دیاسپورای ایرانی و سیاستهای فاشیستی
طناز زرگریان*
سرکوب طولانیمدت و احساس ناامیدی باعث شده است که بخشی از دیاسپورای ایرانی در مسیر جستوجوی رهایی، در برابر سیاستهای فاشیستی آسیبپذیر شوند. مداخلهٔ خارجی، خشونت و قدرت اقتدارگرا، آزادی و رهایی به همراه نخواهند آورد.

حرکت اعتراضی از سوی عدهای از ایرانیان با در دست داشتن پرچم سلطنتی ایران
Credit: OrbitalVoid49 / Wikimedia Commons
یادداشت زیر تلاشی است در ترجمه از متن اصلی آن انگلیسی به زبان فارسی. ترجمهی متن به کمک ترجمهی گوگول فارسی و سپس انطباق متن با هوش مصنوعی و کنترل تیم ترجمه شهرگان صورت گرفته و تلاش شده تا به متن اصلی وفادار باشد. این ترجمه به تأیید و نظر نویسنده آن سرکار خانم طناز زرگریان نرسیدهاست. بدیهیاست که هرگونه اشتباه در ترجمهی آن سهوی است و مسئولیت هرگونهی خطای احتمالی متوجه تیم ترجمه شهرگان است.
در ۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، بخشی از دیاسپورای ایرانی، از جمله گروههایی از ایرانیان مقیم کانادا، پس از انتشار گزارشهایی دربارهٔ مرگ رهبر جمهوری اسلامی در پی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، به خیابانها آمدند و به جشن و شادی پرداختند. این در حالی بود که کشته شدن ۱۶۸ دانشآموز در میناب توجه بسیار کمتری را جلب کرد. این رویداد نشان میدهد که در میان برخی بخشهای دیاسپورا، گفتمانی در حال شکلگیری است که به سیاست فاشیستی نزدیک میشود؛ گفتمانی که خشونت نظامی را معادل رهایی میداند و نسبت به رنج غیرنظامیان داخل کشور، بهویژه گروههای به حاشیه راندهشدهای مانند کردها و بلوچها، بیتفاوتی خطرناکی پیدا میکند؛ تا جایی که این افراد از نظر سیاسی قابل چشمپوشی و قربانیشدنی تلقی میشوند.
فاشیسم معمولاً به عنوان نیرویی از بالا به پایین و برخاسته از قدرت ناسیونالیسم سفیدپوستان درک میشود، اما گفتمان آن همیشه توسط مردم عادی نیز حفظ و بازتولید شده است؛ بهویژه توسط کسانی که با ناامنی اجتماعی و سیاسی و نابرابریهای ساختاری روبهرو هستند. ایرانیان نیز از این قاعده مستثنا نیستند.
این وضعیت همچنین تحت تأثیر شرایط داخلیِ ناشی از سرکوب طولانیمدت قرار دارد. سرکوب مداوم در میان ایرانیان، آگاهی انتقادی را تضعیف کرده و نوعی ناامیدی مزمن و احساس ناتوانی درونیشده ایجاد کرده است که توانایی بسیاری از افراد برای کنش اجتماعی و سیاسی را کاهش داده است.
برخی از ایرانیان به جای جنبشهای جمعی، امید خود را به قدرتهای استعماری خارجی بستهاند. این آرزوی نومیدانه برای یافتن یک نجاتدهندهٔ خارجی که آزادی را به ارمغان بیاورد، از ماه فوریه شدت بیشتری گرفته است.
امروزه بسیاری از ایرانیان در دیاسپورا با پرچمهای آمریکا و اسرائیل گرد هم میآیند و آشکارا از مداخلهٔ نظامی و نقض حاکمیت ایران قدردانی میکنند. وقتی صرفاً یک نیروی اقتدارگرا با نیروی اقتدارگرای دیگری جایگزین شود، درک مفهوم آزادی نیز دچار انحراف میشود. رهایی دیگر به عنوان یک مبارزهٔ طولانی و جمعی دیده نمیشود، بلکه چیزی تصور میشود که میتوان آن را به سرعت و از طریق نیروی نظامی به دست آورد. در اینجا آزادی از عدالت و اخلاق جدا میشود و به جای مسئولیتپذیری اجتماعی و انصاف، به سوی ستایش اقتدارگرایی سوق پیدا میکند.
این اشتیاق برای نجات از بیرون، از طریق همانندسازی با قدرت غرب و «سفیدبودگی» نیز تقویت میشود. در جستوجوی متحدان فرضیِ استعماری، برخی ایرانیان بیش از پیش تلاش میکنند خود را نزدیک به هویت غربی و سفیدپوستان نشان دهند و از منطقه و مردمان آن فاصله بگیرند. گرچه میل به سفیدبودگی در ایران سابقهای طولانی دارد، اما این بار هدف سیاسی مشخصی پیدا کرده که فراتر از یک گرایش فرهنگی است. از آنجا که در ایدئولوژی فاشیستی، سفیدبودگی بالاترین جایگاه اجتماعی و سیاسی را دارد، این همسویی برای برخی ایرانیان احساس تعلق به هویت غربی را تقویت میکند.
در این نگاه، سفیدبودگی به نماد مدرنیته و مشروعیت تبدیل میشود؛ در حالی که گروههای به حاشیه راندهشده در داخل ایران و همچنین عربها و مسلمانان به عنوان «دیگری»های نژادی تصویر میشوند؛ افرادی که تهدیدآمیز یا حتی قابل قربانی شدن تلقی میشوند. در مقابل، توجه ویژه و امتیازطلبی برای ایرانیان مشروع جلوه داده میشود.
در جستوجوی مشروعیت غربی، خیالپردازیهای نوستالژیک دربارهٔ سلطنت، ملیگرایی و نوعی استثناگرایی ایرانی دوباره جان گرفتهاند. ادعاهای مربوط به سفیدبودگی نیز بهطور نمادین ایران را از واقعیتهای تاریخی، منطقهای و فرهنگی خود و از تاریخ مبارزاتش جدا میکند. این فراموشی تاریخی که با ناآگاهی از تاریخ تقویت میشود، روایتهایی سادهسازیشده و اسطورهای میآفریند که بر نوستالژی ملیگرایانه استوارند؛ روایتهایی که عمدتاً توسط رضا پهلوی و رسانههای نزدیک به او ترویج شدهاند.
تصویری خیالی از ایرانِ پیشامدرن و پیش از انقلاب، به عنوان عصر طلایی عظمت و کرامت، حس نوستالژی نسبت به ایرانی را ایجاد میکند که مدرن، قدرتمند و نزدیکتر به غرب تصور میشود. استفاده از نمادهای نوستالژیک مانند پرچم پهلوی و تصاویر سلطنتی، پیوندهای عاطفی و سیاسی را دستکاری میکند و بازگشت به گذشته را راهی برای رسیدن به آیندهای آرمانی نشان میدهد. اما نوستالژی و بازگشت به گذشته هرگز به رهایی منجر نشدهاند. برعکس، سادهسازی تاریخ در قالب یک روایت اقتدارگرایانه و احساسی، قطبیسازی و خشونت علیه دیگران را مشروعیت میبخشد.
پیامدهای انباشتهٔ سرکوب، بحران هویت، تبعید و ناآگاهی تاریخی، نوعی خیالپردازی سیاسی میسازد که از واقعیتهای ایران و جهان جدا افتاده است. چنین تصورات سیاسی اغلب کمتر بر تحلیل سیاسی استوارند و بیشتر بیانگر آرزوهای سیاسی هستند. در این میان، ایدئولوژی فاشیستی جذاب میشود زیرا واقعیتهایی ساختگی خلق میکند که وعدهٔ امنیت، تعلق و رهبری قدرتمند میدهند. زیر پوشش قطعیت ایدئولوژیک، انتقامجویی، نفرت و تعصب همچنان خشونت علیه صداهای مخالف را توجیه میکنند؛ نشانهای از فروپاشی مسئولیت اخلاقی که یکی از ویژگیهای اصلی فاشیسم است. در نتیجه، آیندههای سیاسی خیالی بازتولید میشوند که همان منطقهای قدرت، سرکوب و خشونتی را ادامه میدهند که ظاهراً با آنها مخالفت میکنند. از این منظر، فاشیسم نه فقط یک ایدئولوژی سیاسی از بالا به پایین، بلکه فرایندی مداوم است که در ساختارهای عمیق عاطفی و اجتماعی ریشه دارد.
واقعیت این است که رهایی فرایندی دردناک است و با ترس و عدم قطعیت همراه است. آزادی را نمیتوان از سوی قدرتهای خارجی هدیه گرفت یا از طریق خشونت تحمیل کرد؛ بلکه باید از دل آگاهی انتقادی، بازخوانی تاریخ و مسئولیتپذیری جمعی در جامعه پدید آید. رهایی نیازمند نوعی آگاهی انتقادی است که به افراد و جوامع امکان دهد روایتهای مسلط را به پرسش بکشند، با تحریفهای تاریخی روبهرو شوند و در برابر منطق اقتدارگرایی مقاومت کنند. بدون چنین درگیری انتقادی، وعدهٔ رهایی بهراحتی میتواند به چرخهای تازه از سرکوب تبدیل شود. از این رو، این مبارزه فقط سیاسی نیست، بلکه عمیقاً آموزشی نیز هست.
۳ ژوئن ۲۰۲۶
—————
* طناز زرگریان؛ استادیار آموزش بزرگسالان در University of the Fraser Valley است. پژوهشها و نوشتههای عمومی او بر آموزش انتقادی، عدالت اجتماعی و پیوندهای میان آموزش، قدرت و مقاومت متمرکز است.
========
منبع اصلی بهزبان انگلیسی:
https://rabble.ca/politics/canadian-politics/iranian-diaspora-and-fascist-politics/





















