Advertisement

Select Page

یک شعر از فانوس بهادروند

یک شعر از فانوس بهادروند

هنگامی که
ریز پرنده‌ها شکستند
از انکار خویش
تو بنویس از
از هر جا که تبعید شده‌ای
از عشق بگو
ساحتی فراتر
فراتر از رد جنگنده‌ها‌ی بی ۲ (b2)
از جاری خون
بر زخم انگشتانت
از گیسوانم بنویس
که بر پیشانی آفتاب افتاده‌اند
از تپه‌های سبز بنویس
تنها که مانده‌ای
چیزی بگو
از بغض مانده در گلویت
فراتر از های- های- های
فراتر از هرای هول
که سخت می روند
گام هایم در ویرانی روز ها
و کالبد پر غوغای شب
در این روزها که تیرها
وتن را نشانه‌ رفته‌اند !

۱۴۰۴/۴/۲
#فانوس-بهادروند

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights