Advertisement

Select Page

نگاهی به رمان «نترس شلیک کن!»

نگاهی به رمان «نترس شلیک کن!»

 

رمان: «نترس شلیک کن!»
نویسنده: فرامرز پور نوروز
ناشر: انتشارات پان به، ونکوور کانادا
چاپ: زمستان ۲۰۲۶
۱۶۳ صفحه

 

رمان «نترس شلیک کن!» نوشته فرامرز پور نوروز، نثری ساده‌گو و ساده‌پرداز دارد. و همین پرهیز از لایه لایه پردازی (تنیدن چند لایه داستانی در پیرنگ اصلی)، توصیفات اضافی و آرایه‌های پیچیده، اثر را برای خواننده دلچسب و دلنشین می‌کند. انتقال پیام، رسا است. تجسم رویدادها، روشن. و خوانش، روان.

خواننده در همان دو سه صفحه اول، پی می‌برد که «داریوش»، راوی داستان، سر ریز است از گفتن، و نیاز به شنیده‌شدن دارد. او آرام، اما پر از شور درونی می‌نشیند روبروی خواننده و با همان سادگی سنتی، داستان زندگی‌اش را روایت می‌کند. بدون آن که قصد بزرگنمایی خود با حاشیه‌پردازی‌های پر طمطراق داشته باشد. و خواننده بخاطر همین خلوص و بی‌پیرایگی، دوست دارد تا به او گوش بدهد. و با تجسمی روشن از سیر رویدادها، دلش تنگ می‌شود برای حس کردن شور زندگی‌بخش آدم‌ها در رویارویی با یک لبخند، یک نگاه و یا یک کنش مهربان. مجموعه این ریزه‌کاری‌ها، حس‌های متفاوت و ویژه‌ای از یک دوره تاریخی را در ایران زنده می‌کنند که برای بسیاری ممکن است نوستالژیک باشد، اما خواننده تیز‌بین و تیزخوان، زندگی‌های فردی، کنش‌ها و واکنش‌های اجتماعی، روانی، سیاسی و اقتصادی آن دوره را، فراتر از سطح داستان، به بررسی عمیق‌تری می کشاند.
رمان «نترس شلیک کن!»، که عنوانی چشمگیر و بیاد‌ماندنی دارد، رمانی است خطی که در آن رویدادها با ترتیب زمانی کلاسیک خودشان به پیش می‌روند، بدون پرش‌های زمانی یا مکانی. اما با نوعی تعلیق یا تردید، کنجکاوی و شوق خواننده برانگیخته می‌شود برای پرسش‌گری در ابعادی فراتر. هر چند خواننده نمی‌داند که آیا جمله واداری- انگیزشی عنوان کتاب از زبان شخصیت پیش برنده و در ابهام نگاه داشته شده، یعنی «منصور»، بیان می‌شود یا شخصیتی دیگر! و آیا جمله عصیان‌گرانه و پنهان خود نویسنده نیست؟
«داریوش»، جوانی است ساده و سنتی، ساکن شهرستانی نزدیک به مهاباد، در سال‌های اول انقلاب سال پنجاه و هفت که در یک رویارویی ناگهانی، پر‌شورانه دلباخته زنی سر زنده و خود جوش می‌شود بنام »آینا». زنی مستقل و آزاده… چه در کار و چه در بیان احساساتش. «داریوش» که تنها فرزند خانواده است و ورزشکاری است در حیطه بوکس و به تازگی در اداره دارایی به کار مشغول شده است، رویایش قهرمان شدن و دست یافتن به آیین پهلوانی غلامرضا تختی است. «داریوش» با کوشش و آینده‌نگری در چارچوب‌های طبقه متوسطی، ماشین پیکانی خریده است و هدفش ارتقا یافتن در ورزش است و آفرینش سرفرازی و احترام برای خود، خانواده و شهرش. این میل درونی و مسئولیت اخلاقی، همچنین او را وا می‌دارد که پیوسته سپاسگزار و قدردان مادر و پدرش باشد. مادرش، زنی خانه‌دار و مقتدر، و پدرش، کارمند پیشین ارتش و شیفته صدارت شاهان پهلوی.
نویسنده در پیرنگ رمان دو موضوع را به موازات همدیگر به پیش می‌برد: سیر و تکامل رابطه عاشقانه و چالش‌های عاطفی راوی با «آینا» از یک‌طرف، و کشیده‌شدنش به پیچاپیچی مسایل اجتماعی و سیاسی دوران از سوی دیگر. او پروسه گذار از یک ساختار حکومتی به ساختاری دیگر را نه با تحلیل بلکه از نگاه دوستش «منصور» که یک فعال سیاسی است و دوست و هماوردش در بوکس است، ارزیابی می کند.
نویسنده رمان اما هیچ‌کس و هیچ چیز را در گردونه قضاوت قرار نمی‌دهد. او سادگی احساسات، روابط عاطفی و روزمره شخصیت‌ها را با زبان و تکیه کلام‌های سنتی شان در عصر معصومیت به تصویر می‌کشد، تصویری نه چندان دور از تاریخ جامعه چهل و چند سال پیش ایران ترسیم می‌کند که هنوز با دنیای پیچیده مدرن امروزی و هوش مصنوعی بسیار فاصله دارد. این دنیای ساده هنوز چند لایه نشده است! آدم‌ها به شیوه مرسوم خود عشق می‌ورزند. و استوارند به باورها، رفتارها و سبک زندگی ایلیاتی و عشیره‌ای بر اساس پیوند‌های خویشاوندی و منافع قبیله‌ای… با زبانی روزمره و ملموس و فهم‌پذیر، و واژگانی رایج…
ریتم و روال رمان در بیان روزمرگی و زندگی عادی در یک شهرستان کوچک خوب پیش می رود، تا این که انقلاب و جنگ، هویت آدم‌ها را تغییر می‌دهند و روال عادی روابط انسانی را در هم می‌ریزند. «رمضان»، همچون «گالی گی» کارگر ساده در نمایشنامه آدم آدم است برتولت برشت، دگردیسی پیدا می‌کند و از یک شخصیت فروشنده دوره‌گرد از ده به شهر آمده، به پاسدار کوچکی تبدیل می‌شود و در جنگ‌های خیابانی نیز جان می‌بازد.
بخش پایانی کتاب شتابزده نوشته شده است. موضوع پنهان کردن اسلحه در زیر چادر «آین»، بی قراری‌ها و دگرگونی‌های ناگهانی درونی و تضاد رفتاری‌اش در پایان، با آغاز آشنایی‌شان اندکی در تعارض است. اما شیوه مینی‌مالیستی رمان، خوانش آن را دلنشین می‌کند.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights