Advertisement

Select Page

حرف بزن ترکمن – برنامه رونمایی کتاب رضا علامه‌زاده

حرف بزن ترکمن – برنامه رونمایی کتاب رضا علامه‌زاده

پیش از سال ۱۳۵۲ و ماجرای پیچیده‌ی گرفتاری در توطئه‌ی ساواک-ساخته‌ی دستگیری یک «گروه» از روشنفکران مخالف رژیم به نام جعلی «سیمرغ،» رضا علامه‌زاده که به تازگی از «مدرسه عالی تلویزیون و سینما» (تاسیس ۱۳۴۸) فارغ‌التحصیل شده بود و در تلویزیون ملی ایران کار می‌کرد، تلاش کرده بود تا آثاری از خود در فیلم و سینما به جای بگذارد، یا به سخن دیگر یک سینماگر مولف باشد، امری که به سبب ماجراهایی که بر وی در دهه‌های پنجاه و شصت رفت، تنها بعدها و در تبعید به گونه‌ای پیوسته عملی شد. «ما گوش می‌کنیم» اولین فیلم کوتاهش و در واقع تز فارغ‌التحصیلی وی بود، و به گفته‌ی خودش موضوع فیلم بر اساس داستانی بود که غلامحسین ساعدی برایش تعریف کرده بود. گویا بعدها ساعدی این داستان را به عنوان «ما نمی‌شنویم» منتشر کرد. در همین سال‌ها، به کارگردانی در سینمای تجاری – در واقع فیلمفارسی – دعوت شد و در سال ۱۳۵۱ فیلم‌های «قدیر» نوشته‌ی ابراهیم مکی و «فدایی» نوشته ایرج جنتی عطایی را کارگردانی کرد – فیلم‌هایی بی‌ارزش که حتی از نظر تجارتی نیز موفق نبودند و رضا علامه‌زاده هم به کارگردانی آنها مباهات نمی‌کند. سرخورده از فیلم‌های تجارتی، در همین سال علامه‌زاده فیلم «دار» را برای «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» ساخت که از جشنواره‌ای در اسپانیا جایزه دریافت کرد. در هنگام تدوین فیلم دیگرش به نام «شاهد» بود که علامه‌زاده دستگیر شد.

چنانکه دانسته است دستگیری ۱۲ نویسنده و روشنفکر، توطئه‌ی ساواک برای نشان «خطر» روشنفکران و به حاشیه راندن لیبرال‌های پیرامون رضا قطبی مدیر عامل رادیو تلویزیون ملی ایران (۱۳۴۵-۱۳۵۷) و پسر دایی فرح پهلوی بود که باور داشت باید به روشنفکران مخالف فضایی برای ابراز نظر داده شود تا روشنفکران رادیکالیزه نشوند. جایزه‌ی جشنواره‌ی اسپانیای علامه‌زاده را سفیر اسپانیا به تهران آورده بود تا گویا در برنامه‌ای با حضور فرح پهلوی به علامه‌زاده داده شود. علامه‌زاده در این فکر بود که در این مراسم متنی را برای آزادی زندانیان سیاسی بخواند. همین ایده باعث شد که اتهام گروگانگیری خانواده‌ی پهلوی به وی زده شود و وی در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شود. سپس در دادگاه تجدیدنظر به حبس ابد محکوم شد. و البته اینها داستان دیگریست که ایشان در خاطراتش شرح داده است.

باری، دو ماه پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ رضا علامه‌زاده از زندان آزاد شد. در فضای پُر شور پس از انقلاب که بسیاری درباره‌ی کرده‌ها و مبارزات خود در پیش از انقلاب در ابعادی شگفت‌انگیز اغراق می‌کردند، در جوّی که تمایل به خشونت همانا تشویق عمومی را به همراه داشت، علامه‌زاده بر خلاف انتظار عمومی آن دوران – در کمال فروتنی – در یک روزنامه‌ی بزرگ وقت گفت که وی اصلاً برنامه‌ای برای گروگانگیری نداشت.

باری انقلاب شد و اکنون نزدیک شش سال بود که به سعایت زمانه علامه‌زاده از فیلم و فیلمسازی به دور بود. همچنانکه روحانیان عبای سیاه خود را بر کشوری رنگارنگ و چندگانه و حق‌خواه می‌گستراندند، ایران پساانقلابی شاهد اکسپریمنت‌های اجتماعی بی‌مانندی در آزادیخواهی و خودگردانی و سیاست‌ ائتلافی و عدالت اجتماعی بود، تجربه‌های گرانبهایی که ایران چندصدایی را نشان می‌دهند و امروزه دریغا که به فراموشی سپرده شده‌اند.

در این فضا بود که پس از درگیری مسلحانه میان کمیته‌ی امام و ساکنان ترکمن در گنبد کاووس در نوروز ۱۳۵۸، علامه‌زاده در بهار ۱۳۵۸، به گفته‌ی خودش سه ماه پس از انقلاب، به عنوان فیلمساز مستقل به ترکمن‌صحرا رفت تا تصویری از زندگی و مبارزات مردم ترکمن را به ایران ارائه دهد. نسخه‌ی کم‌کیفیتی از این فیلم اکنون در یوتیوب در دسترس است که تهیه کننده را «کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن» معرفی می‌کند. در این نسخه نامی از علامه‌زاده و یا دیگر دست‌اندرکاران فیلم برده نمی‌شود. این نسخه‌ی ناروشن آنلاین نسخه‌های اصلی فیلم نیستند. نسخه‌های موجود در یوتیوب کوتاهتر هستند و من که فیلم اصلی را دیده‌ام به یاد دارم که فیلم در حدود یک ساعت بود. به هر حال، این نسخه‌ها نشان می‌دهند که این مستند با کمترین امکانات و احتمالاً با دوربین ۱۶ میلیمتری ساخته شده است.

لازم است بگویم که ترکمن‌ها هزار سال است در فلات حاصلخیز ترکمن صحرا زیسته‌اند و همواره در این زمین‌ها کشاورزی و دامداری کرده‌اند. تا قرن بیستم میلادی مالکیت زمین در میان ترکمن‌ها به صورت جمعی و کشاورزی مشارکتی بوده و مدیریت روستاها از طریق شورای ریش‌سفیدان یا «یاشولی» یا «آق سقال» انجام می‌گرفته، همانند اکثر ملت‌های بومیان امریکای شمالی. قبایل ترکمن خان نداشتند. در دوره‌ی پهلوی بخش‌های بزرگی از زمین‌های ترکمن‌صحرا تحت عنوان ثبت مالکیت قانونی توسط حکومت پهلوی از مردم ترکمن گرفته شد و سلب مالکیتِ ترکمنان با اصلاحات ارضی شدت یافت. این روند بدانجا رسید که در دهه ۱۳۵۰ بخش‌های بزرگی از زمین‌های ترکمن‌صحرا متعلق به خانواده سلطنتی، تیمسارهای ارتش، گارد شاهنشاهی، و زمینداران شهرنشین بودند. دهقانان ترکمن فقیر و فقیرتر شدند. ماجراهای بسیار غم‌انگیزی بر ترکمنان ایران رفت که شرحش را در کتابم (برای زمین و فرهنگ) نوشته‌ام. هنگامی که انقلاب شد و سران رژیم شاه و زمینداران بزرگ از کشور گریختند، دهقانان روستای مرجان‌آباد به گونه‌ای خودانگیخته زمین‌های آباء و اجدادی خود را باز پس گرفتند و آنها را به مالکیت جمعی زیر نظر شورای روستا برگرداند. به زودی موج بزرگ بازپس‌گیری زمین‌ها و مدیریت شورایی تمامی ترکمن صحرا را درنوردید و شمار شوراهای روستایی به نزدیک ۳۰۰ شورا رسید و با همکاری روشنفکران ترکمن شاهد جنبش بی‌همتایی برای عدالت اجتماعی و خودگردانی بودیم که متاسفانه در بهمن ۱۳۵۸ به سعایت نیروهای جمهوری اسلامی از میان رفت. لازم است یادآوری کنم که این جنبش در اوج خود در پاییز ۱۳۵۸ منطقه‌ای با دستکم نیم‌میلیون جمعیت را به گونه‌ای دو فاکتو مدیریت می‌کرد و طرفدار سیستم فدرالیسم در کشور ایران بود. جنبش شورایی ترکمن‌صحرا جنبش بزرگی بود که تاریخنگاری فارس‌محور و حکومت‌محور آن را ندید.

وقتی در بهار ۱۳۵۸ رضا علامه‌زاده دوربینش را برداشت و به ترکمن‌صحرا رفت، می‌خواست چنین جنبش بزرگی – و ستم‌هایی که بر ترکمن‌های ایران رفته بود – را تصویر کند. پس از آماده شدن، فیلم در دانشگاه‌های ایران و معمولاً به کوشش دانشجویان پیشگام به نمایش درآمد و بسیار محبوب شد. من خاطره بسیار روشنی از دیدن این فیلم در دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر سابق) دارم. و به یاد دارم دست زدن‌ها و سوت کشیدن‌ها و تشویق‌های جوانانی مانند خودم را. حرف بزن ترکمن! جنبشی مردم‌نهاد را پیشاروی ما زنده کرد.

تمام این مقدمات برای رسیدن به این نکته در مورد علامه‌زاده فیلمساز بود که با حرف بزن ترکمن! توانسته بود نخستین فیلم ساخته‌ی خود را در ایران به اکران عمومی بگذارد: نمی‌دانم آیا رضا علامه‌زاده هرگز توجه کرده که این فیلم در نوع خود در مستندسازی، تا هنگام ساختش در ۱۳۵۸، بی‌همتاست؟ چرا بر این فیلم درنگ می‌کنم؟ نخست می‌پرسم که کدام فیلم را در مورد یک جنبش اجتماعی از درون خود جنبش سراغ داریم؟ کدام فیلم را سراغ داریم که – مانند اکثریت قریب به اتفاق مستندهای امروز – نگرش راوی و دانای کلِ فیلمساز را بر تصویر جنبش تحمیل نکند. حرف بزن ترکمن! نخستین فیلم مستند ایرانی است که نه تنها روایتی از یک جنبشِ در حال انکشاف و پویایی را تصویر می‌کند، نه تنها این فیلم تصویری زنده و ملموس از محرومیت دهقانان ترکمن ارائه می‌دهد، نه تنها فیلمی است دو زبانه (فارسی و ترکمنی) در زمانه‌ای که فیلم دو زبانه در ایرانی که چندزبانه است ابداً رایج که هیچ مجاز هم نبود، بلکه فیلمی است که در آن کنشگر میدانی – شیر محمد درخشنده توماج از رهبران جنبش ترکمن صحرا – همکار مستندساز می‌شود و میکروفن را بدست می‌گیرد و به مصاحبه با دهقانان می‌پردازد. در واقع، فیلمساز و سوژه‌ی فیلم به این‌همانی می‌رسند. زبان فیلم زبان جنبش می‌شود. فیلمساز دهقانان ترکمن را نمایندگی نمی‌کند: بلکه همانگونه که از عنوان فیلم پیداست، دهقان ترکمن خود را نمایندگی می‌کند. در حرف بزن ترکمن! فیلمساز نظر خود را بر سوژه تحمیل نمی‌کند بلکه دوربینش را به جنبش وام می‌دهد تا تصویری برهنه و ملموس از ستم‌ها و چالش‌های مردمی به حاشیه‌رانده شده را پیشاروی بیننده بگذارد، تا بیننده خود قضاوت کند. در اینجا علامه‌زاده نه تنها یک مستندساز، بلکه فیملساز-اکتیویست می‌شود. به خاطرم نمی‌آید که پیش از علامه‌زاده فیلمساز یا مستندسازی دقیقاً در چنین نقشی در اثر خود جای بگیرد.

دنیای امروز ما، دنیای دیجیتال، دنیای اشباع شده‌ی تصاویر است. علامه‌زاده تصویری از جنبش مردم ستم‌دیده‌ی ترکمن برای آیندگان به جا گذاشت. این فیلم نشان داد که آنچه از انقلاب برآمد حضور یکدست و تحمیلی جمهوری اسلامی نبود، بلکه ایرانی بود سرشار از امید و آلترناتیو‌های خلاقانه‌ی مردم‌نهاد. امید من آنست که مستندسازان جوان از روش رضا علامه‌زاده بیاموزند و دوربین خود را در اختیار ستمدیدگان و مبارزه برای عدالت بگذارند.

۱۵ فوریه ۲۰۲۶

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights