چند شعر کوتاه از محمد قیصریان
۱
بیا غم را تقسیم کنیم
دوتا من
هیچ تا تو
۲
توتها رسیدهاند
دستم به شاخه نمیرسد
اما دلم
تا سرخیِ لبهای تو
پر میکشد
۳
شاعری،
سیگار تمام کرده است
آه میکشد.
۴
سکوت تو
شبیه بوسهایست
که دیر می آید
اما اتفاق افتادە است.
۵
گفتم: «دوستت دارم»
قندم افتاد،
از لبخندِ شیرینت.
۶
کلاغ ها دیگر بر نگشتند
تنها جنگ نیست،
عشقهم خانە خرابات میکند.
از مجموعە شعر [365روز بدون مهرانە]





















