علی کریمی: «گلشیفته نماد پورن و هرزگی»!
پیشتوضیح قبل از قرائت متن:
مطلبی که در زیر میآید زمانی نوشته شد که علی کریمی وسط پایش را برای مادران و خواهران مبارز ایران حراج کرده بود و گلشیفته فراهانی را که مخالف جنگ و دخالت خارجی به ایران بود هرزه و پورنو خواند و جوی بود که گلشیفته را مجبور به توبهی علنی کردند. اگرچه گلشیفته کماکان برسر مواضع خود بود و بعد از فروپاشی جو ارعاب و بزن و بکش همچنان قاطعانه نظرش را بیان کرد.
حالا که ورق برگشته و واقعیت چون آفتاب عیان گشته است، علی کریمی برای بهدست آوردن محبوبیت گذشته در زمان جوگیری پهلوی که بزن بزن میگفت و قرآن را سوزاند و مرد مطلوب زن رضا پهلوی شد، و مبلغ بیچون و چرای جنگ طلبی، حالا با جنگ مخالف است و آن را به نفع جمهوری اسلامی مینامد و شاهین نجفی را کاسبکار میداند برای برگزاری کنسرت با خون مردم جانباخته در ایران. بزن بزن بین مبلغان رضا پهلوی.
این وقایع دستکم دو درس به ما میدهد:
1- هر ننهقمری نمیتواند خودش را قاطی سیاست کند. کسانی که نه تاریخ میدانند، نه سیاست، نه تجربهی کار سیاسی دارند و نه عمیقاً دغدغهی مسئلهی ایران و مردم ایران. یعنی آدمهای سطحی که به علل گوناگون ازجمله استیصال، دنباله روی پروپاگاندهای موجود و الگوریتمهای مبلغ فراواقعیت و غیره از جریان خاصی دفاع میکنند.
2- این خوبست که واقعیت چشم و گوش فحاشان و تفرقهافکنان را باز میکند. این خوبست که آدمها به اشتباه خود پیببرند. اما کاش یاد بگیریم چرا دنبالهروی کردیم؟ و آیا از اشتباه خود درس گرفتهایم یا این که به چرخهی دیگری باز به مغاک دیگری افتادهایم؟ چقدر سعی کردهایم با عمق مسائل آشنا شویم؟ چقدر خواهان شناخت خود و مردم و حکومت جبار و اجنبی منفعتطلب هستیم تا راهی را که پیش میگیریم باز ما را به چاله نیاندازد؟
مطلبی که در زیر میآید؛ نشریاتی که همواره مقالات مرا منتشر میکردند در آن زمان چاپ نکردند. در زمانی که روانشناس فیلسوف رامین جهانبگلو بعد از دههها تبلیغ مبارزهی مسالمت آمیز و داریوش آشوری و عباس میلانی و بسیاری دیگر جنگطلب شدند و طرفدار رضا پهلوی و اغلب ارعاب شده بودند و یا نظریات دههها مطالعهشان تَرَک برداشته بود، میترسیدند مخالفت کنند و نشریات ایرانی خارج از کشور از نشر آن بخصوص حرفهای مستقیم، صریح، بیپرده و برهنه از واقعیت، ابا داشتند. یا این که راههای غیر مستقیم پیشنهاد میدادند یا که مسئولیتش را به عهده نمیگرفتند و به نویسنده واگذار میکردند.
آن چنان ارعابی این فرقهی سلطنتطلب پهلوی راه انداخته بودند و رضا پهلوی هم لام تا کام هیچ اعتراضی نمیکرد که مرا یاد روزهای بعد از انقلاب ۵۷ میانداخت. زمانی که من به عنوان مخالف سرسخت خمینی از زمانی که در نوفل لوشاتو خانه کرد که بر ایران مسلط شود جرأت صحبت هیچجا نه در خانواده، نه در خیابان، نه در محل کار و دانشکده نداشتم. من یک ضد انقلاب بودم که می بایست همهی ۲۰ میلیون رأیدهنده به جمهوری اسلامی او را سنگسار کنند. همهی این ماجراها را من در اتوفیکسیونم «تهران کوه کمرشکن» نشر زریاب نوشتهام. ماجراهایی که نه فقط در میان طرفداران جمهوری اسلامی که در درون خانههای تیمی اپوزیسیون نیز خانه داشت.
چنین جوی را من دوباره پس از سرآوردن فرقهی سلطنتطلبها دوباره تجربه کردم. در غرب، در مهد دموکراسی. این فرقه هم قتل کرد، هم بالاجبار فروشگاهها را مجبور به افراشتن پرچمشان کرد، هم بسیار تهدیدهای متداوم مرگ و دیگر خطرات را پیش گرفت.

علی کریمی: «گلشیفته نماد پورن و هرزگی»
۱- اگر نمی دانستیم که علی کریمی این حرف را زده فکر میکردیم یک ملایی تو نماز جمعه فتوا داده است.
۲- علی کریمی در زمان جنبش مهسا در کنار گلشیفتهی «پورن» و «هرزه» تو اون ائتلاف خاله بازی با رضا پهلوی چه کار میکرد؟
۳- اون وقتی که گلشیفته با شجاعت تحسینبرانگیزش لخت شد و جلوی دوربین ایستاد همه هورا میکشیدند و او شده بود افتخار ملی، حالا چطور شده که چون گلشیفته مثل علی کریمی به ترامپ نمیگه «بزن بزن» و کشور رو داغون کن، یاد لخت شدنش جلوی دوربین میافتد و از اعماق ذهنیات عقبماندهی مذهبی پدرانش یادش میافتد که زن باید حجاب داشته باشد. آن اداهای همراهی با پوشش آزاد هم در زمان جنبش مهسا فقط منظورهمان لچک مادربزرگشون بوده که خوب لطفی به شما میکنیم و میگیم روسری تون رو وردارین. حالا اگر گلشیفته لخت شد کریمی نه آن وقت که در کنارش جیک و پوک میکرد بلکه حالا در یک بزنگاه بسیار خطرناک تاریخ کشورمان او را میخواهد لجن مال کند در این دنیای مدرن که زن رئیس جمهور فرانسه سرکوزی مدل تمام برهنه بوده است و هم چنین فِرست لیدیِ ترامپ جون هم اگر جرأت لخت شدن نداشته اما نیمه لخت به شغل مادلینگ مشغول بوده است. و این علی کریمی که تازه پایش به غرب باز شده هنوز نفهمیده که بدن زن به خودش مربوط است و کوچکترین اهانتی به او جرم محسوب میشود و هم الان گلشیفته میتواند این اهانتها را به دادگاه ببرد تا حالش را جا بیاورند. علی کریمی همانند همپالگیهای ذهنی خودش که فکر میکند چون هرکس بدن لختش را عرضه کرد پس هرزه است، او و خیلی فحاشان دیگر مانند او نمیدانند که ما زنان استریپتیز داریم که از همهی آن چادرچاقچوریهای فک و فامیل علی کریمی اصیل ترند. یعنی اصلن قابل مقایسه با آنها نیستند. اینان زنانیاند متکی بهنفس که در میدان جنگ بین هزارها سرباز لخت میشوند و قادرند به کسی اجازه ندهند دستی به آنها برساند. اغلبشان به همسر و یا دوست پسرشان وفادارند در عین این که به تمناهایشان پاسخ مثبت میدهند و استخاره نمیکنند که آیا گناه می کنند یا نه.
و صد البته یک حجابِ بسیار مهمتر نیز این جا در علی کریم ظاهراً پنهان است ولی اهل بخیه خوب میفهمد و آن اینکه وقتی آقایت رضا پهلوی می گوید «بزن بزن» تو غلاف کن و زن محجوبی باش و روی حرف او حرفی نزن. زن ضعیفه است او را چه به این غلطها. تو فقط یک سوراخ و کشتزاری. باید به آقایت تمکین کنی. و اما حالا که لخت شدی جلوی دوربین و داری به تمام دنیا برخلاف آقایمان میگویی که نمیخواهم هیچ گاه کشورم مورد حملهی کشور دیگری قرار بگیرد، اصلن تو هرزه و پورنی و جایت توی جهنمی است که من و هم قطارانِ هوادارِ «دموکراسی» برایت همینجا توی دنیای مجازی درست میکنیم و هرچه سنگ تمام بدذهنیها و بی پرنسیپیها و وفاداریمان به آقا را سر تو میکوبیم. آنقدر که یادمان می رود ۴۰۰۰۰ جوانانی را که دنبال همین زندگیهای آزاد فردی بدون سرخر بودند این رژیم مذهبی اسلامی در دو روز به زیر خاک برده است.
۴- مادر تو…
کمی پیش از این هم از افاضات این آقا چشممان روشن شده بود. اویی که به مبارزترین جوانان ما در ایران مانند توماج و محمدی و دیگر مبارزینی که تمام زندگیشان وقف مقابله با این رژیمی شده است که فرهنگ عقب مانده و متحجرش در ذهن تو علی کریمی کاملن حک شده گفته بود «مادرتو…» چرا که اینان نمی گویند «جاوید شاه». این فحاشیهای خوارمادری که در زمان جنبش مهسا از جانب سلطنت طلبان در اعتراضات جاری شده بود را حتی آدمهای به ظاهر روشنترشان نیز تکرار میکردند. انگار هرچه بیشتر از سه «ک» همیشه مسئله برانگیز در جهان بگی مدرن تری. این طوری بیشتر به حکومت اسلامی نشان میدهی که اسلام را دوست نداری یا که به اطرافیانت پز میدهی که «ما اینیم». که اینطوری خودت را در مقابل آدمهای به قول تو امل که شرم میکنند این طوری حرف نمیزنند در مقام بالاتری قرار میدادی.
اما در آن حدی نیستی که بفهمی وقتی در میدان جنبش «زن، زندگی، آزادی» قدم میگذاری با فحش خوار و مادر قبل از هرچیز زن را همان دانی که سوراخ و کشتزار توی قرآن مجید. و سوراخی که هرکس میتواند توی آن فرود آید. و سوراخی که اصلاً از قضا ربطی به طرفین دعوا ندارد و فقط خواهر و مادر اوییست که باید به او ناسزا بگویی: «ک… ننه ات سپاهی» میشود شعار افتخارآمیز. این جا تو حتی به اون چیز وسط پای خودت هم ارزش قائل نیستی که می خواهی مثلاً حوالهی دشمنت، قاتل خواهران و مادران وطن، بکنی. یعنی چیز خودت را نیز به حراج میگذاری. چون که گا…ن یعنی تجاوز کردن برای تو و امثال تو بزرگترین مجازات است. در این جا دو اورگازم نصیب خودت میکنی. اورگازم ژوئیسانس و اورگازم بدترین تحقیری که میتوانی به یک زن برسانی. آن زندانبان رژیم خامنهای نیز دختر باکره را قبل از اعدام می گ..د که به بهشت برود. و تو با رتوریک، با واژگانی که در زبانت میچرخانی، با ناسزای خوارومادر آن سپاهی را میخواهی به فنا ببری. ولی نمیدانی که تو نیز با این رتوریک هیچ فرقی با ذهن همان سپاهی نداری. کاش تو فقط گل توی دروازه میکردی علی کریمی به جای این که وسط پاتو حوالهی خوار و مادر بهترینهای کشور بدهی که بخشاً بدون آنها این ۲۰ میلیون مردمی که به خمینی رأی دادند، الان به جایی نمیرسیدند که کل سیستم را میخواهند تغییر دهند.
۵- هرزه فقط به کسانی که بدنشان را میفروشند نمیگویند. هرزه به همهی کسانی هم میگویند که در سیاست هیچ پرنسیپی ندارند و همهجا اگر حالا کسی مخالف او حرف زند چاک دهانشان را باز می کنند برای تحقیر و یادشان رفته است که روزی دست در دست همان کس برای امری حیاتی و ملی کنارش نشسته بوده است. هرزهی خیابانی، که من او را هرزه نمینامم و حتی عنوان کارگر سکس را نیز نمیتوانم در زبانم بچرخانم و فقط باید او را قربانی جامعه نام نهم، به علت ناکاریهای سیاستهای آقایان سیاسیون راهش به خیابان کشیده شده است. به علت نابسامانیهای اجتماعی. او تناش را میفروشد چون امکان دیگری برایش باقی نمانده است. او میتواند، اگر امکاناتش فراهم باشد، مانند گلشیفته در دنیا گل کند.
۶- جناب کریمی، شما تازه پایتان به غرب باز شده است و در جمهوری اسلامی هم یاد نگرفتهاید که در یک جامعهی دمکراتیک هرزه ها، هموسکشوئلها، بیکاران، بیخانمانها، زندانیان، و حتی قاتلان حق رأی دارند و حق ابراز نظر در همهی امور فرهنگی – اجتماعی و سیاسی. شما میتوانید با رأی و نظر دیگران مخالف باشید و همهجا در بارهاش اظهار فضل نمائید. اما حق ندارید. تأکید میکنم حق ندارید به او توهین واهانت کنید که چرا این یا آن نظر را دارد. همان طور که گفتم این اهانتهای شما جرم محسوب میشود در دنیای غرب و من امیدوارم که گلشیفته اقدامی جدی صورت دهد تا یک بار و برای همیشه این گونه اتهامات دست کم در خارج از کشور به پایان برسد. وگرنه در ایران که خیلی راحت این اهانت ها را به محض کوچکترین اعتراض به هرکس روا می دارند و خیلی زیاد هم خریدار دارد. شما کماکان هنوز در ایران تشریف دارید. با وجود اختلافتان با جمهوری اسلامی همان فرهنگ را با خود حمل کردهاید و پیاده میکنید.
۷- واژهی «هرزه» را مذاهب (تمام مذاهب) بر سر زبانها انداختهاند و آن را گناه میشمرند. در حالی که اغلبِ آقایونِ مذهبیون ته دلشان قنج میرود برای همین هرزهها. خوبست که اکنون ماجراهای اپستین و ترامپ و بقیه که به شدت با سیاست هم تداخل پیدا کرده است را می خوانید. دخترکان جوان قربانیان این آقایان هستند. هم آنان که از این بچهها استفادههای کلان مالی میبرند و ته دلشان آنها را هرزه میخوانند و شک نکنید که حاضر نیستند کوچکترین مسئولیتی در قبال یکی از آنها قبول کنند. حالا شما یک دختر ایرانی متکی به نفس و سرپا را، گلشیفته را، که از دست آن کثافتها خودش را خلاص کرده و توانسته در سطح جهانی این چنین موفق شود هرزه میخوانید تا بگوئید که بیشتر خایهمال آقایتان هستید. که ثابت کنید که هیچ بویی از دموکراسی نبردهاید. دموکراسی فقط واژهایست که توی دهانها افتاده و هرکس آن را غرغره میکند ولی مکتب سنتی و عقبمانده در اذهان شما قویتر از آن است که این جا و آن جا و هرجا خودش را بیرون نزند.
۸- یک نکتهای هم در آخر بگویم. همین پریروز علی کریمی در مونیخ با کسی به نام فکر کنم قاسمی جروبحث میکرد و اعتراض که گلشیفته از یک تریبون جهانی به زبان فرانسه حرف میزد و یعنی همهی دنیا حرف او را میشنیدند. یکی نیست به او بگوید طرفداران «بزن بزن» تریبونهای «ایران اینترناشنال» و «من و تو» را دارند و دهها مبلغ از جمله نوحهخوان رضا پهلوی – شاهین نجفی – و کمدین روی صحنه – ماکس امینی – و خود تو هم علی کریمی که مرتب خوار و مادر بهترین مبارزان ایران رو یکی میکنی. حال یکی از یک تریبون غیرایرانی مخالفت خودش را در حمله به ایران ابراز داشته، باید این طور سنگسار بشود؟!…





















