یک شعر از مهرنوش مستحقانزاده
Select Page
مهرنوش مستحقانزاده | ۲۴ تیر ۱۴۰۵
روبروی آینهی تمام قدی
که تنهایی قدکشیدهام را
بدرقه میکند،
ایستادهام
درست لحظهی خداحافظی
که ضرباهنگ لهجهات
مرا به اسم کوچکم میخواند،
شاخههای آویزان لبم
خوشه خوشه،
انگور میشوند…

