Advertisement

Select Page

فرگشت و فیلم «یک اتفاق ساده»

فرگشت و فیلم «یک اتفاق ساده»

 

استاد جعفر پناهی انسان متفکر و مبتکری است که داستان‌ها و کتاب‌هایش را در غالب فیلم روایت می‌کند. فیلم‌های به ظاهر ساده ولی بسیار ژرف که پیچیده در ورق‌های زیبای تصاویر و کلمات ظاهر می‌شوند. این بار او در فیلم «یک اتفاق ساده» به سراغ فرگشت اجتماع رفته و تلاش کرده به زیبایی و سادگی نشان دهد که چگونه هر حادثه یا اتفاق ساده قابلیت این را دارد که نتایج غیرقابل باور و شگفت‌انگیز پدید آورد. در جوامع انسانی نیز همانند طبیعت تحولات به آرامی و به تدریج در لایه‌های گوناگون به‌وقوع می‌پیوندند که خیلی محسوس نیستند ولی اثر مرکب دارند. اما هر از گاهی یک دگرگونی ژرف و ناگهانی و استثنایی اتفاق می‌افتد که جهت تغییرات آرام را به کلی دگرگون می‌سازد و به آن شتابی شگرف می‌بخشد. اینگونه دگرگونی‌ها را در طبیعت در دوره‌های مختلف تاریخ زمین مشاهده می‌کنیم. به صورتی که هرگز شرایط جدید قابل برگشت به گذشته نخواهد بود. از نمونه‌های جالب اینگونه تحولات می‌توان از مقایسه بین پدیدار شدن اولین موجود زنده و پیش از آن، اولین موجود فتوسنتز کننده و قبل از آن و غیره مشاهده کرد. البته باید یادآور شد که نتایج حاصل یکسان نیست و ممکن است خوب و یا فاجعه بار باشد. بدیهی است در طبیعت خوبی و بدی بی‌معنی است تطابق و انتخاب طبیعی مهم هستند. این حالت بی‌نظمی به ظاهر اتفاقی و نتایج آن را در تاریخ معاصر خود می‌بینیم. نتایجی که هرگز کسی توانایی پیش‌بینی آنها را پیش از آن دگرگونی نداشت.
این کارگردان مبتکر و انسان‌دوست به خوبی نشان‌می‌دهد که اگرچه انسان‌ها در موارد اساسی و مهم اختیاری ندارند ولی در خیلی موارد دیگر قدرت انتخاب دارند. هر چند خیلی از امور خاکستری هستند ولی برای وجدان انسان هیچ موضوع خاکستری وجود ندارد. وجدان با پول، قدرت و یا شهرت قابل خریدن نیست. بنابراین شاعر توانای تصاویر نشان می‌دهد که مهم نیست شما چه جنسیتی دارید، کجا متولد شده‌اید‌، چه دین و آیینی دارید، به هر حال در مقابل وجدان خود باید‌، نه تنها ویژگی انسانی داشته باشید که باید صادق و حقیقت‌گو و حقیقت‌جو باشید تا رستگار شوید. وجدان نه فریب می‌خورد نه قابل معامله است و برایش هیچگونه بهانه‌ای قابل قبول نیست. استاد پناهی، توضیح میدهد که شاید حوادث اجتماعی به سادگی به وقوع می پیوندند ولی نتایج حاصل از حوادث ممکن است که بسیار بزرگ و غیرقابل تصور باشند. یکی از حوادث به ظاهر معمولی که به‌مدت طولانی هر روز اتفاق می‌افتاد و آن عادت حکومت در مجبور‌کردن بانوان این سرزمین برای داشتن پوشش اجباری به هر قیمتی بود. و لیکن این رویه با یک اتفاق که هر روز برای مردم می‌افتاد و به‌نظر طبیعی می‌نمود، این بار به صورتی رقم خورد که مسیر تاریخ اجتماعی ایران را برای همیشه متحول کرد. پژواک شگفت‌انگیز مرگ مهسا (ژینا) در اندک زمانی نه تنها تمام ایران را فرا گرفت بلکه شعار محوری آن یعنی زن، زندگی، ازادی مرزها را درنوردید و شعاری جهانی در مورد حقوق انسان‌ها شد. این خیزش اجتماعی باعث شد که آن گروه از جامعه که پوشش متعارف را از حقوق اولیه هر انسانی می‌داند و حالت تحمیلی آن را قبول ندارد خود‌جوش به حرکت در‌آید و اینگونه بود که فرگشت بزرگ اجتماعی اتفاق افتاد و تحولی عظیم صورت گرفت که بنظر نمی‌رسد که هرگز جامعه ایران به شرایط قبل از مرگ مهسا (ژینا) بر‌گردد.
به گفته عطار مفهوم انسان به چگونگی درک او از مسایل برمی‌گردد. به اینکه چگونه می‌اندیشیم و چگونه رفتاری داریم. بنابراین اگر نابرابری وجود دارد اگر عدالت اجتماعی از بین رفته است اگر حقوق بشر رعایت نمی‌شود و قدرتمندان به سادگی و با شدت تمام ظلم می‌کنند و اگر رشوه و فساد در تمام تار پود جامعه تنیده شده‌است، دلیلش این هست که اینگونه تغییرات به آرامی اتفاق می‌افتند و جامعه نیز یا واکنش مؤثر نشان نمی‌دهد یا خسته می‌شود در نهایت به علت اثر تخریبی تشدید‌کننده شرایط هر روز سخت‌تر و غیرقابل تحمل‌تر می‌شود. ولی از آنجایی‌که جامعه یک پدیده جاندار و با هوش است، به هر حال به این دگرگونی‌ها دیر یا زود به صورت مناسب واکنش نشان خواهد داد.
در فیلم، بیابانی خشک و تک‌درخت بدون برگی را مشاهده می‌کنیم که نشان دهنده تخریب شدید محیط زیست کشور است ولی این محیط خشک و خشن انسان‌های سر‌سخت، سلحشور، شجاع ولی مهربانی نیز پرورش می‌دهد. نسل جوان تحصیل‌کرده آرمان‌های مبتنی بر انسانیت و حقوق بشر دارد. همچنین دارای قدرت تفکیک است و هرگز حاضر نیست به هر قیمتی به هدف خویش برسد. ولی به هر صورت نا‌برابری، تبعیض، جنایت، فقر بیکاری و تخریب محیط زیست اثرات بلند مدت خود را روی افراد می‌گذارند. اثرات نامطلوب روانی و جسمی را در افراد زندانی به وضوح در فیلم مشاهده می‌نماییم به‌صورتی که افراد از سایه دیگران هم دچار واهمه می‌شوند. ولی باید بدانیم که ترس را نیز انتهایی است. و ما انتهای ترس را در انتخاب پوشش اختیاری زنان مشاهده می‌کنیم.
فیلم نشان می‌دهد که انسان‌های مذهبی زندانبان نیز دیگر از سر اعتقاد کار نمی‌کنند و ایمانی به رفتار وکردار خود ندارند. به‌همین دلیل شجاعت دفاع از کار‌های خود را ندارند و اگر گرفتار شوند به سادگی دروغ می‌گویند. در اغلب صحنه‌های فیلم رنگ سیاه و سفید دیده می‌شوند که نشان‌دهنده روشن و واضح بودن علت مشکلات جامعه می‌باشد ولی در مواردی هم مسایل روشن نیستند و باید تبیین شوند تا تصمیم منطقی و درست گرفته شود. مشکلات سیاسی و اقتصادی عده‌ای را بشدت عصبانی و نگران و شکاک کرده و باید مرتب مواظب حرف زدن خود باشند چون همیشه نگرانی از شنود و خبر‌چینی هست. ولی نسل جدید بدون توجه به موقعیت اجتماعی خود بسیار جسور، جنگنده، رک، غیر انتقامجو، صلح طلب و فکور هست و حاضر است برای آرمان‌های خود هزینه بدهد تا دنیای بهتری داشته باشد. این نسل خشونت‌گریز هرگز نمی‌خواهد فراموش کند ولی بسیار بخشنده و مهربان می‌باشد و‌ حاضر است که ببخشد هر چند ممکن است که نتیجه خوبی حاصل نگردد. فیلم نشان می‌دهد با وجود همه مشکلات اجتماعی مانند ترافیک، کلافگی عمومی، رشوه و اختلاس که مانند خونی در رگ‌های جامعه در جریان هست، ولی مردم با حداقل‌ها هم تلاش می‌کنند که خوش باشند و به یکدیگر کمک ‌کنند و بزله‌گویی را فراموش نکرد‌ه‌اند که نشان می‌دهد جامعه با همه مشکلات و سختی‌هایش بشاش و فعال است و هیچ نیرویی قدرت خاموش کردن پویایی این جامعه را ندارد.
فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد که بر‌خلاف دگرگونی بنیادین جامعه در سال ۱۳۵۷ و عدم حمایت مناسب مردان آن زمان از حقوق اساسی بانوان این سرزمین برای داشتن حق آزادی در پوشش متعارف، امروزه اغلب مردان از حقوق زنان دفاع می‌کنند و در کنار آنان هستند. نسل جدید به هر پدیده و هر امر سیاسی با دیده تردید بسیار نگاه می‌کند و جامعه به مانند فرد مار‌گزیده از ریسمان سیاه و سفید نیز وحشت دارد، بسیار نا آرام آست و بنابراین از تعادل خارج شده و هر لحظه ممکن است در دام افراط‌گری وحشتناک گرفتار گردد. هر چند عده‌ای تلاش بسیار دارنند که مقابل افراط‌گری ایستادگی کنند. ولی این نسل دیگر حاضر نیست احساسی و بدون فکر عمل کند. این جریان‌های سیاسی و کنش‌گران هستند که اگر حمایت این نسل را می‌خواهند باید در عمل صداقت و کارایی خود را در مدیریت و فرهنگ و ایران‌دوستی نشان دهند. این نسل وقت و حوصله گوش دادن به حرف‌های پوشالی را ندارد و مدعیان رهبری باید در عمل حرف بزنند نه در حرف عمل کنند. ایران سرزمین باستانی و یکی از اصلی ترین زایشگاه‌های فرهنگ‌ها و تمدن بشری است و پر از شعر و شعور می‌باشد که به زیبایی در صحنه‌های درختان تنومند ریشه‌دار فیلم تجلی می‌یابد و راز پیوستگی محکم و در هم تنیده ایرانیان در همین ریشه‌های عمیق تمدنی و هم‌زیستی و درک متقابل یکدیگر و همیاری به همدیگر با همه اختلافات می‌باشد‌، این دلبستگی مردم ایران به یکدیگر نشانه هزاران سال ماندگاری این سرزمین و این فرهنگ غنی کهنسال می‌باشد که ایران را تا کنون حفظ کرده است. در صحنه‌ای از فیلم افراد در بیابانی خشک و خشن جمع شده‌اند برای تصمیمی بزرگ، زندگی یا مرگ. افرادی مهربان منطقی مسالمت‌جو و صلح‌طلب، با افراد آکنده از خشم و انتقام، افراد حراف پرخاشگو‌، قشر خاکستری در حال تصمیم، به همراه افراد عاشق با احساس لطیف عاشقانه که در لباس سفید عروس خانم متجلی می‌شود و این تصمیم را ملت با فرهنگ کهنسال به عالی‌ترین شکل ممکن رقم می‌زند و آن بخشیدن و دادن شانسی دیگر به گناهکاران و خطاکاران است و چه انتخاب زیبایی برای یک ملت. این صحنه همچنین نشان می‌دهد ملت ایران تصمیمش را برای همیشه در رابطه با پوشش اجباری و حق شاد بودن گرفته و از حمایت مرد‌های ایرانی نیز برخوردار است. قشر خاکستری و حتی آنهایی هم که ظاهری مذهبی دارند نیز تردید را کنار نهاده‌اند. عده‌ای هنوز هم حرف‌های آتشین می‌زنند که افراط‌گری را نشان می‌دهد و جامعه به آنان بی‌اعتناست. فیلم روح لطیف و شاعرانه ایرانی را نشان می‌دهد که حتی در اوج احساس انتقام نیز انسانگرایی ریشه‌دار خویش را فراموش نمی‌کند و به خوبی به تعهد انسانی و اجتماعی خویش اگاه است. افرادی که شاهد حوادث ۵۰ سال گذشته این سرزمین بوده و توانایی مقایسه دوران‌های مختلف معاصر را دارند این تحولات را نشانه فرگشت اجتماعی بزرگ تلقی می‌کنند. فرگشتی که سرفرازی، کرامت، رفاه، عدالت و آزادی را بشارت می‌دهد.

دسامبر ۲۰۲۵ – ونکوور

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights