Advertisement

Select Page

نگاهی به رمان «خوشه‌های اقاقیا»، نوشته‌ی نرگس مقدسیان

نگاهی به رمان «خوشه‌های اقاقیا»، نوشته‌ی نرگس مقدسیان

ژان پل سارتر در نقدی بر «خشم و هیاهو»ی فاکنر می‌گوید خواننده ابتدا می‌کوشد از دلِ آن کلافِ پیچیده، خط سیر طبیعی رویدادها را بیرون بکشد و داستان را برای خود به‌نحوی سرهم کند. اما وقتی به این هدف می‌رسد و خیال می‌کند توانسته روایت را به نظم درآورد، ناگهان درمی‌یابد که آنچه ساخته، همان داستانی نیست که فاکنر نوشته است. گویی فاکنر جز با همین شیوه‌ی روایت ــ یعنی سیال ذهن و نسبتِ پیچیده‌اش با زمان ــ نمی‌توانسته آن جهان را بیافریند؛ جهانی که نظم معمول و خطیِ روایت در آن کارایی ندارد و تجربه‌ی زیسته‌ی شخصیت‌ها تنها از خلال شکستنِ زمان و گسستنِ پیوستگیِ رخدادها قابل بازنمایی است.

در «خوشه‌های اقاقیا» نیز به‌نظر می‌رسد که جز با تکنیک سیال ذهن، امکان بازنمایی این جهان هولناک و کابوس‌وار وجود نداشته است؛ جهانی که در آن امر شخصی و امر اجتماعی، در نهایتِ کرانه‌های خود، به یکدیگر می‌رسند و در هم می‌آمیزند. جریان سیال ذهن، با اتکا به تأثرهای حسی و حضور مداوم حواس پنج‌گانه، دردها را به‌طرزی ملموس و بی‌واسطه پیش چشم خواننده می‌آورد؛ چنان‌که رنج صرفاً به سطحِ روایت منتقل نمی‌شود، بلکه در بافت زبانی و حسیِ متن رسوب می‌کند.

هرچند به‌جز شخصیت راوی و برادر، ما ارتباط چندانی با دیگر شخصیت‌های رمان برقرار نمی‌کنیم و شاید نتوانیم در نگاه نخست، لزوم حضور برخی از آنان را در نسبت با پیشبرد رویدادها به‌روشنی حس کنیم، اما این شخصیت‌ها واقعاً این‌رمانی‌اند؛ یعنی از دلِ تخیل نویسنده و از درونِ منطقِ جهانِ داستانی او پدید آمده‌اند، نه آن‌که صرفاً به‌عنوان عناصر تزئینی یا کارکردی به متن افزوده شده باشند. فضای ظهورشان را خودِ متن ساخته و همین امر باعث شده است که حتی در جایی که نسبت‌شان با دیگران کاملاً روشن نمی‌شود، همچنان در خدمتِ فضای کلی رمان باقی بمانند.

از سوی دیگر، در رمان تردیدهایی وجود دارد؛ تردیدهایی از جنسِ تعلیق‌های روایی و لغزش‌های زمانی، مانند اینکه بالاخره پدر پیش از آرش مرده یا پس از او، یا اینکه ذهن راوی در سوگِ نامزدش فروپاشیده یا برادرش. با این همه، این تردیدها در هیچ‌یک از سطوحِ واقعیتِ احتمالیِ رمان به‌طور کامل حل‌شدنی نیستند؛ زیرا زبان، ساختار طبیعی خود را حفظ کرده و به سطحی پیشاکلامی یا فروپاشیده نلغزیده است، و در عین حال، جزئیاتِ صحنه‌ها نیز اجازه نمی‌دهند که روایت بر یک سطح قطعی و تثبیت‌شده متوقف شود. گویی شخصیت‌ها، روابط و نقش‌ها پیش از آنکه در سطحِ مرئی و عینیِ خود به ثمر بنشینند، نیم‌خیز شده‌اند تا به سویه‌ای نمادین راه یابند؛ اما پیش از تثبیت کامل، در آستانه‌ی معنا معلق مانده‌اند.

با این همه، آنچه رمان «خوشه‌های اقاقیا» را به اثری شاخص بدل می‌کند، بیش از هر چیز، غیاب است؛ خلئی که نویسنده توانسته آن را در سراسر رمان، با توزیع سنجیده و هوشمندانه‌اش، در کنار تخیلِ قوی و حس‌آمیزیِ تأثیرگذار، حفظ کند. هایدگر در «خاستگاه اثر هنری»، در وصف شیء و اثر هنری، به مثالِ کوزه متوسل می‌شود و می‌گوید جوهرِ کوزه نه دیواره‌های آن، بلکه خلأ درونی‌اش است؛ یعنی همان فضای تهی‌ای که ظرف را به ظرف تبدیل می‌کند. لاکان نیز با استناد به همین تصویر، از این می‌گوید که اثر هنری وظیفه‌اش گشتن به دور این خلأ، آشکار کردن آن و ساختنِ واقعیت پیرامون آن است؛ به‌عبارت دیگر، آنچه اثر هنری را سامان می‌دهد، نه بخش مرئی، بلکه مرکزی تهی است که همه‌چیز به گرد آن شکل می‌گیرد.
در رمان «خوشه‌های اقاقیا»، غیابِ آرش با موتیفِ اقاقیا و واریاسیون‌های گوناگونِ شیوه‌ی مرگ او، از امرِ خاص به امرِ عام تبدیل شده و همه‌ی غیاب‌ها را در سطحی اجتماعی-تاریخی در بر گرفته است. گویی اتصالی کوتاه با روانِ جمعیِ جامعه برقرار شده و کانالی گشوده شده است برای سرریز شدنِ همه‌ی دردها، فقدان‌ها و تروماها. در چنین ساختاری، فقدان صرفاً به یک رویداد شخصی محدود نمی‌ماند، بلکه به نشانه‌ای برای بازنماییِ یک زخمِ جمعی تبدیل می‌شود.

از همین‌رو، تکرارهای فراوانی که در روایت سیال ذهنِ این رمان دیده می‌شود، نه‌فقط عنصری سبکی، بلکه ستون فقراتِ روایت‌اند؛ عناصری که در دلِ این بی‌نظمیِ ظاهری و شکافِ زمانی، انسجامی پنهان ایجاد می‌کنند. در میان این تکرارها، درخت اقاقیا به موتیفی تأثیرگذار و تکان‌دهنده بدل شده است: درختی که از حیاطِ خانه به قبرستان راه می‌یابد و تکثیر می‌شود؛ حضوری که از فضای زیستِ شخصی فراتر می‌رود و به قلمرو مرگ و جمعی‌ترین اشکالِ فقدان وارد می‌شود.
جایی که باید از روی قطعه‌های برهم‌افتاده‌ی بدن‌های ناشناس گذشت.

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights