Advertisement

Select Page

اژدهای چینی چگونه با برنامه‌های پنج‌ساله جهان را بلعید؟

اژدهای چینی چگونه با برنامه‌های پنج‌ساله جهان را بلعید؟

 

 

غلامحسین دوانی؛ پژوهشگر سیاسی – اقتصادی و نویسنده کتاب جهانی سازی و شرکت های جهانی

 

اقتصاد کشورهای چین و هند تا قبل از انقلاب صنعتی و گسترش استعمار، بزرگترین اقتصادهای جهان بودند و در سال ۱۸۲۰، مجموعاً حدود نیمی از تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار داشتند. چین به تنهایی ۳۳ درصد و هند ۱۶ درصد از اقتصاد جهانی را کنترل می‌کردند. این برتری به دلیل توسعه اقتصادی آن‌ها در دوران باستان و قرون وسطی بود و تا قبل از جنگ جهانی دوم، بخش عمده‌ای از آسیا تحت استعمار قرار گرفت



دوران پیش از استعمار: 

در سال ۱۸۲۰، چین و هند با هم نیمی از اقتصاد جهانی را تشکیل می‌دادند. چین حدود یک سوم و هند ۱۶ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده بود. اثر انقلاب صنعتی و استعمار: با آغاز انقلاب صنعتی در غرب، به‌خصوص در بریتانیا، و گسترش استعمار، موقعیت اقتصادی آسیا تغییر کرد. این روند باعث شد ایالات متحده به‌تدریج به عنوان قدرت اصلی اقتصادی جهان ظهور کندبنیاد پیشرفت اقتصادی چین نظم برآمده از نظام کمونیستی فارغ از اشتباهات برنامهریزی دوران مائو بوده‌‌است . باید تاکید کرد چین و هندوستان قبل از استعمار توسط انگلستان خوددارای بزرگترین اقتصادهای جهان تا سالهای ۱۸۷۰ بودهاند.

چین طبق پیشبینیها تا ۲۰۷۵ با کاهش جمعیت به ۱.۰۲ میلیارد نفر و دستیابی به تولید ناخالص داخلی به ۶۶.۱۶ تریلیون دلار که ۲۰.۳۹ درصد از اقتصاد جهانی را تشکیل می‌دهد، بزرگ ترین اقتصاد جهان خواهد بود.

پیش بینی بازارهای نوظهور تا ۲۰۷۵ حاکی از آن است که رشد بالقوه جهانی تا این سال به احتمال زیاد کاهش خواهد داشت که دلیل آن به طور عمده رشد کندتر نیروی کار است. این رشد به طور متوسط سالانه کمتر از ۳ درصد خواهد بود و به مسیر نزولی ادامه خواهدداد، همچنین انتظار میرود رشد جمعیت جهان که طی پنج دهه گذشته از ۲ درصد در سال به کمتر از یک درصد رسیده است، تا ۲۰۷۵ به صفر برسد. علاوه بر این پیش بینی میشود بازارهای نوظهور به ویژه در آسیا، تعادل قدرت اقتصادی جهانی را تغییر دهند، آسیا به پیشی گرفتن از بازارهای توسعهیافته امروزی ادامه دهد و تا ۲۰۵۰، پنج اقتصاد بزرگ جهان چین، ایالات متحده، هند، اندونزی و آلمان باشند. در این میان ایالات متحده آمریکا به دلیل رشد بالقوه کمتر در مقایسه با اقتصادهای بزرگ در حال ظهور، بعید است که عملکرد استثنایی داشته باشد و انتظار میرود رشد بالقوه آن به طور قابل توجهی کمتر از اقتصادهای بزرگ در حال ظهور همچون چین و هند باقی بماند.

در حال حاضر افزایش ارزش دلار ارزش اقتصاد ایالات متحده را بالا برده است، اما انتظار می‌رود قدرت دلار طی ۱۰ سال آینده کاهش پیدا کند. از سوی دیگر در صورت اجرای سیاست های مناسب، نیجریه، پاکستان و مصر نیز می‌توانند تا ۲۰۷۵ از بزرگ ترین اقتصادهای جهان باشند.

برای سال های ۲۰۷۰ تا ۲۰۷۹، اقتصادهای نوظهور با رشد ۲.۳ درصدی پیش بینی می‌شوند که با رشد بهره وری ۱.۱ درصدی، از اقتصادهای توسعه یافته پیشی خواهند گرفت. آسیا با رشد ۲ درصدی سریع ترین منطقه در حال رشد باقی خواهد ماند، با این حال پیش بینی می‌شود که اقتصاد چین شاهد یکی از بالاترین کاهش ها را داشته باشد. پیش بینی می‌شود که رشد اقتصادهای آمریکای لاتین ۱.۹ درصد باشد که به تدریج بالاتر می‌رود و طی ۱۰ سال شتاب می‌گیرد. رشد در اروپای مرکزی و شرقی، خاورمیانه و آفریقا نیز به دلیل افزایش سهم اقتصادهای آفریقایی روی ۳.۲ درصد ثابت بماند.

بزرگ ترین اقتصاد جهان تا سال ۲۰۷۵

طبق پیش بینی ها، چین با پیش بینی جمعیت ۱.۰۲ میلیارد نفری، تولید ناخالص داخلی ۶۶.۱۶ تریلیون دلاری و سهم تخمینی ۲۰.۳۹ درصدی در تولید ناخالص داخلی جهانی تا ۲۰۷۵ بزرگ ترین اقتصاد جهان تا این سال خواهد بود.تحول اقتصادی چین یکی از برجسته ترین داستان های موفقیت در میان کشورهای با درآمد متوسط است. این کشور تا ۲۰۷۵ به دلیل تولید، صادرات و سرمایه گذاری روی فناوری و زیرساخت، بزرگ ترین اقتصاد جهان خواهد بود. چین با برابری قدرت خرید (PPP) از ایالات متحده به عنوان بزرگترین اقتصاد عصر حاضر پیشی گرفته است و انتظار می‌رود تا ۲۰۷۵ به طور کامل آن را پشت سر گذارد.

چین چگونه به ابرقدرت تبدیل شد؟!

تصمیمات کلیدی را در چین هر سال یا هر چند سال یک بار، عالی‌ترین نهاد سیاسی کشور، یعنی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، بابرگزاری مجموعه‌ای از نشست‌ها به مدت یک هفته تشکیل جلسه می‌دهد. این نشست‌ها «پلنوم» نام دارند. در سال ۲۰۲۵، انتظار می‌رود چین وارد پانزدهمین برنامه پنج‌ساله خود (۲۰۲۶۲۰۳۰) شود؛ برنامه‌ای که تمرکز اصلی آن بر خودکفایی فناورانه، امنیت ملی و اقتصاد سبز خواهد بود.

نیل توماس، پژوهشگر سیاسی چین در موسسه سیاست آسیایی، می‌گوید: «سیاست در غرب بر چرخه‌های انتخاباتی استوار است، اما سیاست‌گذاری در چین بر چرخه‌های برنامه‌ریزی تکیه دارد

او می‌افزاید: «برنامه‌های پنج‌ساله مشخص می‌کنند که چین چه می‌خواهد به دست آورد، مسیر مطلوب رهبری را نشان می‌دهند و منابع دولت را به سمت اهداف از پیش تعیین‌شده سوق می‌دهند

در ظاهر شاید تصور کنید ایده جمع شدن صدها بوروکرات کت‌وشلوارپوش که با هم دست می‌دهند و نقشه می‌کشند، خشک و بی‌روح است، اما تاریخ نشان داده تصمیم‌هایی که در این نشست‌ها گرفته می‌شود، اغلب پیامدهای عظیمی برای جهان دارد.

برنامه های پنجساله چین چه اهدافی را دنبال کردهاند.

۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵: «صنایع نوظهور راهبردی»

با پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱، جایگاه این کشور به عنوان «کارخانه جهان» تثبیت شد. اما رهبران حزب کمونیست از همان ابتدای قرن، به دنبال گام بعدی بودند.

آن‌ها نگران گرفتار شدن کشور در «دام درآمد متوسط» بودند. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که یک کشور در حال توسعه دیگر نتواند دستمزدهای بسیار پایین ارائه دهد، اما در عین حال از ظرفیت نوآوری لازم برای تولید و ارائه کالاها و خدمات یک اقتصاد پیشرفته برخوردار نباشد.

به همین دلیل، چین باید فراتر از تولید ارزان‌قیمت می‌رفت و بر چیزی تمرکز می‌کرد که آن را «صنایع نوظهور راهبردی» می‌نامید؛ اصطلاحی که نخستین بار در سال ۲۰۱۰ به طور رسمی استفاده شد. از نظر رهبران چین، این مفهوم شامل فناوری‌های سبز مانند خودروهای برقی و پنل‌های خورشیدی بود.

هم‌زمان با افزایش اهمیت تغییرات اقلیمی در سیاست‌های غربی، چین منابع بی‌سابقه‌ای را به سمت این صنایع جدید سوق داد.

امروز چین نه تنها رهبر بلامنازع جهان در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی است، بلکه تقریبا انحصار زنجیره تامین عناصر نادری را در دست دارد که برای ساخت آن‌ها ضروری هستند.

سلطه چین بر این منابع حیاتی، که برای تولید تراشه و توسعه هوش مصنوعی نیز ضروری‌اند، جایگاه جهانی این کشور را به شکل چشمگیری تقویت کرده است، تا جایی که ترامپ اقدام اخیر پکن در محدود کردن صادرات عناصر نادر را تلاشی برای «گروگان گرفتن جهان» توصیف کرد.

هرچند اصطلاح «نیروهای نوظهور راهبردی» در برنامه پنج‌ساله بعدی چین در سال ۲۰۱۱ تثبیت شد، اما فناوری سبز سال‌ها پیش‌تر، در اوایل دهه ۲۰۰۰، از سوی هو جینتائو، رهبر وقت چین، به عنوان موتور بالقوه رشد و قدرت ژئوپلیتیک شناسایی شده بود.

نیل توماس توضیح می‌دهد: «این میل دیرینه چین به خودکفایی اقتصادی و فناورانه و حفظ آزادی عمل، ریشه‌ای عمیق دارد و بخشی از تار و پود ایدئولوژی حزب کمونیست چین است

۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵: «توسعه باکیفیت»

شاید همین عنوان برنامه توضیح دهد که چرا برنامه‌های پنج‌ساله اخیر چین بر مفهوم «توسعه باکیفیت» متمرکز شده‌اند؛ مفهومی که شی جین‌پینگ در سال ۲۰۱۷ به طور رسمی معرفی کرد.

منظور از این رویکرد، به چالش کشیدن سلطه فناوری آمریکا و قرار دادن چین در صف مقدم این عرصه است.

نمونه‌های موفق داخلی همچون اپلیکیشن اشتراک‌گذاری ویدئو تیک‌تاک، غول مخابراتی هوآوی و حتی مدل هوش مصنوعی دیپ‌سیک، همگی گواهی بر جهش فناوری چین در قرن بیست و یکم‌ هستند.

اما کشورهای غربی این پیشرفت را تهدیدی روزافزون برای امنیت ملی خود می‌دانند. ممنوعیت‌ها یا تلاش برای ممنوع کردن فناوری‌های محبوب چینی، میلیون‌ها کاربر اینترنت در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داده و مناقشات دیپلماتیک تلخی را برانگیخته است.

اما اکنون که واشنگتن فروش این تراشه‌ها را به چین ممنوع کرده، انتظار می‌رود شعار «توسعه باکیفیت» جای خود را به مفهوم تازه‌تری بدهد: «نیروهای مولد باکیفیت نوین»؛ شعاری تازه که شی در سال ۲۰۲۳ مطرح کرد و تمرکز بیشتری بر غرور ملی و امنیت کشور دارد.

این سیاست به معنای آن است که چین می‌خواهد بدون تکیه بر فناوری غربی و مصون از تحریم‌ها، در زمینه ساخت تراشه، محاسبات پیشرفته و هوش مصنوعی به مرزهای نوین برسد.

خودکفایی در همه زمینه‌ها، به ویژه در بالاترین سطوح نوآوری، به احتمال زیاد یکی از اصول محوری برنامه پنج‌ساله آینده چین خواهد بود.

نیل توماس توضیح می‌دهد: «امنیت ملی و استقلال فناورانه اکنون به ماموریت اصلی سیاست اقتصادی چین تبدیل شده‌اند

«این موضوع بار دیگر به همان پروژه ملی‌گرایانه‌ای برمی‌گردد که در بنیان کمونیسم چینی نهفته است؛ تلاشی برای اطمینان از اینکه چین هرگز دوباره زیر سلطه قدرت‌های خارجی قرار نگیرد

برنامه‌های پنج‌ساله چین و تأثیر آن بر ساختار اقتصاد جهانی ۲۰۲۵-۱۹۸۰

اگرچه تعیین دقیق زمانی که چین مسیر خود را برای تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی آغاز کرد دشوار است، اما بسیاری از اعضای حزب کمونیست می‌گویند این نقطه آغاز، ۱۸ دسامبر ۱۹۷۸ بود.

نزدیک به سه دهه، اقتصاد چین به طور کامل تحت کنترل دولت قرار داشت. اما برنامه‌ریزی متمرکز به سبک شوروی نتوانسته بود سطح رفاه را بالا ببرد و بسیاری از مردم همچنان در فقر زندگی می‌کردند.

کشور هنوز از دوران ویرانگر حکومت مائو تسه‌تونگ در حال بازیابی بود. «گام بزرگ به جلو» و «انقلاب فرهنگی»، دو کارزار عظیمی که بنیان‌گذار چین کمونیست برای بازسازی اقتصاد و جامعه به راه انداخت، به مرگ میلیون‌ها نفر انجامید.

چین طی چهار دهه‌ی گذشته با تکیه بر نظام برنامه‌ریزی متمرکز و اجرای پی‌درپی برنامه‌های پنج‌ساله، از کشوری فقیر و منزوی به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شده است.
این مقاله با مرور تاریخی از دوره‌ی «اصلاحات و درهای گشوده» (دهه‌ی ۱۹۸۰) تا عصر «توسعه باکیفیت» (دهه‌ی ۲۰۲۰)، نشان می‌دهد که چگونه سیاست‌گذاری متمرکز در چارچوب برنامه‌های پنج‌ساله نه‌تنها مسیر توسعه داخلی چین، بلکه ساختار اقتصاد جهانی را نیز متحول ساخته است.
سهم چین از تولید ناخالص جهانی از حدود ۲٪ در سال ۱۹۸۰ به ۱۸٫۴٪ در سال ۲۰۲۴ رسیده است.

۱. بررسی برنامه های پنج ساله چین

برنامه‌های پنج‌ساله چین، ابزار اصلی هدایت اقتصادی، صنعتی و فناورانه این کشورند. هر برنامه، با تعیین اهداف کلان، منابع ملی را به سمت اولویت‌های استراتژیک هدایت می‌کند. در حالی‌که سیاست‌گذاری در غرب بر انتخابات استوار است، در چین این چرخه‌های پنج‌ساله‌اند که تداوم و انسجام سیاست‌ها را تضمین می‌کنند.
از ۱۹۵۳ تاکنون، ۱۴ برنامه‌ی توسعه اجرا شده و برنامه‌ی پانزدهم (۲۰۲۶–۲۰۳۰) در راه است. محور اصلی برنامه‌ی جدید بر خودکفایی فناورانه، اقتصاد سبز، و امنیت ملی متمرکز خواهد بود.

 

۲. مروری تاریخی بر تحولات برنامه‌ای چین

 

۳. آغاز اصلاحات: ۱۰۸۱-۱۹۸۵

دنگ شیائوپینگ با سیاست «اصلاحات و درهای گشوده» کشور را از اقتصاد متمرکز به اقتصاد ترکیبی برد.

