Advertisement

Select Page

یک شعر از برهان‌الدین وقفی

یک شعر از برهان‌الدین وقفی

 

«حکمِ عشق»

ای آن‌که در دلِ من داغِ جدایی ساختی
ویرانه‌ام نمودی ویران‌سرایی ساختی

من می‌پسندم این درد، کاین حکمِ عشقِ ناب است
اما تو خود طبیبی، دردِ جدایی ساختی؟

در عمرِ بی‌قراری، بس کشتهٔ عشقم من
از خونِ دل چه گل‌ها در آشنایی ساختی

ای جان، چو دودِ اسپند گردِ تو چرخیدم لیک
سوختم و خاک گشتم، عطری ز جایی ساختی

هرگز ز عشقِ پاکت خالی نگشته گوشم
هر ناله‌ای که کردم، سازی نوایی ساختی

از کویِ تو سحرگاه چون باد می‌گذشتم
پنهان شدی ز چشمم، منزل کجایی ساختی؟

شب‌ها ز اشکِ حسرت، دریا به دیده دارم
تا موجِ موج از این اشک، دریایِ لایی ساختی

«وقفی» چو وامق از دل، در بندِ مویِ عذراست
تو از خمِ سرِ زلف، صد مبتلایی ساختی…!

*برهان‌الدین_وقفی

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights