Advertisement

Select Page

‌دو سال بی‌احمدرضا احمدی؛ شاعری با نگاه مهربانی

‌دو سال بی‌احمدرضا احمدی؛ شاعری با نگاه مهربانی

احمدرضا احمدی، شاعری که با مهربانی به دنیا نگاه کرد

دو سال گذشته است. دو سال بی‌احمدرضا احمدی، بی‌آن صدا، بی‌آن واژه‌های آرام و روشن، بی‌آن‌ نگاهِ مهربانی که حتی به غم هم با نرمی نزدیک می‌شد.
دو سال از خاموشی شاعری می‌گذرد که جهان را به زبان دیگری نوشت؛ زبانی که نه از خشم بود، نه از شعار، نه از تکلف و نه از فریاد. زبان او زبان پنجره بود، زبان برگ، زبان خواب بعدازظهر، زبان سکوتی که در آن هزار زمزمه جاری بود.

در دومین سالگردِ نبودنش، هنوز شعرهایش هستند. هنوز آن جمله‌ها که کوتاه بودند، اما سنگین‌تر از بسیاری خطابه‌ها، در دل ما راه می‌روند. هنوز وقتی از دلتنگی می‌نویسیم، بی‌اختیار یاد کسی می‌افتیم که دلتنگی را با یک جمله‌ی ساده می‌نوشت:

⁠«دلم برای کسی تنگ است،
که نمی‌دانم کیست…»

احمدرضا احمدی از نسلی بود که شعر را از نو آفرید. او ادامه‌ی نیما نبود، ادامه‌ی شاملو نبود، تقلید فروغ نبود؛ او خودِ خود بود. با شعری که بیشتر به نجوای دل می‌مانست، تا به ساختن یک بنای فکری یا ایدئولوژیک. شعر او مثل شیشه‌ی باران‌خورده‌ی پنجره بود: ساده، شفاف، و لبریز از نورهای لرزان.

بزرگی او در همین بود که از چیزهای کوچک نوشت، اما شاعرِ بزرگ باقی ماند.
کسی که جهان را از دریچه‌ی دل می‌دید،
کسی که به جای تفسیر دنیا، آن را به آغوش می‌کشید.

او برای کودکان نوشت، برای خواب‌ها، برای رؤیاها، برای عشق‌هایی که گفته نشدند، برای کسانی که آمدند و بی‌صدا رفتند. و حالا خودش، در آن سویِ واژه‌ها نشسته است. در سکوتی که از جنس شعرهای خودش است.
ما مانده‌ایم و دفترهایی که بوی باران می‌دهند، بوی پنجره، بوی مهربانی.

در دومین سال نبودنت،
نه تنها فراموشت نکرده‌ایم،
بلکه بیش از همیشه،
جای خالی‌ات را در جانِ شعر این سرزمین حس می‌کنیم.

یاد احمدرضا احمدی
همچنان روشن،
همچنان آرام،
و همچنان شاعرانه.

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights