Advertisement

Select Page

یک شعر از فانوس بهادروند

یک شعر از فانوس بهادروند

 

بال در بال
کبوتران
در خلوت حیات
دانه می چینند
سِهره‌ی زرد
گلویی می‌نوازد
روی زیتون همسایه
دورتر
نزدیکتر
وَ گوش‌هایم می‌کوشند
صداها را بازسازی
تا بدانم
انزجار شکست صوت
را از انفجار توهم
از دور
از نزدیک
از نزدیکتر
کبوتران می‌جهند
روی دیوار …
کدام دست
کدام پا
کدام پاره سنگ
روی چشم کودک افتاد
نخستین پرتابه
از کجا بود
که بر سرمان ریخت ؟!
اشک مهتاب !!!

۱۳ فروردین ۱۴۰۵ – تهران

#فانوس_بهادروند

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights