سه شعر از افسانه نجومی
برای اهواز و نخلستانهایاش
نمودار
…………
کارون حتی میتواند برقصد
از مرگ
خودکار قرض بگیرد
آدرس بپرسد از مینارهای زنی در جنوب که در فواصل پلکاش
اروندرود
شمایل لنجیست تکیه داده به رطوبت شرجی
نیشکرهای فواصل ممتد
در تار عنکبوتی شنزار
در افواه عمومی همیشه ضمیمهاند
با نمودارهای رسوب شده در بخار
تا مرگ از شط سر در بیاورد و
بگذارد جنوب
خون موضعی پرسههای طبیعی کوچه را روی دست
چکه کند
با فواصل بسیار
۲
دریا که بسوزد
آفتاب سوختگی هم عبارت جنگیست
مستندی که در تصعید گدازه و خاکستر
جنوب انتحاری خیابان را
در ریتم برزخی جمجمهها ورز میدهد
ببین روی دستهایام
خونمردگی طبیعی نیست؟
وقتی مرورت میکنم
با جاشوها و لنجها و بلمها
البته که
آوار خون برمیگردد
به انقراض خیابان
ویرانهها اما دلایل دیگرند
مصادفاند با پرسههایی که از خاطرات جمعی نخلستان
عبور میکنند
وقتی آسفالت سوخته
ترکیب اضافهایست با الیاف طبیعی
تا تو که خون و رعد و صاعقه در پلکهایات
بلبشوی شناور کوبههاست
به خانه برگردی
از رودخانه بپرسی
با تتوی ضمیمهی پوستات میتوانی
بدون دمام و سنج
دوباره
برقصی؟
۳
انبوه بگیر
از مرغان دریایی بیشمار
از شروهخوانی نخلستان
در حدود غائلهی خارکهای نیم جویدهی در غبار
عقربههایی که در شرجی
خون و همهمه را دور میزنند سریعترند
یا قرائت استخوان در تراکم نیزار؟
حواس از موهایام بتابد
خاک حفره نمیبندد
که ببینی
سوختن در شکل سالبهی درخت فایدهای دارد؟
وقتی مرگ
از لبهی عبور میگذرد
رگهایاش را با رگهای بادهای موسمی میزان میکند
با نخلستان عکس یادگاری میگیرد
تا شروهخوانی ابرها
همهمه بر دارند و اهوازی
با مرثیههای جنوبی مواج
بعد
تراشهای از بلم
در خونریزی رودخانه
تاول رصد کند
از زخم
از حنجره!
#افسانه -نجومی
#شعر-معاصر-فارسی
#شعر-زنان





















