Advertisement

Select Page

دو شعر از تقی جهانبخشی

دو شعر از تقی جهانبخشی

 

۱

یلدا

اگرچه ساعت شب
چله نشین دستهای تنگ است
ثانیه های آغاز
ویاردار لبخند انارند
در آغوش زمستان
تا رنگ جهان
از بی زایشی
نپرد …

 

۲

اگرچه چراغ را
از من گرفته‌اند
چشمم کور
راه به راه
دنده نرم می‌کنم
در بی نسبت‌ترین کوچه‌ی شب به ماه
راه را پیش می‌برم
می‌دانم تنهایی
به تنم می‌آید همچنان‌که امید
بعد ازین نیز
پا به پای هر دستور زبانی
راه بروم
می‌دانم
هیچ دستی برای من
رو نمی‌شود …

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights