«یک تصادف ساده» مرزهای شجاعت را جابجا کرده است
پناهی در فیلم «یک تصادف ساده» مرزهای شجاعت را جابجا کرده است
آنان که فیلم یک تصادف ساده را دیدهاند، بهویژه نقدنویسان غیر ایرانی، از شجاعت جعفر پناهی در عبور از خط قرمزهای رژیم اسلامی بسیار گفته و نوشتهاند: از ساختن فیلم در ایران، بدون مجوزِ ساخت، آن هم توسط کسی که طبق قانونِ مندرآوردی رژیم ملاها بیست سال ممنوعالکار شده، و یا پرداختن به سوژهای افشاگرانه از شقاوتِ رفتار بازجویان با متهمان سیاسی، و آوردن بازیگران زن بدون حجاب اسلامی در مقابل دوربین.
اما اوج شجاعت پناهی را من در این فیلم در عرصهای به مراتب بالاتر و حساستر دیدهام: در عرصهی مقابله با ذهنیت انتقامجویانه در جامعهای زخم خورده و رنج کشیده.
پناهی در جامعهای که تا مغز استخوان از نامردمیهای یک رژیم قرون وسطائی خشمگین است و در آتش انتقام میسوزد با شهامت از کرامت انسانی دفاع میکند و به هنرمندانهترین شکلی به ما یادآوری میکند که برای ساختن ایرانی آزاد از تعصب و تبعیض باید به چرخه خشونت و انتقامورزی پایان داد.
شکنجه در نفس خود ناشریف است حتی اگر بر یک شکنجهگر روا داشته شود.





