  • تأسیس مناطق ویژه اقتصادی (شنژن، ژوهای، شیامن)

  • جذب سرمایه‌گذاری خارجی

  • رشد سالانه تولیدناخالص داخلی بیش از ۹٪

  • آغاز صنعتی‌سازی گسترده

این دوره چین را از انزوا خارج و به اقتصاد جهانی متصل کرد.

۴. مرحله گذار بزرگ: ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۶

۴.۱. ۱۹۸۵۱۹۹۵: از اصلاحات روستایی تا اقتصاد شهری

  • آزادسازی قیمت‌ها و گسترش بازار آزاد

  • رشد سالانه تولیدناخالص داخلی حدود ۹٫۵٪

  • مهاجرت میلیونی از روستا به شهر

  • افزایش صادرات از ۲۷ میلیارد دلار به بیش از ۱۲۰ میلیارد

  • پیدایش طبقه‌ی متوسط و «سرمایه‌داران سرخ»

  • حادثه‌ی تیان‌آن‌من (۱۹۸۹) روند اصلاحات را موقتاً کند کرد اما مسیر اصلی حفظ شد.

۴.۲. ۱۹۹۵۲۰۰۶: نوسازی، خصوصی‌سازی و جهانی‌شدن

  • دنگ در سال ۱۹۹۲ مسیر اقتصاد بازار سوسیالیستی را تثبیت کرد.

  • شرکت‌های کوچک دولتی خصوصی شدند و شرکت‌های بزرگ در قالب گروه‌های ملی بازسازی شدند.

  • سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم (FDI) از ۵ میلیارد دلار (۱۹۹۰) به ۷۰ میلیارد دلار (۲۰۰۵) افزایش یافت.

  • بورس‌های شانگهای و شنژن فعال شدند.

  • اصلاحات ارزی (۱۹۹۴) یوآن را به نرخ بازار نزدیک کرد.

  • سرانجام، در ۱۱ دسامبر ۲۰۰۱ چین عضو سازمان تجارت جهانی (WTO) شد.

دستاوردهای این دوره

 

پیامد جهانی تحولات تا سال ۲۰۰۶

  • چین به بزرگ‌ترین صادرکننده کالاهای مصرفی تبدیل شد.

  • تورم جهانی کاهش یافت.

  • وابستگی تجاری چین و آمریکا به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافت.

  • اصطلاح Made in China به نماد جهانی‌سازی تبدیل شد.

۵. برنامه یازدهم (۲۰۰۶–۲۰۱۰): رشد علمی و جامعه هماهنگ

رهبران وقت: هو جینتائو و ون جیا بائو
هدف اصلی: تغییر الگوی رشد از کمّی به کیفی، حفاظت محیط‌زیست، نوآوری و کاهش نابرابری.

محورها

  • بهبود کارایی انرژی (کاهش ۲۰٪ در مصرف به‌ازای هر واحد تولید)

  • افزایش سهم انرژی‌های پاک به ۱۰٪ تا ۲۰۱۰

  • سرمایه‌گذاری گسترده در علم و فناوری (R&D به ۱٫۸٪ تولیدناخالص داخلی)

  • طرح توسعه مناطق غربی و گسترش مصرف داخلی

نتایج

 

در بحران مالی ۲۰۰۸، چین با بسته‌ی محرک ۴ تریلیون یوانی نه‌تنها رکود را مهار کرد بلکه به احیای اقتصاد جهانی نیز کمک نمود.

۶. برنامه دوازدهم (۲۰۱۱–۲۰۱۵): صنایع نوظهور راهبردی

با پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱، جایگاه این کشور به عنوان «کارخانه جهان» تثبیت شد. اما رهبران حزب کمونیست از همان ابتدای قرن، به دنبال گام بعدی بودند.

آن‌ها نگران گرفتار شدن کشور در «دام درآمد متوسط» بودند. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که یک کشور در حال توسعه دیگر نتواند دستمزدهای بسیار پایین ارائه دهد، اما در عین حال از ظرفیت نوآوری لازم برای تولید و ارائه کالاها و خدمات یک اقتصاد پیشرفته برخوردار نباشد.

به همین دلیل، چین باید فراتر از تولید ارزان‌قیمت می‌رفت و بر چیزی تمرکز می‌کرد که آن را «صنایع نوظهور راهبردی» می‌نامید؛ اصطلاحی که نخستین بار در سال ۲۰۱۰ به طور رسمی استفاده شد. از نظر رهبران چین، این مفهوم شامل فناوری‌های سبز مانند خودروهای برقی و پنل‌های خورشیدی بود.

هم‌زمان با افزایش اهمیت تغییرات اقلیمی در سیاست‌های غربی، چین منابع بی‌سابقه‌ای را به سمت این صنایع جدید سوق داد.

امروز چین نه تنها رهبر بلامنازع جهان در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی است، بلکه تقریبا انحصار زنجیره تامین عناصر نادری را در دست دارد که برای ساخت آن‌ها ضروری هستند.

سلطه چین بر این منابع حیاتی، که برای تولید تراشه و توسعه هوش مصنوعی نیز ضروری‌اند، جایگاه جهانی این کشور را به شکل چشمگیری تقویت کرده است، تا جایی که ترامپ اقدام اخیر پکن در محدود کردن صادرات عناصر نادر را تلاشی برای «گروگان گرفتن جهان» توصیف کرد.

هرچند اصطلاح «نیروهای نوظهور راهبردی» در برنامه پنج‌ساله بعدی چین در سال ۲۰۱۱ تثبیت شد، اما فناوری سبز سال‌ها پیش‌تر، در اوایل دهه ۲۰۰۰، از سوی هو جینتائو، رهبر وقت چین، به عنوان موتور بالقوه رشد و قدرت ژئوپلیتیک شناسایی شده بود.

نیل توماس توضیح می‌دهد: «این میل دیرینه چین به خودکفایی اقتصادی و فناورانه و حفظ آزادی عمل، ریشه‌ای عمیق دارد و بخشی از تار و پود ایدئولوژی حزب کمونیست چین است نکات برنامه های این دوران تمرکز بر انرژی‌های تجدیدپذیر، زیست‌فناوری، فناوری اطلاعات و خودروهای برقی.

  • چین تا ۲۰۱۵ رهبر جهانی پنل‌های خورشیدی شد.

  • سرمایه‌گذاری عظیم در باتری و انرژی پاک؛ صادرات فناوری سبز بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار.

  • رشد شرکت‌های فناور مانند Huawei، BYD و CATL.

۷. برنامه چهاردهم (۲۰۲۱–۲۰۲۵): توسعه باکیفیت

رهبر: شی جین‌پینگ
محور: خودکفایی فناورانه و توسعه‌ی پایدار

اهداف کلیدی:

  1. رشد متوسط تولیدناخالص داخلی: ۵٪

  2. کاهش شدت انرژی: ۱۸٪

  3. کاهش انتشار CO₂: ۱۳٫۵٪

  4. تسلط بر فناوری‌های پیشرفته (AI، کوانتوم، تراشه)

  5. گسترش یوآن دیجیتال

تحریم‌های آمریکا علیه هوآوی و تراشه‌ها، انگیزه‌ی چین را برای استقلال فناورانه دوچندان کرد.
در پاسخ، شعار جدید «نیروهای مولد باکیفیت نوین» در سال ۲۰۲۳ مطرح شد نمادی از مرحله‌ی جدید توسعه ملی‌گرای فناورانه.

۸. تأثیرات جهانی برنامه‌های چین

۸.۱. تغییر زنجیره تأمین جهانی

چین اکنون بیش از ۲۸٪ از تولید صنعتی جهان را در اختیار دارد و بخش عمده‌ای از صنایع جهان به آن وابسته‌اند.

۸.۲. رقابت فناورانه و امنیت ملی

سیاست‌های واشنگتن (CHIPS Act) و بروکسل (Tech Sovereignty) مستقیماً در واکنش به راهبردهای فناورانه‌ی چین تدوین شده‌اند.

۸.۳. دیپلماسی کمربند و جاده (BRI)

بیش از ۱۵۰ کشور در این طرح مشارکت دارند. مجموع سرمایه‌گذاری چین تا ۲۰۲۴ بیش از ۱٫۱ تریلیون دلار برآورد می‌شود.

۸.۴. نفوذ چین در جنوب جهانی

چین در آفریقا و خاورمیانه به‌عنوان شریک توسعه زیرساختی اصلی جایگزین غرب شده است.

۹. چشم‌انداز آینده (۲۰۲۶۲۰۳۰)

انتظار می‌رود برنامه‌ی پانزدهم بر محورهای زیر متمرکز باشد:

  1. خودکفایی کامل در نیمه‌هادی‌ها و محاسبات کوانتومی

  2. توسعه‌ی هوش مصنوعی ملی با هدف ۳۰٪ سهم بازار جهانی تا ۲۰۳۰

  3. اقتصاد سبز و خودروهای الکتریکی

  4. گسترش یوآن دیجیتال به‌عنوان ارز ذخیره آسیایی

  5. تقویت نفوذ چین در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین

۱۰. نتیجه‌گیری

برنامه‌های پنج‌ساله چین نه‌تنها ابزار اقتصادی، بلکه استراتژی ملی برای تثبیت قدرت جهانی این کشور بوده‌اند.
اگر دهه‌ی ۱۹۸۰ دوره‌ی «آغاز اصلاحات» بود، دهه‌ی ۱۹۹۰ «دوران جهانی‌سازی»، دهه‌ی ۲۰۰۰ «دوره تثبیت صنعتی»، و دهه‌ی ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ «عصر نوآوری و خودکفایی فناورانه» است.
چین نشان داده است که برنامه‌ریزی بلندمدت می‌تواند جایگزینی مؤثر برای چرخه‌های انتخاباتی زودگذر غرب باشد.
در نتیجه، می‌توان گفت که قرن بیست‌ویکم تا حد زیادی در پکن برنامه‌ریزی می‌شود. آمارهای جهانی و گزارش معروف اقتصاد جهان در سال ۲۰۵۰ که در سالهای ۲۰۰۷ توسط موسسه حسابرسی پرایس واترهاوس کوپرز و بانک اچ ای بی سی تهیه شد همگی حکایت از برتری اقتصاد چین از سالهای ۲۰۳۰ بر اقتصاد امریکا دارند .در واقع برنامه های موفق سیاست گذاران چینی بسیاری از تئوری های نظام سرمایه داری نظیر بحران جمعیت مالتوس را باطل کردند. چینی ها بر خلاف روس ها عظمت ملی خودرا در موشک و اتم نمی بینند انها عظمت چین کنفسیوسی قرون ۱۶ تا ۱۸ میلادی را با برنامه ریزی اقتصاد مشارکتی و اتکا بر جمعیت مهارت دیده و تکنولوژِ های نوین بازسازی کرده اند . بدون شک ساختار سیاسی – اقتصادی چین نیز نیازمن بازنگری مداوم خواهد بود تا بتواند بر بحران های سیاسی ، اقتصادی و ژئوپلیتیکی فائق آید.

—————————-

منابع منتخب

۱. منابع فارسی:

  1. مؤسسه بین‌المللی مطالعات چین، تحلیل برنامه‌های یازدهم تا چهاردهم توسعه چین، ۱۴۰۲.

  2. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، چشم‌انداز روابط ایران و چین در چارچوب برنامه‌های توسعه، ۱۴۰۳.

  3. پایگاه داده بانک مرکزی چین (PBoC)، آمار اقتصادی و مالی تا سال ۲۰۲۴.

۲. منابع انگلیسی:

  1. World Bank. China Economic Update 2024.

  2. IMF. People’s Republic of China – Staff Report, 2024.

  3. The Economist. China’s 11th Five-Year Plan and the Global Recovery, ۲۰۱۱.

  4. MIT Technology Review. The Rise of China’s AI Ambitions, ۲۰۲۴.

  5. Asian Development Bank. China’s Transition to High-Quality Growth, ۲۰۲۲.

  6. Neil Thomas, Asia Society Policy Institute. China’s Planning Cycles and Political Economy, ۲۰۲۳.

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights