Advertisement

Select Page

مرثیه‌هایی برای بدن‌های ناتمام (۲)

مرثیه‌هایی برای بدن‌های ناتمام (۲)

جستارهایی در باب سوگ

حافظه و رقص

جستار دوم

در بسیاری از اسطوره‌های کهن، انسان فقط با مرگ نمی‌جنگد؛ با معنایی می‌جنگد که مرگ می‌خواهد بر زندگی تحمیل کند. به همین دلیل، جنازه در تاریخ اساطیر هرگز صرفاً یک بدن خاموش نیست. بدنِ مرده، میدانِ نبرد است؛ جایی که قدرت، عشق، حافظه و مقاومت بر سر تملک آن می‌جنگند. از این‌روی در هنگامه‌ای که پدران و مادرانِ فرزندان کشته‌شده در ایران در مراسم عزای فرزندان خود رقصیدند، این صحنه برای بسیاری تکان‌دهنده و حتی اسطوره‌ای به نظر رسید؛ گوئی ناگهان چیزی از اعماقِ حافظه‌ی بشر بازگشته بود: تقابل انسان با مرگی که می‌خواهد او را مطیع کند.
در اساطیر یونان، مرگ همیشه فقط پایان زیستی نیست؛ نوعی کشمکش سیاسی و نمادین است. در تراژدی «آنتیگونه»، نبرد اصلی نه بر سر زندگی، بلکه بر سر جنازه است. کرئون می‌خواهد بدنِ پولونیکس بی‌دفن بماند تا مرگ او به نمایش قدرتِ حکومت تبدیل شود. اما آنتیگونه با دفن‌کردن برادرش، علیه این نظم می‌ایستد. او می‌فهمد که حکومت‌ها فقط انسان زنده را کنترل نمی‌کنند؛ می‌خواهند حتی شکلِ مردن و سوگواری را نیز تعیین کنند حتی اگر شده به‌قیمت مداخله در قوانین خدایان. در این تراژدی، جنازه هنوز خطرناک است، چون حافظه دارد. بدنِ مرده می‌تواند مردم را گرد هم آورد، خشم تولید کند و روایت رسمی قدرت را مختل کند. بنابراین نزاع بر سر جسد، نزاع بر سر معناست.
در اساطیر ایران نیز بدنِ قهرمان پس از مرگ، به عرصه‌ای مقدس و سیاسی تبدیل می‌شود. در شاهنامه، مرگ سیاوش فقط کشته‌شدن یک شاهزاده نیست؛ شکافتن نظمِ اخلاقی جهان است. از خون سیاوش گیاهی می‌روید؛ یعنی بدنِ قربانی خاموش نمی‌ماند، بلکه به طبیعت و حافظه‌ی جمعی بازمی‌گردد. در سوگ سیاوش، آئین‌هایی شکل می‌گیرد که بعدها در فرهنگ ایرانی ادامه پیدا می‌کنند؛ سوگواری‌هایی که گاه به مرز خلسه، موسیقی و حرکت جمعی می‌رسند. انگار جامعه می‌خواهد اجازه ندهد مرگ، آخرین کلمه باشد. حتی در داستان رستم و سهراب نیز، بدنِ فرزندِ کشته‌شده فقط جنازه نیست؛ آینه‌ای است که قهرمان را وادار می‌کند با حقیقتِ تراژیکِ قدرت و ناآگاهی روبه‌رو شود.
در هر دو سنت اسطوره‌ای، قهرمانِ واقعی کسی نیست که مرگ را نابود کند؛ کسی است که اجازه ندهد مرگ، معنا را تصاحب کند. اینجاست که رقص اهمیت پیدا می‌کند. در بسیاری از فرهنگ‌های باستانی، رقص در کنار مرگ وجود داشته است؛ نه به معنای شادی، بلکه به معنای مقاومت بدن در برابر انجماد. بدنِ سوگوار اگر کاملاً بی‌حرکت شود، گوئی قدرتِ مرگ کامل شده است. اما حرکت، حتی لرزشِ ساده‌ی بدن، نوعی اعلام حیات است. در آئین‌های دیونیسوسی یونان، انسان با رقص به مرز جنون و رهایی می‌رسید تا نظم خشکِ قدرت و ترس را بشکند. دیونیسوس، خدای شراب و شوریدگی، خدایی بود که مرز میان سوگ و جشن را فرو می‌ریخت؛ زیرا می‌دانست انسان گاهی فقط با خروج از نظم عادی می‌تواند درد را تاب بیاورد.
رقصِ پدران و مادران داغدار ایرانی نیز چیزی شبیه همین لحظه‌ی اسطوره‌ای بود. آنان در دلِ مرگ، بدن را دوباره وارد میدان کردند. حکومت می‌خواست جنازه‌ها پیام ترس باشند؛ اما رقص، جنازه را به نشانه‌ای از زندگی بدل کرد. در اینجا بدنِ عزادار دیگر مطیع نبود؛ به روایت بدل شده بود. همان‌گونه که آنتیگونه با دفنِ برادرش قانون حکومت را شکست، این پدران و مادران نیز با حرکتِ بدن‌شان، قانون نانوشته‌ی سوگواریِ مطیع را شکستند. آنان نشان دادند که حتی در تاریک‌ترین وضعیت‌ها، انسان هنوز می‌تواند شکل مواجهه‌اش با مرگ را، خودش انتخاب کند.
از نگاه فلسفی، این لحظه تقابل دو جهان‌بینی است: جهان قدرت، که مرگ را ابزار سکوت می‌کند؛ و جهان انسان، که می‌کوشد از دل مرگ معنا بیافریند. حکومت‌ها همیشه می‌خواهند جنازه‌ها سنگین و خاموش باشند، زیرا بدنِ خاموش، ترس تولید می‌کند. اما رقصیدن کنار جنازه، مرگ را از انحصار قدرت بیرون می‌آورد. در چنین لحظه‌ای، سوگ فقط اندوه نیست؛ بلکه بدل به آفرینش می‌شود. انسانِ داغدار، شبیه قهرمانان اسطوره‌ای، نمی‌تواند عزیزش را بازگرداند، اما می‌تواند اجازه ندهد مرگ او به ابزار تحقیر و شکست تبدیل شود.
به همین دلیل است که آن تصاویر در حافظه‌ی جمعی ایران ماندگار شدند. زیرا مردم فقط چند پدر و مادر و خانواده‌ی داغدار را ندیدند که می‌رقصند؛ آنان بازگشتِ یک حقیقت کهن را دیدند: اینکه انسان، از آغاز تاریخ، همیشه کوشیده است در برابر مرگ حرکتی خلق کند؛ شعری، آوازی، آئینی یا رقصی. گوئی بشر از همان نخستین سوگواری‌ها فهمیده بود که اگر بدن کاملاً تسلیم سکون شود، مرگ پیروز شده است. پس انسان رقصید؛ نه برای فراموش‌کردن مرگ، بلکه برای اینکه به مرگ بگوید هنوز همه‌چیز را تصاحب نکرده است.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights