یک شعر از حسن آنارکو
چرا نیست حدی برای حداکثر
اگر کم است
چرا فقط برای ما
اگر فراوانی ست
چرا فقط برای آنها
در این دغل بازی حداقل حداکثر
برای ما
حداقل دستمزد
چهار دیواری های کوچک و تنگ
تاریک
غذایی بخور نمیر
تن پوشی دست دوم و
ارزان
برای خدایان زر و ز ر و زور
این راحت طلبان بیکار
تا دلت بخواد
قصرهای بلند قامت با زمین های بی حد و حصر
برای ما کار طاقت فرسا سخت بسیار
برای
پول بازان و پول سازان
ثروتی تا محدود و بیشمار
کشتی و هواپیما و جزایر خصوصی
برای ما موتور و یا اتومبیلی فرسوده و کهنه
و یا اتوبوس و قطار درجه دو و سه
عمومی
سهم ما و سهم آنها این چنین است
در دغل بازی حد اقل
حد اکثر





















