Advertisement

Select Page

چهار شعر از سعید جهانپولاد

چهار شعر از سعید جهانپولاد

 

۱
نفت

میان عاشقانه‌های دو لب
توی تختخواب، زیر دوش
روی میز صبحانه
وسط قهوه‌ و شیر و کیک
وسط خبرهای رادیو و تلویزیون
توی ‌یخچال خالی
میان بحث‌های علمی کلاس
توی حیاط دانشگاه
میان نوشیدنی‌های خُنک
وسط تابستانه‌های داغ
توی مترو ،
وسط دری‌وری‌های راننده تاکسی
توی خیابان ،توی هوای شهر
وسط زمستان سخت پیش‌رو
در میان جنگ
درمیان صلح
وسط جدل‌های لفظی احزاب
و سکوت کر کننده‌ی مردم
در میان بیم و امیدها
وقتی می‌گویم که دوستت ‌دارم
بوی گند نفت می‌آید

***

۲
بنگ

جنگ بود
بوی بنگ می‌داد
دهان مجری
در ایستگاه صلواتی
و آسمان شهر
در تصرف قیقاج موشک‌ها
در آستانه
چشم از آسمان برداشتم
و به راه افتادم …

***

۳
غنائم جنگی

از غنائم جنگی
تنها لبی را بر‌می‌دارم
می‌گذارم درست
زیر چشمهایی که سالها با من
حرفها داشت و
نمی‌زد.

***

۴
طرح

پدر بزرگ برنو‌اش را
از شانه‌ ی خسته‌ی دیوار برداشت
و گفت :
” می‌شود خیابان را
دوباره بازپس‌گرفت !”
و رفت
و برنگشت …

***

#سعیدجهانپولاد

#شهرگان #shahrgan

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights