Advertisement

Select Page

یک غزل از رضا حدادیان

یک غزل از رضا حدادیان

 

عمریست دلت شهره‌ی بازار جنون است
ازبس که خریدارِ سَرِ دارِ جنون است

واکن گره از روسریِ توری ات‌، ای ماه!
گیسوی تو صد سلسه طومارِ جنون است

دل در  گروِ برکه‌ی رُخسارِ تو دارد
آیینه اگر تشنه‌ی دیدارِ جنون است

هرگز گله از گردشِ گردون مکن! آخر-
-سرگشتگیِ عقربه ها ،کارِ جنون است

در ساغرِ چشم تو خدا ریخته آشوب
بیهوده جهان بر سَرِ انکارِجنون است

می گرید و می روید و گُل می کُند آتش
وقتی که دلِ کوه، گرفتارِ جنون است

بی نظمیِ منظومِ تو ای عاقلِ سرمست!
همسایه دیوار به دیوارِ جنون است.

#رضاحدادیان

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights