یک شعر از شاعر عراقی عامر الطیب
شعر: عامر الطیب
ترجمه: کاظم قریشی
چون محبوبی مینشینم (دوست داشتنی مینشینم)
و ممکن است زنده باشم،
هرچند
احتمالش اندک است.
آب
آهسته موج برمیدارد،
خورشید
از پنجرهها رخت برمیبندد،
اما هیچیک
زیستنم را استوارتر نمیکند.
و آنگاه که
تنِ خویش را
گذرنده در خواب میبینم،
با خود میگویم:
زندگیام چیزی است
که میتوان
بهسادگی
کسی که چشمانش را تا نهایت میگشاید
دوباره به دستش آورد.
اما برای صدمین بار
از آنکه
برای مرگ
دلیلی قانعکننده بتراشم،
ناکام میمانم.
دیرزمانی مینشینم،
به عشقی
که هنوز در راه است
پناه میبرم
تا زنده بمانم؛
تا دوستت بدارم
بر همان چمنی
که سه سالِ پیاپی
بر آن
گام زدیم
و رشد کرد





















