Advertisement

Select Page

هیچ دولت غربی وارد قمار تغییر رژیم در ایران نمی‌شود

هیچ دولت غربی وارد قمار تغییر رژیم در ایران نمی‌شود

​«قمار بر سرِ ابهام؛ چگونه تفرقه و نمادهای اپوزیسیون، غرب را به “شرِ شناخته‌شده” راضی کرد؟»

سرکوب گسترده در ایران چرا به نقطهٔ عطف بین‌المللی تبدیل نشد و نقش رفتار و نمادهای بخشی از اپوزیسیون در این ناکامی چه بود؟

سرکوب در ایران دیگر رویدادی ناگهانی و استثنایی نیست؛ به بخشی از الگوی حکمرانی بدل شده است. هر موج اعتراضی با خشونت پاسخ می‌گیرد، هر مطالبه‌ای امنیتی می‌شود و هر سوگ جمعی به انکار و تهدید ختم می‌شود. در چنین وضعیتی، پرسش بسیاری از ایرانیان این است:
چرا جهان، و به‌ویژه غرب، واکنشی فراتر از محکومیت‌های لفظی نشان نمی‌دهد؟
چرا خونِ ریخته‌شده به نقطه‌‌ی عطفی در سیاست بین‌الملل تبدیل نمی‌شود؟
پاسخ نخست؛ هرچند تلخ، روشن است: دولت‌ها بر اساس اخلاق تصمیم نمی‌گیرند، بلکه بر پایه‌‌ی منافع عمل می‌کنند. پرونده‌‌ی هسته‌ای، امنیت انرژی، ثبات خلیج فارس و جلوگیری از گسترش جنگ‌های منطقه‌ای برای پایتخت‌های غربی اولویت دارد. در این معادله، حقوق بشر اغلب به ابزار فشار محدود می‌شود، نه به مبنای تغییر سیاست.
در این میان، نباید از نقش مخرب «لابی‌های خاکستری» و دیپلماسی پنهان غافل شد. در حالی که خون معترضان در خیابان‌ها ریخته می‌شد، شبکه‌هایی از تحلیلگران و واسطه‌های نزدیک به کانون‌های قدرت در تهران، با نفوذ در اندیشکده‌ها و رسانه‌های غربی، مدام این گزاره را تکرار می‌کردند که «جایگزین جمهوری اسلامی، هرج‌ومرج یا تندروی مذهبیِ بدتر خواهد بود». این لابی‌ها با استفاده از ترسِ غرب از بی‌ثباتی، توانستند هرگونه اقدام قاطع را به تأخیر بیندازند و دیپلمات‌های غربی را متقاعد کنند که برای حفظ نظم منطقه، راهی جز کانال‌های باز دیپلماتیک با تهران وجود ندارد. فقدان یک لابی قدرتمند، واحد و حرفه‌ای از سوی اپوزیسیون در پایتخت‌های تصمیم‌ساز، میدان را برای این «توجیه کنندگان وضع موجود» خالی گذاشت.
اما این تنها نیمی از واقعیت است. نیمه‌‌ی دیگر به ما بازمی‌گردد؛ به تصویر و پیام‌هایی که اپوزیسیون ایرانی به جهان مخابره می‌کند. در بخشی از تجمعات خارج از کشور، به‌ویژه در میان پادشاهی‌خواهان، حمل پرچم اسرائیل به نمادی پررنگ تبدیل شد. این تصاویر، مسئله‌ی ایران را از چارچوب «جنبش آزادی‌خواهانه‌ی ملی» به میدان رقابت‌های ژئوپولیتیک خاورمیانه منتقل می‌کند. برای دولت‌های غربی، چنین بازتعریفی نه انگیزه‌‌‌‌ی حمایت، بلکه عامل احتیاط است؛ زیرا آن‌ها از هر سناریویی که بوی جنگ نیابتی بدهد، پرهیز می‌کنند.
از سوی دیگر، واقعیت انکارناپذیر این است که جریان پادشاهی‌خواه، با وجود حضور رسانه‌ای پررنگ، هنوز نتوانسته ائتلافی پایدار و فراگیر با دیگر نیروهای سیاسی و مدنی شکل دهد. نمود عینی این تردیدِ غربی‌ها را می‌توان در نشست‌های دیپلماتیک سطح بالا مشاهده کرد. به‌طور مثال، در کنفرانس امنیتی مونیخ، در حالی که انتظار می‌رفت حضور چهره‌های اپوزیسیون راه را برای دیدارهای رسمی باز کند، شاهد بودیم که رضا پهلوی عملاً نتوانست با هیچ دیپلمات ارشد یا مقام دولتی غربی (جز دیدارهای بسیار محدود و غیررسمی مانند زلنسکی که خود در شرایط جنگی به دنبال هر نوع متحدی است) دیدار جدی و اثرگذاری داشته باشد. این انزوای دیپلماتیک پیامی روشن داشت: غرب هنوز اپوزیسیون را به عنوان یک «دولت در تبعید» یا حتی یک «جایگزین معتبر» به رسمیت نمی‌شناسد. آن‌ها ترجیح می‌دهند با “شرِ شناخته‌شده” کلنجار بروند تا اینکه روی یک “ابهام بزرگ” قمار کنند.
بدین‌ترتیب، حتی اگر سرکوب در ایران شدید باشد، غرب با معادله‌ای سرد و حسابگرانه روبروست. سیاست جهانی، صحنه‌ی عواطف نیست. هیچ قدرتی صرفاً به دلیل همدردی، وارد قمار تغییر رژیم در کشوری با موقعیت ایران نمی‌شود. آنچه می‌تواند معادله را تغییر دهد، شکل‌گیری یک تصویر ملیِ جمعی، مستقل و ائتلاف‌محور از بدیل سیاسی است؛ تصویری که نشان دهد ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، گرفتار انتقام‌جویی، وابستگی خارجی یا هرج‌ومرج نخواهد شد.
تا زمانی که بخشی از اپوزیسیون به‌جای گفت‌وگو بر محوریت چهره‌ها و نمادهای مناقشه‌برانگیز تأکید کند، دولت‌های غربی دلیلی برای پرداخت هزینه‌‌ی بیش از همدردی لفظی نخواهند یافت. خون، هرچند دردناک، در منطق قدرت کافی نیست. آنچه کافی است، ساختن بدیلی است که هم جامعه‌‌‌ی ایران و هم جهان بتوانند آن را جدی بگیرند.

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

۲ Comments

  1. فرزانه

    نویسنده به نکته مهمی اشاره کرده است لابی های خاکستری. به نظر می رسد این لابی های خاکستری در میان گروه های چپ نفوذ بالایی دارند به گونه ای که ادبیات ضد مقاومتی آن ها را می توان از دهان همین جریان چپ شنید. در چنین شرایطی که چپ ها به همراه لابی های جمهوری اسلامی در حال تلاش از شکل گیری هر نوع اتحادی هستند آیا باز هم می توان به آن ها برچسب اپوزیسیون ضد جمهوری اسلامی زد که از پادشاهی خواهان بخواهیم با آن ها متحد شوند؟

    Reply
  2. شهرزاد

    خیلی دوست دارم نویسنده لطف فرموده بیایند توضیح بدهند چی شد که قمار اتفاق افتاد؟ 🙂

    Reply

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights