Advertisement

Select Page

جمهوری اسلامیِ درون

جمهوری اسلامیِ درون

 

(جستاری دربارهٔ قدرت، ترس، و بازتولید در لحظه‌ی انفجار)

جمهوری اسلامی را نمی‌شود با یک واژه توضیح داد. مردم امروز علیه مجموعه‌ای از خصلت‌ها عصیان کرده‌اند؛ خصلت‌هایی که سال‌ها زندگی را فرساینده، خفه‌کننده و غیرقابل‌تحمل کرده‌اند. جمهوری اسلامی یعنی: قدرتی که پاسخ‌گو نیست و خود را مقدس معرفی می‌کند.

دروغِ سیستماتیک؛ نه به‌عنوان خطا، بلکه به‌عنوان روش، برای ویران‌کردن مرز میان حقیقت و کذب. توجیهِ رذیلت به نام مصلحت، امنیت یا خیر عمومی. حذف صداهای مخالف با برچسب‌زنی، بی‌اعتبارسازی و اخلاقی‌نمایی. تحقیرِ پرسش و تبدیل «چرا؟» به تهدید. کنترلِ بدن، خواست و تفتیشِ زندگی خصوصی به نام ارزش.

این‌ها انتخاب مردم نبوده‌اند؛ این‌ها اعمالِ قدرت بوده‌اند. اما قدرت فقط سرکوب نمی‌کند؛ قدرت تربیت هم می‌کند. در نظام‌هایی که اطاعت، امن‌تر از اعتراض جلوه داده می‌شود، آدم برای بقا یاد می‌گیرد منطق قدرت را در مقیاس‌های کوچک‌تر بازسازی کند. اینجاست که استبداد از یک نظام سیاسی به یک الگوی رفتاری لغزش می‌کند.

قدرت، وقتی طولانی می‌شود، دیگر فقط بیرون از ما عمل نمی‌کند؛ در زبان‌مان، در واکنش‌هایمان، و در تصورمان از عقلانیت جا می‌گیرد. دروغ، از ابزار حکومت به مهارت زندگی تبدیل می‌شود. وقتی صراحت جایش را به محافظه‌کاری، پنهان‌کاری و نقاب‌زدن برای بقا می‌دهد، یعنی زبانِ ما توسط قدرت اشغال شده است.

زبان، به‌جای ابزار ارتباط، ابزار احتیاط می‌شود. و احتیاط، نام محترمانهٔ ترس است. قدرت، هم‌زمان با سرکوب صداهای بلند، به ما یاد می‌دهد چطور خودمان صدای خودمان را کوتاه کنیم؛ جمله‌ها را قیچی کنیم، خواسته‌ها را تعدیل کنیم، و حقیقت را قابل‌تحمل سازیم.‌ا‌‌ین منطق از عرصهٔ عمومی بهزندگی خصوصی نفوذ می‌کند.

استبداد خانگی: منطق قدرت در خانه استبداد خانگی از جایی شروع می‌شود که قدرت، به نام «مسئولیت»، حقِ تصمیم‌گیریِ مطلق پیدا می‌کند. در ساختار خانواده، پدر یا شوهر فقط نقش عاطفی نیست؛ موقعیتِ قدرت است. موقعیتی که اغلب پاسخ‌گو نیست و قابلِ سؤال هم نیست.

پدرِ مستبد لزومی ندارد فریاد بزند. کافی است تصمیم بگیرد و توضیح ندهد. «نه» بگوید و بحث را ببندد. با سکوت یا اخم هزینهٔ مخالفت را بالا ببرد. اینجا، اقتدار در قطع‌کردن است: قطع گفت‌وگو، قطع امکان چانه‌زنی.

شوهرِ مستبد اغلب با زبان عقلانیت حرف می‌زند: «من منطقی‌ترم»، «احساساتی نباش»، «شرایط را بهتر می‌فهمم».

در این‌جا، عقلانیت به ابزار قدرت تبدیل می‌شود و خواستِ زن نه رد، بلکه بی‌اعتبار می‌شود.
این کنترل نام‌های محترمانه دارد: غیرت، مصلحت، حفظ خانواده. اما نتیجه یکی است:
عضو ضعیف‌تر یاد می‌گیرد خواستش را کوچک کند و پرسش را فرو بخورد.

خانه، در این معنا، فضای امن نیست؛ واحدِ کوچکِ قدرت است. جایی که اطاعت پاداش دارد و مخالفت هزینه. این رسوبات، هویت ما نیستند؛ جراحت‌اند. اثرِ زیستنِ طولانی در نظمی که بقا را گروگان گرفته است. ما حاملِ این سم شده‌ایم، نه چون ذاتاً سمی بوده‌ایم، بلکه چون راه دیگری برای زنده‌ماندن به ما آموزش داده نشده بود.

پل: از خانه به خیابان کسی که قدرت را اولین‌بار در خانه تجربه می‌کند، در خیابان یا به اطاعت عادت دارد یا به اعمال قدرت. جامعه‌ای که در آن خانه‌ها پاسخ‌گو نیستند، خیابان‌های پاسخ‌گو هم نمی‌سازد. استبداد، پیش از آن‌که سیاسی شود، خانگی می‌شود.

لحظه‌ی انفجار: عصیان علیه خود و ساختار اما امروز، ما در لحظه‌ی انفجاریم. این خشم، تنها علیه یک ساختار سیاسی نیست؛ عصیانِ انسانی است که دیگر نمی‌خواهد دروغ را عقلانی ببیند و حذف را اخلاقی. هر فریادی که امروز در خیابان طنین می‌اندازد، پیش از آن‌که قدرت را بلرزاند، دیوارهای ترس را در درونِ خودِ فرد فرو می‌ریزد. مردم با «نه» گفتن، به منطق بقایی پایان می‌دهند که سال‌ها به آن‌ها تحمیل شده بود. این انفجار، شروعِ یک پاکسازیِ بزرگ است؛ عصیانی علیه آن «جمهوری اسلامیِ درونی» که می‌خواست ما را شبیه به خود کند.

اگر سکوتی شکل گرفت، محصولِ گروگان‌گرفتنِ بقا توسط قدرت بود. اگر دروغی گفته شد، واکنشی بود به عقلانیتِ سمی‌ای که حقیقت را پرهزینه کرده بود. و امروز، مردم با هزینه‌دادن، این عقلانیتِ سمی را در هم شکسته‌اند. عبور از ویرانه‌ها بزرگ‌ترین خطر این است که این سیستم برود، اما منطقش در ما رسوب کرده باشد. هیچ سیستم سرکوبگری بدون انسان‌هایی که منطقش را حمل می‌کنند دوام نمی‌آورد.

و هیچ انقلابی اگر این منطق را در خود نشکند، آزادی نمی‌آورد. پیروزی در خیابان، نیمی از مسیر است؛ نیمهٔ دیگر، پاکسازیِ ویرانه‌هایی است که این قدرت در روانِ ما به جا گذاشته است.

امروز، نبرد فقط بر سر خیابان و ساختار نیست؛ بر سر این است که پس از فروپاشی، چه کسی از زیر آوار بیرون می‌آید: انسانِ آزاد، یا نسخه‌ای بازتولیدشده از همان قدرتی که وانمود می‌کردیم با آن می‌جنگیم.

ونکوور ژانویه ۲۰۲۶

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights