Advertisement

Select Page

یک شعر از مینا بنی‌اسد

یک شعر از مینا بنی‌اسد

آفتاب
عمود
از مربع
پنجره
می‌تابید
با شیب تند
روی پوست نازکم
و‌ چون کارد
بر ذوزنقه‌ی استخوانم
که به خشکسالی رسیده بود
فرو می‌رفت
شبیه داسی که به شالیزار
همین‌قدر سخت!

خدا میان اضلاع مکعب
بی‌وزن
سکوت کرده بود
و صدای بال پرندگان
روی قوس شانه‌هایم
تپانچه‌ای
در استوانه‌ی گوشم!

تنهایی به شکل ویرگول
در چهارگوش اتاق
از پاهایم
بالا می‌رفت
و از کره‌ی چشمانم می‌چکید!

سایه‌ام اما
شبیه لباس آویزان از بند در باد،
در امتداد زاویه‌ی باز نور
با تو
والس می‌رقصید!!

#مینا_بنی‌اسد

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights