Advertisement

Select Page

حاکم و هیولا؛ شرحی بر کتاب «حاکم و هیولا» اثر ژاک دریدا

حاکم و هیولا؛ شرحی بر کتاب «حاکم و هیولا» اثر ژاک دریدا

 

حاکم و هیولا؛ شرحی بر کتاب «حاکم و هیولا» اثر ژاک دریدا

زمانی که ژاک دریدا در سال ۲۰۰۴ درگذشت، میراثی عظیم از آثار منتشرنشده ‌ی از خود بر جای گذاشت که بخش زیادی از این آثار به شکل درس‌گفتارهای مکتوب بود.
جلد اول«حیوان و حاکم» مجموعه‌ای ست که به‌ بررسی دریدا درباره‌ی پیوند ماندگار میان حیوانیت و حاکمیت آغاز می‌شود. در این سمینار که طی سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۲ برگزار شد، دریدا روند واسازیِ برداشت‌های سنتی از مفهوم انسان و حیوان را پی‌می‌گیرد.
دریدا استدلال می‌کند که حیوان و حاکم رابطه ذاتی باهم داشته و بهم مرتبط هستند. چراکه هر دو هم حیوان و هم حاکم تابع قانون نیستند. حاکم  در جایگاهی بالاتر از قانون می‌ایستد، در حالی که حیوان از جایگاه  پایینِ‌ترقانون و بیرون از قانون قرار گرفته و سقوط می‌کند.
دریدا سپس این پیوند را در میان مجموعه‌ای چشمگیر از متون دنبال می‌کند از افسانه‌ی «گرگ و بره» اثر لافونتن، تا «هیولای دریایی» تورات در اثر هابز یعنی لویاتان، و نیز شعر «مار» از دی. اچ. لارنس. همچنین دریدا به رساله‌ی شهریار ماکیاولی می‌پردازد که در آن میان شاهزادگان و روباه‌ها مقایسه‌ای مفصل صورت گرفته است. او حتی به روایت تاریخی از حضور لویی چهاردهم در تشریح و کالبدشکافی یک فیل، و نیز به اشاره‌ی روسو به گرگینه‌ها، و انسان گرگ‌ها در قرارداد اجتماعی می‌پردازد.
دریدا در ادامه، دولوز، لاکان و آگامبن را نیز وارد عرصه‌ی بحث می‌کند و تمرکز خود را بر پرسش‌هایی درباره‌ی قدرت، حق، عدالت و مرزبندیهای فلسفی میان انسان و حیوان می‌گذارد. در این جلد از کتاب «حیوان و حاکم» و یا به تعبیر عمیق تر «هیولا و حاکم» مقایسه‌ی جالبی بین «خیر و شر» حاکم انجام می‌دهد. دریدا استدلال می‌کند که در طول تاریخ تفکر غرب هماره حاکم و حیوان در محضر قانون نبوده‌اند و به شیوه‌‌ایی از قانون بیرون زده‌اند. حاکم از بالای قانون و حیوان از پایین قانون بیرون زده و سقوط کرده‌است. این مفهوم سقوط نه به معنای قدرت ذاتی بلکه به معنای افول از جایگاه در سلسله مراتب فلسفی و فکری و ارزش‌گذاری بوده است‌. آنجا که هم حاکم و هم حیوان هر دو به هیولا تبدیل شده آمد و مرزهای یکدیگر را محو کرده‌اند. حاکم از مسند قدرت بر اساس قانونی که خود و حاکمیت‌اش ساخته بیرون زده و بیرون در جایگاه حیوانی به هیولا تبدیل شده و عمیقأ مرزهای اخلاقی و معنوی و انسانی را درنوردیده و سقوط کرده است. از همین رو هردو به هم تبدیل شده‌اند. این دو فضایی را در بیرون حق و قانون تصرف کرده‌اند و شباهت‌های ذاتی با هم دارند. فضای بیرون قانون، فراتر از قانون و سرچشمه و نهاد قانون را تصرف کرده‌اند. آنچه این دو ‌را عمیقا بهم مرتبط می‌کند، مسئله قدرت، بقا و زور و بیرون بودن از قانون است. حاکم برای قدرت و بقا‌ی‌اش متوسل به زور و سرکوب و ارعاب و خشونت می‌شود‌ و از هیچ سبعیت و بربریت و جنایتی کم نگذاشته است‌‌ وعملا تبدیل به هیولا می‌شود. شر حاکم درست از همین زیست سیاست و زیست قدرت‌اش ناشی می‌شود و متوسل به خشونت ذاتی و قساوت در جهت بقای حکمرانی‌اش می‌شود‌ و عملا تبدیل به هیولا می‌شود. شر حاکم درست از همین زیست سیاست و زیست قدرت‌اش ناشی می‌شود‌ و متوسل به خشونت ذاتی و بربریت در جهت بقای حکمرانی اش می‌شود.
دریدا باور دارد که سبعیت و بهیمیّت خاص انسان و مناسبات انسانی ‌است‌ و از حیوان چنین سبع و حماقتی سر نمی‌زند. درنده‌گی ‌و قساوت خاص حاکم است‌ و از این‌رو او در فضای تصرف شده بیرون قانون، به یک هیولا تبدیل می‌شود. حاکم در اینجا نه حیوان بلکه تبدیل به هیولایی می‌شود که برای خود حقی فوق ‌بشری و الهی و فرا‌اخلاقی قائل می‌شود. ‌درست از همین نقطه خشونت و سبعیت و قساوت‌اش را با ایده‌های فرا‌طبیعی و آمیخته با ایدولوژی مشروع جلوه می‌دهد و از همین نقطه از حق و از قانون و از اخلاق بیرون زده و سقوط می‌کند و مبدل به هیولا می‌شود. دریدا در این سلسله سخنرانی‌ها که به صورت کتاب درآمده مسئله شر طبیعی و شر مطلق را در نقطه آغازین در تاریخ تفکر غرب بازخوانی می‌کند. شر رادیکال کانتی و خیرو شر در آرا لویناس و همینطور دوگانه خیرو شر در آرا لویی اشتراوس و مبحث خشونت زبان در آرا روسو را با تکیه بر نظراتش در کتاب « درباره گراماتولوژی» در این سلسله سخنرانی‌ها بسط و گسترش می‌دهد. از همین دیدگاه ابتدا مسئله ‌تاریخ نوشتار و خشونت کلامی و نوشتاری را جزو شر حاکم و شر سیاسی حاکم می‌داند.
حاکم در برابر حق و قانون بی پاسخگوست و با تکیه بر خشونت که جزو ذاتی زبان است‌ می‌تواند بر هر اقدام‌، تصمیم گیری، اعمال سیاست و خشونت و سرکوب جامعه در بیرون قانون بایستد و در جهت مشروع سازی خشونت و سبعیت و قساوت از همین ابزار زبانی استفاده نماید. شر حاکم در پیوند با ایمان و دانش از دیدگاه لویناس و در خوانش دریدا، دین را ابزاری در جهت مشروع‌سازی این قساوت فرامی‌خواند. دریدا در جهت تشریح وضعیت حاکم و پیوندش با هیولا به سراغ متونی می‌رود که در تفکر و تاریخ فلسفه غرب از ارسطو، دکارت، کانت تا روسو و لویناس و… همچنان باور بر سلسله مراتب و دوگانه سازی دارد.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights