیالت

حرفی بزن وقتی که شب غرق سکوت‌ست
غم ریشه کرده در نگاه پرسوالت

خورشیدِ من، بیرون بزن از خانه‌ی اَبر!
تا پُر کنم صد دفتر از وصفِ جمالت

تا می‌نویسم از گلِ رخسارت، انگار-
-گل می‌کُند در شعرهایم شور و حالت

پیمانه‌ی چشمِ مرا پرکن لبالب
از دیدنِ چشمانِ مستِ بی‌مثالت!

#مهناز_مرادی

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights