«بزن – نزن»های جهان ایرانی
اینکه بر سر ایران امروز ما روزانه چندین تُن بمب ریخته میشود و عدهای فرودآمدن این بمبها بر سر مردم ایران را، بشارت دموکراسی برای ایران میدانند، دیگر تاریخ مصرف ندارد. واقعیت این است که مردم ایران هیچ عاملیتی در آغاز این جنگ نداشته و ندارند و تنها بهای سنگین آن را با جان و مال و بیخانمانی و آوارگی خود میپردازند. روند شتابان تخریب زیرساختها و نابودی سرزمینی و زیست محیطی ما در مدت نزدیک به دوهفته با نام آزادسازی ایران و ارمغان دموکراسی با موشک، دیگر آنقدر نخنما و بیاعتبار شدهاست که پرداختن به آن اتلاف وقت مخاطبان است.
این یادداشت تصمیم ندارد آن عده از ایرانیانی که دچار بیحسی و لم سرزمینی زادگاه خود شدهاند مورد خطاب قراردهد اما یادآور میشود که این جنگ بنا به درخواستهای مکرر، عاجزانه و ملتمسانه آنها – که بیا بزن، بزن و از بس آسمان را نگاه کردیم که بیایید بزنید، چشمان ما سیاهی رفت، پس کی میآید بمبهایتان تا ایران را برسرمان خراب کند و نجاتمان دهد – آغاز نشده که شما روی اجساد قربانیان هموطنتان میرقصید. سهم شما تنها بازی در این خیمهشب بازی ترامپ، نتانیاهو- رضا پهلوی است. اعتباری که به رضا پهلوی میتوان داد همان جمعآوری عدهای از ایرانیها برای بازیگری در سناریوی نابودی ایران توسط آمریکا و اسرائیل است.
بنا به شواهد و اسناد فراوانی که در طی چند سال اخیر خوانده و شنیدهایم، طرح حمله به ایران مدتها روی میز ریاست جمهوریهای آمریکا بودهاست و نتنیاهو همواره پیگیر این رؤیای راستترین و افراطیترین جناح در اسرائیل بوده و هربار نیز این فشار از طریق او و لابیهای اسرائیلی از زمان انتخاب اوباما در هر دوره از ریاست جمهوریهای آمریکا اعمال میشدهاست.
این خواستهی اسرائیل را ترامپ در دور اول ریاست جمهوریاش با بیرون آمدن از برجام تا حدودی هموار کرد اما پس از شکست از بایدن تداوم این فشار معوق ماند. انتخاب دوباره ترامپ پس از یک دوره ۴ ساله، آمادگی اجرای دوبارهی این طرح در دستور کار قرارگرفت. او اکنون در آخرین دورهی ریاست جمهوری خود، نیاز به احتیاط و محافظهکاری برای افزایش شانس خود در دور بعدی را ندارد و ریسک این همکاری را پذیرفته و به آن تن دادهاست. اما او برای انتخابات میاندورهای ایالات متحده در ماه نوامبر پیشرو – که آزمونی سرنوشتساز برای آینده سیاسی حزب جمهوریخواه و ریاستجمهوری ترامپ محسوب میشود – نیاز به نشان دادن پیروزی در جنگ با ایران و پایان دادن سریع آن دارد.
نتنیاهو که از سال ۲۰۱۲ تاکنون خطر ساخت بمب اتمی در جمهوری اسلامی را درظرف ۶ تا هفتماه اعلام میکند، پس از ۱۴ سال توانست با همراهی ترامپ طرح حمله به ایران را در دو مرحله به اجرا بگذارد. جنگ دوازده روزهی تابستان ۲۰۲۵، با تخریب سایتهای هستهای و پدافندی، و امید به خیزش مردمی برای سرنگونی رژیم در ایران در طی حمله ۱۲ روزه، و در مرحلهی دوم؛ جنگ اخیر با تخریب زیرساختها و پایگاههای سپاه، بسیج و ارتش با اتکاء بر ایجاد بستر نارضایتی عمومی ناشی از کشتار جمعی توسط رژیم جمهوری اسلامی. و البته دعوت ترامپ که بشتابید از این فرصت طلایی با بمبهایی که بر سر شما مردم ایران و کودکانتان میریزیم، استفاده کنید و این آخرین شانس است!
اما هموطنانی که کارناوال شادی به راهانداختهاند و از مرگ هموطنانشان زیر بمبارانهای آمریکا و اسرائیل با پرچم این دو کشور متخاصم و متجاوز، شادی میکنند و هورا میکشند، یادآور میشوم که نابودی کشور ایران و زیرساختهای آن متعلق به مردم ایران است و هیچگاه به هیچ رژیم و سلسلهپادشاهی در ایران تعلق نداشته و ندارد. حاکمان میآیند و میروند یا از قدرت بهزیر کشیده میشوند اما کشور پیوسته باقی میماند و باید هم بماند. دشمنی با رژیم مستبد و جنایتکار جمهوری اسلامی نباید منجر به نابودی ایران و زیرساختهای آن شود. تعداد زیادی از پادشاهان و مطربان دوربرشان در تاریخ ایران آمدند و رفتند و با تصمیمها و نابخردیهای خود باعث ظلم و ستم و چپاول کشور شدند و عدهای از این شاهان نیز، بخشهایی از ایران را از دست دادند و در نهایت ایران با مرزکنونی کماکان باقی ماندهاست. همانگونه که اسکندر و مغول با پشتهای از کشته، به تخریب تخت جمشید و کتابسوزیها و بهآتش کشیدن دیگر اماکن میراث فرهنگی این مرز و بوم برآمدند و ایران را با زخمهایش و سنگ بناها و بقایای تاریخی تخریبهایش باقی گذاشتند. امروز نیز باردیگر و اینبار در دورهی حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، مردم ایران از دست حاکمیت مستبد اسلامی کشته و به بند کشیده میشود و هم توسط دولتهای آمریکا و اسرائیل زیر بمببارانهای دایمی کشته میشوند و زیرساختها و میراث فرهنگی چندین هزارساله آن نابود میشوند.
حرف آخر؛ برای نابودی یک رژیم مستبد حاکم در ایران نمیتوان جان ایران را هدف قرار داد.
مردم فرهیختهای که حاکمیت مغول را به پذیرش زبان و فرهنگ ایرانی مجاب کرد تا سرانجام این سلسله منقرض شد،
پارتیزانهای اشکانیای که سلطهی بیگانگان سلوکیان را با اندیشه و خرد ایرانی شکست دادند،
غده سرطانیای که اکنون به جان مردم ایران افتاده نیز توسط ایرانیان از جان گذشته و فرهیخته معالجه خواهد شد نه با جراحی تیغ بیگانه که با حس و درد ایرانی آشنا نیست و برای پاره پاره کردن ایران به میدان آمدهاست.
در پایان مروری میکنیم بر آمار جنگ و نمای کلی حملات دو هفتهی نخست از خبرگزاری فعالان حقوق بشر ایران (هرانا):
«نمای کلی حملات در دو هفته نخست جنگ
همزمان با پایان دومین هفته از آغاز جنگ و درگیریهای نظامی در ایران که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده است، دادههای تجمیعی ثبتشده توسط خبرگزاری هرانا تصویری گسترده از دامنه جغرافیایی، شدت حملات و پیامدهای انسانی این درگیریها ارائه میدهد. مخاصمهای که تاکنون منجر به ۴۷۶۵ مورد تلفات انسانی از جمله ۲۰۵ کودک شده و به ۲۰ بیمارستان، ۳۶ مدرسه و ۹۸ ساختمان یا محله مسکونی خسارت وارده کرده است. دست کم ۳.۲ میلیون ایرانی در داخل کشور آواره شدهاند. در همین مدت ۲۰۳ نفر به دلایل مرتبط با تحولات جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند.
بر اساس دادههای پالایششده خبرگزاری هرانا، از زمان آغاز درگیریها تا پایان روز چهاردهم جنگ، در مجموع ۵۴۸۰ حمله در قالب ۲۰۶۱ رویداد مستقل در نقاط مختلف ایران ثبت شده است. این آمار نشان میدهد که بسیاری از رویدادها شامل چند حمله در یک محدوده جغرافیایی یا در یک بازه زمانی کوتاه بودهاند.
این حملات در مجموع منجر به ثبت ۴۷۶۵ مورد تلفات انسانی شده است؛ رقمی که شامل کشتهشدگان و مجروحان نظامی و غیرنظامی است. گستره جغرافیایی این حملات نیز قابل توجه بوده و دادههای ثبتشده نشان میدهد که هر ۳۱ استان ایران دستکم یک بار هدف حمله قرار گرفتهاند. در مجموع ۲۰۹ شهر در سراسر کشور طی این مدت شاهد حملات مستقیم یا خسارات ناشی از آنها بودهاند. چنین گسترهای نشان میدهد که عملیات نظامی محدود به مناطق خاص یا خطوط مرزی نبوده و عملاً بخش بزرگی از قلمرو کشور را درگیر کرده است.
تلفات انسانی
بر اساس دادههای تجمیعی خبرگزاری هرانا، در دو هفته نخست جنگ دستکم ۴۷۶۵ مورد تلفات انسانی ثبت شده است. در میان این قربانیان، تلفات غیرنظامیان سهم قابل توجهی از آمار کلی را تشکیل میدهد. بر اساس دادههای موجود، ۱۲۹۸ غیرنظامی جان خود را از دست دادهاند که در میان آنان دستکم ۲۰۵ کودک نیز حضور دارند. علاوه بر این، ۶۵۴ غیرنظامی نیز در جریان حملات مجروح شدهاند.
در بخش تلفات نیروهای نظامی نیز دادههای ثبتشده نشان میدهد که ۱۱۲۲ نیروی نظامی کشته شدهاند و ۲۹ نفر از نیروهای نظامی مجروح شدهاند. با این حال باید توجه داشت که دسترسی به اطلاعات مربوط به تلفات نیروهای نظامی در بسیاری از موارد با محدودیتهای جدی مواجه است و بنابراین ممکن است رقم واقعی این تلفات بالاتر از ارقام ثبتشده در این گزارش باشد.
در میان قربانیان ثبتشده، گروههای آسیبپذیر نیز حضور قابل توجهی دارند. دادههای موجود نشان میدهد که دستکم ۱۴ کودک در جریان حملات مجروح شدهاند. همچنین ۳۰ زن در میان مجروحان و ۲۹ زن در میان کشتهشدگان ثبت شدهاند.
در بخش قابل توجهی از موارد نیز هنوز وضعیت قربانیان از نظر نظامی یا غیرنظامی بودن به طور قطعی مشخص نشده است. در حال حاضر ۵۹۹ مورد مرگ در دسته «نامشخص» طبقهبندی شدهاند؛ به این معنا که منابع موجود هنوز امکان تعیین قطعی نظامی یا غیرنظامی بودن این افراد را فراهم نکردهاند. همچنین ۱۰۹۲ مورد مجروح نیز در همین دسته قرار دارند. این وضعیت عمدتاً ناشی از محدودیت اطلاعات در ساعات اولیه پس از حملات، نبود دسترسی مستقل به برخی مناطق و دشواری شناسایی دقیق قربانیان در شرایط بحرانی است.»






















