Advertisement

Select Page

یک شعر از مینا بنی‌اسد

یک شعر از مینا بنی‌اسد

 

«مرا ببوس»

مرا ببوس
در سطر اول همین شعر
بگذار واژگان
مست شوند
از جنگ بر سر معنا
دست بکشند
و مثل نبضی
که
برای تو تند می‌زند،
میان خطوط موازی دفترم
دیوانه‌وار برقصند

مرا ببوس
لب‌هایت را
بگذار
روی این‌همه سکوت،
ببین
چطور از دهان زنی پسامدرن،
که به هیچ صبحی ایمان ندارد،
ساختارگرایانه بیرون آمده‌ای…

مرا ببوس
چنان‌که
آخرین روایتِ ممکن
از این جهانِ فروپاشیده‌ایم؛
دو نشانه
در بسامدِ متنِ بی‌رحمِ زمانِ “ژنت”
که هنوز
به تأویلِ تنِ یکدیگر ایمان دارند!

لبانت را بگذار
روی اضطرابِ این شبِ بی‌پایان؛
بگذار
مفهوم انتزاعی
تمام اگزیستانسیالیسمِ تنهایی
در انحنای گردنت
آگاهانه خودکشی کند…
بگذار
ساختارِ سردِ «هستیِ» هایدگر
برای چندثانیه
از هندسه‌ی عقلانیِ خودش
فرو بپاشد

مرا ببوس
پیش از آن‌که شب
در ذوزنقه‌ی خاموشِ پنجره‌ها
تبعید شود؛
پیش از آن‌که واژه
در دهانِ فلسفه
یخ بزند
و عشق
به حاشیه‌ی کتاب‌های ناخوانده پناه ببرد.

مرا ببوس
مثل بارانی
که بر شانه‌های شهری آلوده
بی‌امان می‌بارد؛
مثل نیچه
که در آغوشِ جنون
اسبِ رنج‌کشیده‌ای را گریه کرد؛
مثل شاعری
که آخرین سیگارش را
کنارِ پنجره
به نامِ معشوق‌اش روشن می‌کند

مرا ببوس
تا جهان محض
از حرکت بایستد؛
تا مرگ
در تاریکیِ اتاق
راهش را گم کند؛
تا من
در زبانِ تنت
دوباره متولد شوم

#مینا_بنی‌اسد

#شهرگان #shahrgan

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights